راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
مقاله

مقاله : «برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات: نگرش زيرساختي به فناوري اطلاعات درسازمان»

عنوان مقالهبرنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات: نگرش زيرساختي به فناوري اطلاعات درسازمان
نويسندهجعفرخاني، الهه
زبانفارسي
سال انتشار1388
نشريهنشريه مشتري مداري- نشريه داخلي شركت خدمات پس از فروش سايپا
شماره نشريه74
دوره نشريهآبان 88
صفحه36
چكيده

‌برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ به‌ مفهوم‌ برنامه‌ريزي‌ آينده‌ يك‌ سازمان‌ است، يعني‌ جهتي‌ كه‌ سازمان‌ مي‌خواهد در آن‌ جهت‌ حركت‌ كند و برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات براي هر سازمان، سندي است كه معماري اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژيك مانند ماموريت، اهداف و اولويت هاي سازمان تعيين كرده و برنامه اجرايي لازم براي دستيابي به سيستم ها و پايگاه‌هاي اطلاعاتي را در سطح سازمان تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات منشور و برنامه كلان سازمان در زمينه سيستم‌هاي اطلاعاتي و به طور كلي، فناوري اطلاعات است.

رويكردهاي مختلفي براي‌ برنامه‌ريزي‌ به‌كار برده‌ مي‌شوند. در حال حاضر رويكرد غالب براي تدوين برنامه بلند مدت يا طرح جامع فناوري اطلاعات رويكرد معماري سازماني يا معماري فناوري اطلاعات است. هدف‌ از اين‌ مقاله‌ آشنايي مقدماتي‌ با رويكرد معماري سازماني به منظور برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ سيستم هاي اطلاعاتي مي باشد.

كليدواژهبرنامه ريزي استراتژبك فناوري اطلاعات ؛ برنامه ريزي فناوري اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي ؛ معماري فناوري اطلاعات سازمان ؛ IT Architecture ؛ معماري سازماني ؛ Enterprise Architecture ؛ طرح جامع فناوري اطلاعات سازمان
وضعيت[تمام متن] متن کامل مقاله در ادامه همین صفحه
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري
اين مطلب يكي از مطالبي است كه توسط اعضاي سايت درج شده است.

برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات: نگرش زيرساختي به فناوري اطلاعات درسازمان

نويسنده : جعفرخاني، الهه
سال انتشار : 1388
چكيده

‌برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ به‌ مفهوم‌ برنامه‌ريزي‌ آينده‌ يك‌ سازمان‌ است، يعني‌ جهتي‌ كه‌ سازمان‌ مي‌خواهد در آن‌ جهت‌ حركت‌ كند و برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات براي هر سازمان، سندي است كه معماري اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژيك مانند ماموريت، اهداف و اولويت هاي سازمان تعيين كرده و برنامه اجرايي لازم براي دستيابي به سيستم ها و پايگاه‌هاي اطلاعاتي را در سطح سازمان تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات منشور و برنامه كلان سازمان در زمينه سيستم‌هاي اطلاعاتي و به طور كلي، فناوري اطلاعات است.

رويكردهاي مختلفي براي‌ برنامه‌ريزي‌ به‌كار برده‌ مي‌شوند. در حال حاضر رويكرد غالب براي تدوين برنامه بلند مدت يا طرح جامع فناوري اطلاعات رويكرد معماري سازماني يا معماري فناوري اطلاعات است. هدف‌ از اين‌ مقاله‌ آشنايي مقدماتي‌ با رويكرد معماري سازماني به منظور برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ سيستم هاي اطلاعاتي مي باشد.

كليدواژه : برنامه ريزي استراتژبك فناوري اطلاعات ؛ برنامه ريزي فناوري اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي ؛ معماري فناوري اطلاعات سازمان ؛ IT Architecture ؛ معماري سازماني ؛ Enterprise Architecture ؛ طرح جامع فناوري اطلاعات سازمان

1- مقدمه

گرچه فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) توانايي انسان را افزايش مي‌دهد، با اين وجود چنين پيشرفتهايي اغلب به خودي خود، سبب بهبود زندگي انسان در ابعاد مختلف نمي‌شود. ساز و كار و برنامه‌هاي كلان و راهبردي خاصي نياز است تا بتوان به اين هدف اساسي در بكار گيري ICT دست يافت. مهمترين برنامه‌اي که در نيل به اين اهداف لازم مي‌باشد، برنامه کلان يا طرح جامع فناوري اطلاعات است.

2- تعاريف

  • برنامه ريزي استراتژيك: طبق نظر پيتر دراكر‌ “ برنامه ريزي استراتژيك، فرآيند پيوسته اي از تصميمات سيستماتيك و ريسك پذير و با حداكثر دانش و آگاهي از نتايج آينده است كه به طور سيستماتيك تلاشها و كوشش هايي را كه براي انجام اين تصميم ها مورد نياز است را سازماندهي مي كند و نتايج اين تصميم گيري ها را در مقابل انتظارات ، از طريق بازخورد سيستماتيك و سازمان دهي شده اندازه گيري مي كند( استوارت،1998، 41). برنامه ريزي استراتژيك، فرآيندي است كه در آن مقاصد، اهداف و برنامه ها تنظيم و اجرا مي شوند. البته فرآيندهاي تنظيم و اجرا هر دو تدريجي و پيوسته اند. مقياس زماني براي برنامه هاي استراتژيك حدود سه سال است و بيشتر از پنج سال نخواهد بود، گرچه چشم انداز بلند مدت در سطح كلي تري در نظر گرفته مي شود  اما بايد به اندازه كافي انعطاف پذير باشد تا بتواند به تغييرات پاسخ دهد ( كورال ،1380،6-7). برنامه ريزي استراتژيك بصورت برنامه ريزي جامع و در شكل ابتداي اش  در دهه 1960 آغاز شد. هدف اوليه و اصلي از اجراي برنامه ريزي استراتژيك كنترل كل سازمان بود.
  • برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات: برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات برای هر سازمان، سندی است که معماری اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژیک مانند ماموریت، اهداف و اولویت های سازمان تعیین کرده و برنامه اجرایی لازم برای دستیابی به سیستم ها و پایگاههای اطلاعاتی را در سطح سازمان تعیین می کند. به عبارت دیگر، برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات منشور و برنامه کلان سازمان در زمینه سیستم‌های اطلاعاتی و به طور کلی، فناوری اطلاعات است. (چاروسه)
  • معماري سازماني: واژه معماري معنايي عام را در اذهان ما تداعي مي كند كه ناشي از سابقه آن در تمدن بشري است. براي اين واژه در بستر سازمان و فناوري اطلاعات تعاريف كمابيش مشابهي ارائه شده است. شايد بتوان معماري را ساختاري بنيادين از سيستم ها اجزا و ارتباطات دروني و بيروني و اصول حاكم بر طراحي و نمو آنها دانست. (ansi/ieee Std 1471-2000)
    ازطــرفي واژه Enterprise به هر مجموعه اي از سازمان اطلاق مي شود كه داراي اهداف مشترك و عمليات مشترك باشد. اين مجموعه مي تواند شامل كل سازمان و يا بخشي متمايز دريك سازمان و يا دامنه هاي وظيفه اي از يك سيستم و گاهي حتي مجموعه اي ميان سازماني باشد. (cio Council 2001)
    مجموعاً مي توان اصطلاح معماري سازماني (enterprise Architecture) را چنين تعريف كرد: يك نقشه سازماني است كه ساختار مأموريت و اطلاعات موردنياز سازمان و فناوريهاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح كرده و فرايند گذار براي پياده سازي اين فناوريها را تعريف مي كند. (cio Council 2001) در تعريف موردنظر ما در اين مقاله معماري سازماني عبارتست از ساختار كلي نظام برنـــــــامه ريزي فناوري اطلاعات كه به كارگيري بهينه از فناوري اطلاعات را در جهت دستيابي به استراتژي هاي كسب و كار هدايت مي كند.
     (perks & Beveridge 2003)

3- برنامه ريزی فناوری اطلاعات  و سيستمهای اطلاعاتی(IT/ISP)

برنامه ريزی سازماندهی شده زير ساخت‌ها و سبد سيستمهای اطلاعاتی مورد نياز سازمانی در تمامی سطوح آن است. برنامه ريزی جامع IT در سازمان زير ساخت‌های مورد نياز در همه ابعاد (تکنولوژيک، مديريتی، انسانی و...) را مشخص و متناسب با آن راهنمای سازمان در طراحی و پياده‌سازی سيستمهای مختلف اطلاعاتی و استفاده از ابزار IT است.

  • وارد برنامه‌ريزي راهبردي فناوري اطلاعات را یک وظیفه مدیریتی می داند و تمرکزآن را بر:
    1. انسجام ملاحظات سیستم های اطلاعاتی در فرآیند برنامه ریزی سازمان
    2. برنامه ریزی برای مدیریت اثربخش و بلندمدت و بهینه سازی اثرات اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات
    3. ادغام تمام اشکال دستی، کامپیوتری و ارتباطات
    4. تاکید بر مشکلاتی نظیر آگاهی اندک مدیران، موانع ارتباطی و رویکردهای سازمانی مشکل آفرین
      می داند.
  • Leader& Sethi برنامه ریزی استراتژیک سیستم های اطلاعاتی را فرآیند شناسایی پورتفولیویی از برنامه های کاربردی مبتنی بر کامپیوتر که به سازمان در تحقق اهداف تجاریش کمک می کند می دانند.
    -Wang & Tai اینگونه تعریف کرده اند: برنامه ریزی سیستم های اطلاعاتی یک فرایند مدیریتی است برای ایجاد انسجام سیستم های اطلاعاتی با فرایند برنامه ریزی سازمان، مرتبط کردن برنامه های کاربردی سیستم های اطلاعاتی با اهداف تجاری سازمان و تعیین ضرورت الزامات اطلاعاتی برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاه مدت سازمانی.
  • برنامه‌ريزي راهبردي فناوري اطلاعات بعنوان اولين گام فرآيند معماري سازماني؛ شامل تعيين چشم‌اندازها و اهداف ماموريتي؛ تعيين نيازمندي‌هاي راهبردي و تهيه سند راهبردي فناوري اطلاعات، است. هدف از برنامه‌ريزي راهبردي فناوري اطلاعات ايجاد هم‌راستايي بين كاربرد‌هاي فناوري اطلاعات با راهبردهاي كسب و كار سازمان است.
  • تطبيق برنامه ريزی فناوری اطلاعات سازمان با اهداف اساسی سازمانی، يکی از چالشهای مطرح در IT/ISP است که به دنبال آن افزايش بهره‌وری سازمان خواهد بود.
  • بر اساس مطالعات صورت گرفته IT/ISP، يکی از مهمترين مسائل مديران IT و مديران ارشد سازمان ها در سالهای اخير بوده است.

4- در فرايند تدوين استراتژي به سه سئوال بايد پاسخ داد :

  1. در حال حاضر وضعيت ارائه خدمات مرتبط با فناوري اطلاعات سازمان چگونه است؟
  2. وضعيت اينگونه خدمات چگونه بايد باشد؟
  3. بهترين مسير حركت به سمت وضعيت مطلوب چيست؟

بايد بدانيم برای اين منظور چه فعاليتهایي لازم است انجام شود (فعاليتها)

5- دستاوردهاي برنامه ريزي استراتژيك فن آوري اطلاعات

مهم ترين دستاوردهاي حاصل از برنامه ريزي استراتژيك فن آوري اطلاعات به شرح ذيل خواهد بود:

  1. صرفه جويي در سرمايه گذاري در زمينه فن آوري اطلاعات و هدفمند نمودن آن
  2. فراهم سازي بستر مناسب براي پياده سازي سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه
  3. متحول شدن و نوسازي زير ساخت هاي موجود فن آوري اطلاعات سازمان در راستاي هماهنگي با آخرين فن آوري هاي روز.
  4. مسائلي که بايد در برنامه ريزي استراتژيك سيستم هاي اطلاعاتي، مشخص شده و مورد بررسي قرار گيرند
  5. تشخيص فواصل و شکاف‌هاي وضعيت موجود با معماري مطلوب
  6. شناسايي و بررسي موانع
  7. طراحي گزينه‌ها و جايگزينهاي ممكن
  8. تحليل مقايسه‌اي جايگزين‌ها و انتخاب گزينه برتر
  9. تعيين برنامه‌ها و راهبردهاي پياده سازي ICT
  10. تشخيص منابع مورد نياز براي دستيابي به وضعيت مطلوب
  11. شريح و تعيين پروژه‌هاي اولويت دار و تهيه اطلاعات لازم براي توليد  RFP آنها

6- رويكرد هاي ‌برنامه‌ريزي ‌استراتژيك ‌اطلاعات‌

‌در ذيل‌ به‌ توضيح‌ چندين‌ رويكرد برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ اطلاعات‌ مي‌پردازيم:

6-1- شبكه‌ استراتژيك‌ مك ‌فارلان‌ و مك‌كني‌

 ‌شكل‌ 1 مشابه‌ شبكه‌هايي‌ است‌ كه‌ گروه‌ مشاوران‌ بوستون‌ و جنرال‌ الكتريك‌ ايجاد كرده‌ بودند و براي‌ انتخاب‌ استراتژي‌ ارتباط‌ براي‌ شركت‌ مناسب‌ است. ‌اف‌ دبليومك‌ فارلان‌ و جي‌ال‌ مك‌كني‌ (1982)  چهار دسته‌ از شركتها را شناسايي‌ كرده‌ كه‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ اثرات‌ استراتژيك‌ متفاوتي‌ بر روي‌ آنها دارند. آن‌ چهار دسته‌ به‌عنوان‌ استراتژيك‌STRATEGIC) )، چرخشي‌TURNAROUND) )، كارخانه‌ (FACTORY) و حمايتي‌SUPPORT) ) نامگذاري‌ شده‌اند. هريك‌ از اين‌ چهار دسته‌ نيازهاي‌ سازماني‌ مختلفي‌ را براي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ نشان‌ مي‌دهند. (Ward،2002، P:42)

 

استراتژيك

چرخشي

استراتژى IT:
هدايت مزيت
بطورمتمركز برنامه ريزى شده
استراتژى IT:
بطورمتمركز برنامه ريزي شده
هدايت متمركز يا بازار آزاد
استراتژى IT:
منبع كمياب
اعضا, بازار آزاد
زيان ضرورى
استراتژى IT:
اعضا
منبع كمياب

حمايت

كارخانه


شكل‌ 1 – ماتريس ‌تكنولوژي‌ اطلاعات‌ استراتژيك‌

6-2- استراتژي‌ ارتباط‌ پارسونز

يك‌ هدف‌ عمده‌ برنامه‌ريزي‌ IS اين‌ است‌ كه‌ اطمينان‌ حاصل‌ كند نيازهاي‌ شركت‌ براي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مطابق‌ با چارچوب‌ شركت‌ براي‌ مديريت‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ باشد. براي‌ تاكيد بر اهميت‌ اين‌ سازگاري، شركتها بايد از استراتژي‌ ارتباط‌ برنامه‌ تجاري‌ و اطلاعات‌ خود آگاهي‌ داشته‌ باشند. (1983PARSONS, ) گئورگي‌ ال‌ پادسونز 6استراتژي‌ ارتباط‌ عمومي‌ را پيشنهاد كرد كه‌ چارچوب‌ مديريت‌ گسترده‌اي‌ را براي‌ هدايت‌ استفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در شركت‌ ارائه‌ مي‌كند. هريك‌ از 6 استراتژي‌ مختلف، رويكردي‌ را طرح‌ريزي‌ مي‌كند كه‌ شركت‌ مي‌تواند اهداف‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ و خطمشي‌ها را ايجاد كرده، پروژه‌ها را ارزيابي‌ كند، منابع‌ را تخصيص‌ دهد واستانداردهاي‌ عملكرد را تعيين‌ نمايد. ميزاني‌ كه‌ شركتها به‌طور آگاهانه‌ هريك‌ از 6 استراتژي‌ را انتخاب‌ كرده‌اند، متغير است. برخي‌ شركتها هيچ‌ استراتژي‌ مشخصي‌ ندارند. در اين‌ شركتها با استراتژي‌ تصادفي‌ كاربردهاي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ (IT) معمولاً‌ دربرآوردن‌ نيازهاي‌ شركت‌ كمتر موفق‌ بوده‌ وIT به‌ علت‌ اينكه‌ مديران‌ ارشد، كاربران‌ و بخش‌ داخلي‌IS هيچ‌ چارچوب‌ مشتركي‌ را براي‌ عمل‌ ندارند، عملكرد غيرموثري‌ دارند. 6استراتژي‌ پارسونز عبارتند از:

  • به‌طور متمركز برنامه‌ريزي‌ شده
  • هدايت‌ مزيت
  • بازار آزاد
  • انحصار
  • منابع‌ كمياب
  • زيان‌ ضروري

6-3- عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌

 ‌جان‌ روكارت‌ و همكارانش‌ در سال‌ 1977 توسعه‌ روشي‌ را براي‌ تعريف‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ اجرايي‌ آغاز كردند. نتيجه‌ كارشان‌ روش‌ عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ است. اين‌ روش‌ بر تك‌تك‌ مديران‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ فعلي‌ آنها تمركز مي‌كند. روش‌ عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ مي‌تواند براي‌ كمك‌ به‌ شركتها در شناسايي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌اي‌ كه‌ آنها نياز دارند مورد استفاده‌ قرار گيرد.‌براي‌ هر مدير اجرايي، عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ تعدادي‌ زمينه‌هاي‌ راهنما در مورد كار است‌ كه‌ اين‌ زمينه‌ها بايد به‌منظور رشد و پيشرفت‌ سازمان‌ به‌درستي‌ حركت‌ كنند. معمولاً‌ كمتر از 10 مورد از اين‌ عوامل‌ هستند كه‌ هر مدير اجرايي‌ بايد در نظر بگيرد. به‌علاوه‌ آنها خيلي‌ وابسته‌ به‌ زمان‌ هستند. زمينه‌هاي‌ كليدي‌ بايد توجه‌ و دقت‌ يكساني‌ را از جانب‌ مدير اجرايي‌ دريافت‌ كنند، در عين‌ حال‌ تحقيق‌ CENTER FOR INFORMATION SYSTEMS RESEARCH(CISR ) دريافت‌ كه‌ بيشتر مديران‌ به‌طور آشكار اين‌ عوامل‌ بحراني‌ را شناسايي‌ كرده‌اند.

روكارت‌ دريافت‌ كه‌ چهار منبع‌ براي‌ شناسايي‌ اين‌ عوامل‌ وجود دارد. منبع‌ اول‌ صنعتي‌ است‌ كه‌ كسب‌وكار در آن‌ است. هر صنعتي‌ عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ دارد كه‌ با هر شركت‌ در آن‌ صنعت‌ مرتبط‌ است. منبع‌ دوم‌ خود شركت‌ است‌ و موقعيت‌ آن‌ در داخل‌ صنعت‌ اعمال‌ و كارهاي‌ شركتهاي‌ بزرگ‌ و مسلط‌ در يك‌ صنعت‌ به‌ احتمال‌ زياد يك‌ يا چند عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ را براي‌ شركتهاي‌ كوچك‌ در آن‌ صنعت‌ فراهم‌ خواهدكرد. به‌علاوه‌ چندين‌ شركت‌ ممكن‌ است‌ همان‌ عوامل‌ را داشته‌ اما در همان‌ زمان‌ اولويتهاي‌ مختلفي‌ براي‌ آن‌ عوامل‌ داشته‌ باشند. ‌منبع‌ سوم‌ عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ محيط‌ است، از قبيل رويه‌هاي‌ مصرفي، اقتصاد، عوامل‌ سياسي‌ كشور (يا كشورهايي) كه‌ شركت‌ در آن‌ فعاليت‌ مي‌كند. منبع‌ چهارم‌ عوامل‌ سازماني‌ زودگذر است‌ - يعني‌ زمينه‌هايي‌ از فعاليت‌ شركت‌ كه‌ به‌طور عادي‌ به‌ آنها توجه‌ نمي‌شود. در حالي‌ كه‌ بايد به‌ آنها توجه‌ كرد.

‌علاوه‌ بر اين‌ چهار منبع، روكارت‌ دو عامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ را پيدا كرد. يكي‌ را نظارت‌(MONITORING) نام‌ گذاشت‌ - يعني‌ حفظ‌ عمليات‌ درحال‌ انجام‌ - دومي‌ را ساختن‌(BUILDING) نام‌ گذاشت‌ - يعني‌ پيگيري‌ پيشرفت‌ برنامه‌ها براي‌ تغيير كه‌ به‌وسيله‌ مديراجرايي‌ آغاز شده‌ بود. روكارت‌ به‌ عوامل‌ موفقيت‌ بحراني‌ از سازماني‌ به‌ سازماني‌ و از دوره‌ زماني‌ به‌ دوره‌ زماني‌ و از مديري‌ به‌ مدير ديگر متفاوت‌ نگاه‌ مي‌كند.

6-4- برنامه‌ريزي‌ سيستم‌هاي‌ تجاري‌

 ‌متدولوژي‌ ديگري‌ كه‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ وجود دارد، برنامه‌ريزي‌ سيستم‌هاي‌ تجاري‌(BUSINESS SYSTEMS PLANNING =BSP) است‌ كه‌ به‌وسيله‌ شركت‌IBM به‌وجود آمده‌ است. اين‌ رويكرد معروفترين‌ رويكرد برنامه‌ريزي‌ است. ‌فلسفه‌ اصلي‌ سيستم‌هاي‌ تجاري‌ اين‌ است‌ كه‌ داده‌ يك‌ منبع‌ شركت‌ است. به‌ همين‌ دليل‌ بايد از يك‌ نقطه‌نظر كلي‌ سازماني‌ اداره‌ شود، به‌طوري‌ كه‌ بتواند بهترين‌ خدمت‌ را به‌ اهداف‌ سازمان‌ كرده‌ و از فعاليتهاي‌ تصميم‌گيري‌ آن‌ حمايت‌ كند.« داده‌هاي‌ موسسه» واژه‌ مورد استفاده‌ براي‌ مجموعه‌ كاملي‌ از داده‌هاي‌ شركت‌ است. در عمل‌ اين‌ واژه‌ براي‌ آن‌ دسته‌ از داده‌هاي‌ شركت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ امكان‌ كامپيوتري‌ شدن‌ دارند. همان‌طور كه‌ سيستم‌هاي‌ اداري‌ توسعه‌ مي‌يابند مقدار بيشتري‌ از داده‌هاي‌ يك‌ سازمان‌ مبتني‌ بر كامپيوتر خواهدشد. تعريف‌ اين‌ حجم‌ وسيع‌ از داده‌ها كار بسيار مشكلي‌ است‌ به‌طوري‌ كه‌ سازمانهاي‌ زيادي‌ تلاشي‌ در اين‌ مورد انجام‌ نمي‌دهند. اگرچه‌ سازمانهايي‌ كه‌ تلاش‌ كرده‌اند تا داده‌هاي‌ موسسه‌ را تعريف‌ كنند اغلب‌ از سيستم‌هاي‌ تجاري‌ مربوط‌ به‌ شركت‌IBM  استفاده‌ كرده‌اند.

‌هدف‌ سيستم‌هاي‌ تجاري‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ معماري‌ ثابت‌ اطلاعات‌ را كشف‌ كند كه‌ همه‌ فرايندهاي‌ تجاري‌ را پشتيباني‌ كند. هنگامي‌ كه‌ نيازهاي‌ داده‌اي‌ اصلي‌ يك‌ فرايند تجاري‌ (مانند خريد) مشخص‌ شدند تا زماني‌ كه‌ فرايند بدون‌ تغيير باقي‌ بماند، چارچوب‌ اطلاعات‌ نيز ثابت‌ خواهدماند.

همچنين‌ برنامه‌ريزي‌ سيستم‌هاي‌ تجاري‌ از اين‌ چارچوب‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ مبنايي‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ آينده‌ استفاده‌ مي‌كند.

6-5- مراحل‌ رشد نولان

مدل‌ مراحل‌ رشد وظيفه‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در يك‌ سازمان‌ (شكل‌ 2) مي‌تواند به‌عنوان‌ چارچوبي‌ براي‌ ارزيابي‌ ويژگي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ (INFORMATION SYSTEMS = IS) در سازمان‌ به‌كار رود. (1979(NOLAN  تاكيد اصلي‌ نولان بر اين‌ است‌ كه‌ بخش‌IS  در يك‌ شركت‌ از ميان‌ شش‌ مرحله‌ توسعه‌ عبور مي‌كند. همان‌طور كه‌ سازمان‌ از بين‌ شش‌ مرحله‌ رشد مي‌كند، توانايي‌ سيستم‌هاي‌ آنها، روشهايي‌ براي‌ كنترل‌ آنها و درك‌ آنها جامع‌تر و پيشرفته‌تر مي‌شوند. پيشرفت‌ تا مرحله‌ بلوغ‌ به‌ شركت‌ امكان‌ مي‌دهد كه‌ براي‌ حفظ‌ وظيفه‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ كمتر تلاش‌ كند و كوشش‌ خود را بيشتر بر استفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ براي‌ تامين‌ مزيتهاي‌ عملياتي‌ و استراتژيك‌ متمركز سازد. (Ward،2002، P:10)
 


شكل‌ 2 - مراحل‌ رشد نولان‌

6-6- تحليل‌ استراتژي‌ سرمايه‌گذاري‌

 چارچوب‌ ديگري‌ براي‌ حمايت‌ از برنامه‌ريزي‌ سيستم‌ها مبتني‌ بر برخي‌ تكنيك‌هاي‌ سنتي‌ برنامه‌ريزي‌ پروتفوليو و تحليل‌ سرمايه‌گذاري‌ است. (DAVID NORTON) ديويد نورتون، مدير نولان‌ و همكارانش‌ رويكردي‌ را كه‌ در شركت‌ استفاده‌ شد براي‌ كمك‌ به‌ مشتريان‌ در تعيين‌ استراتژي‌ سرمايه‌گذاري‌ آنها براي‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ شرح‌ مي‌دهد. نورتون‌ انتظار داشت‌ كه‌ چهار نوع‌ عمده‌ از كاربردهاي‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ در دهه‌ 90 مورد استفاده‌ قرار گيرد:

  • رويه‌هاي‌ معمول‌ - پردازش‌ تعاملهاي‌ داخلي، همان‌طور كه‌ در بسياري‌ از سيستم‌هاي‌ پردازش‌ داده‌اي‌ امروزي‌ بيان‌ شده‌ است
  • سيستم‌هاي‌ پشتيباني‌ حرفه‌اي: از قبيل‌ پشتيباني‌ مهندسي، پشتيباني‌ تصميم‌گيري‌ مديريتي‌ و فعاليتهاي‌ مشابه
  • خودكاري‌ فيزيكي
  • سيستم‌هايي‌ كه‌ كاربران‌ خارج‌ از شركت‌ از قبيل‌ مشتريان‌ و تامين‌كنندگان‌ را به‌ كار مي‌گيرند.

‌هزينه‌هايي‌ براي‌ تامين‌ يك‌ زيربناي‌ فني‌ اساسي‌ براي‌ استفاده‌ و توسعه‌ اين‌ كاربردها انجام‌ خواهد شد. شبكه‌هاي‌ ارتباط‌ از راه‌ دور، استانداردهاي‌ پايگاه‌ داده‌ و نرم‌افزارهاي‌ ديگر سيستم‌ نمونه‌هاي‌ اصلي‌ هستند. ‌به‌منظور ايجاد چارچوبي‌ براي‌ استراتژي‌ سرمايه‌گذاري‌ يك‌ جدول‌ دو بعدي‌ تنظيم‌ مي‌شود (به‌ گفته‌ نورتون) كه‌ چهار نوع‌ سيستم‌ و زير ساخت‌ در ستونها و در سطرها اجزاء عملكردي‌ اصلي‌ تجارت‌ مانند تحقيق‌ و توسعه، توليد، بازاريابي‌ و ساير وظايف‌ و امور خدماتي‌ و حمايتي‌ قرار مي‌گيرند.(شكل‌ 3)

 ‌نورتون‌ نشان‌ داد كه‌ تفاوتهاي‌ زيادي‌ در روشهايي‌ كه‌ شركتها در سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاري‌ مي‌كنند وجود دارد. نورتون‌ مي‌گويد كه‌ انجام‌ چنين‌ تجزيه‌ و تحليلي‌ به‌ اقامه‌ دليل‌ يا دلايل‌ كافي‌ و صحيح‌ براي‌ استفاده‌ از تكنولوژي، كمك‌ مي‌كند. اين‌ موضوع‌ به‌ مديران‌ امكان‌ مي‌دهد كه‌ از دور به‌ جايي‌ كه‌ در حال‌ حاضر سرمايه‌گذاري‌ شده‌ بنگرند و سپس‌ تصميم‌ بگيرند كه‌ به‌منظور همسوكردن‌ سرمايه‌گذاري‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ با استراتژي‌ تجاري‌ بايد در كجا قرار بگيرند.

 

 
شكل‌ 3 - محصولات‌ و مشتريان‌ سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌

6-7- مدل چهار مرحله ای IT/ISP 

مدل چهار مرحله ای برنامه ريزی فناوری اطلاعات، زير ساخت توسعه سبد سيستمهای اطلاعاتی سازمان است که به نحو مناسبی با استراتژيهای سازمانی، همسو شده و توان ايجاد مزيت رقابتی برای سازمان را دارد.

  1. Strategic IT planning: ايجاد ارتباط بين برنامه ريزی استراتژيک سازمان و برنامه IT سازمان
  2. Information requirements analysis: شناخت نيازهای اساسی سيستمی سازمان به منظور توسعه معماری اطلاعات استراتژيک
  3. Resource allocation : تخصيص همزمان منابع توسعه برنامه های IT و منابع عملياتی
  4. Project planning: طراحی برنامه اجرايي توسعه سيستمهای طراحی شده و تخصيص منابع لازم برای توسعه اين سيستمها

7-  ديدگاه هاي موجود براي طرح كلان

  • مديريت و برنامه ريزي سازماني(ERP)
  • استراتژي فناوري اطلاعات سازمان( IT STRATEGY)
  • سيستم جامع سازمان( TOTAL SYSTEM)
  • سيستم هاي اطلاعات مديريت (MIS)
  • معماري سازماني(Enterprise Architecture)
  • مهندسي مجدد( BPR)
  • طرح جامع سازمان(Master Plan)
  • معماري فناوري اطلاعات سازمان(IT Architecture)

8- رويکرد معماري سازماني براي تدوين برنامه کلان ICT

به زعم «جان زكمن» نظريه پرداز عرصه معماري سازماني: «ضرورت تغيير به روز بودن كيفيت گرايي و شتاب تغييرات شرايطي را فراهم آورده كه ما را مجبور به روي آوردن به سوي معماري سازماني مي كند. در قرن 21 معماري عامل تعيين كننده در موفقيت يا شكست بقا و يا فناي سازمانهاست. (ZACHMAN 1997)
درسال 1996 قانوني در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه به قانون كلينگر-كوهن معروف شد. مطابق اين قانون، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماريIT خود را تنظيم نمايند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري IT يكپارچه در هر سازمان مطابق اين قانون بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي (CIO) آن سازمان قرار گرفت. قانون كلينگر- كوهن، معماري IT را چنين تعريف مي كرد: « يك چارچوب يكپارچه براي ارتقاء يا نگهداري فناوري موجود و كسب فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبردي سازمان و مديريت منابع آن ».

بدنبال تصويب قانون كلينگر كوهن، كه مهمترين سند قانوني در مورد الزام تنظيم معماري اطلاعاتي در سازمان هاي دولتي آمريكاست، سازمان مديريت و بودجه ريزي آمريكا (OMB) نيز رهنمودي كه در سال 1996 منتشر ساخت، بر لزوم هماهنگي طرح ها و هزينه هاي انجام شده توسط مؤسسات فدرال آمريكا، از جمله وزارتخانه ها، سازمانها، نيروهاي نظامي و دانشگاه هايي كه از بودجه دولتي استفاده مي كنند، پروژه هايي را براي تنظيم و تدوين معماري اطلاعاتي خود به انجام رسانده اند.

اما به طور مشخص مزايا و منافع ناظر بر رويكرد معماري سازماني را مي توان در دو دسته كلي گروه بندي كرد. (1) منافع عام مترتب بر كسب و كار سازمان (2) منافع مترتب بر بخش فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي و منابع فناوري اطلاعات پشتيبان كسب و كار.

  • معماري سازماني، آينده سازمان در زمينه هاي کسب و کار، برنامه ها، اطلاعات و تکنولوژي را تعريف مي‌کند.
  • معماري سازماني عبارتست از : نقشه هاي فني براي تعريف قانونمند و کامل وضعيت موجود (خط مبنا) سازمان و محيط مطلوب.
  • معماري سازماني پلي است بين استراتژي‌هاي سازمان و پياده‌سازي آنها
  • معماري سازماني نگرشي است كلان به مأموريت‌ها و وظايف سازماني، فرايندهاي كاري، موجوديتهاي اطلاعاتي، شبكه‌هاي ارتباطي، سلسله مراتب و ترتيب انجام كارها در يك سازمان كه با هدف ايجاد سيستم‌هاي اطلاعاتي يكپارچه و كارآمد
  • هدف از طراحي معماري سازماني تهيه يك برنامه كاري در لايه معماري اطلاعات، معماري كاربردها و معماري فناوري است.
  • طراحي معماري سازماني فرايند تعريف لايه‌هاي معماري براي تامين اطلاعات مورد نياز سازمان بوده و نقشه‌اي براي اجراي لايه‌هاي معماري مي‌باشد.

8-1- چرا رويکرد معماري سازماني ؟

نيروهاي پيشران نهفته در معماري سازماني کدامند؟

  • نياز به تغيير و تحول، جدي‌ترين نياز سازمان ‌هاست و معماري سازماني ابزار تغيير است. در ده سال گذشته محيط ها و فناوري هاي اطلاعاتي با سرعت چشم‌گيري در حال تغيير و تحول بوده اند. به عبارت ديگر، فناوري هاي جديد اطلاعاتي هنوز از گرد راه نرسيده كهنه مي‌شوند و سازمان ها براي مجهز نگهداشتن خود به آخرين فناوري ها ناگزيرند به طور مستمر هزينه هاي هنگفتي را متحمل شوند.
  • محدوديت بودجه و منابع مالي سازمان ها را وا مي دارد كه در زمينه سرمايه‌گذاري بر روي فناوري اطلاعات با دقت و صرفه جويي بيشتري عمل كنند و دلايل و توجيهات اقتصادي محكمي براي هزينه ها مورد نياز است.
  • نياز به شناسايي موقعيت فعلي، موقعيت مطلوب و مسير موردنظر

8-2- اهداف اصلي معماري سازماني

  • تبديل فناوري اطلاعات از حالت ابزار به يكي از منابع سازمان و در خدمت مأموريت هاي سازمان
  • تهيه برنامه راهبردي فناوري اطلاعات، تهيه معماري وضع موجود، تهيه معماري وضع مطلوب، تهيه طرح انتفالي از موجود به مطلوب و ارزيابي و بروز رساني معماري
  • طراحي و پياده‌سازي فناوري اطلاعات و سودمند نمودن بهره‌برداري از اطلاعات و فناوري اطلاعات از طريق ايجاد رابطه بين اطلاعات سازمان و فرايندهاي حال آينده در سازمان

8-3- مزايا

  • سبب همکاري بين فرآيندهاي IT و کسب و کار مي‌شود.
  • تضمين مي‌کند که IT مستقيماً از اهداف استراتژيک پشتيباني مي‌کند.
  • سبب استفاده از تکنولوژي‌هاي نوظهور مي‌شود.
  • خريد در زمينة IT را بهبود مي‌بخشد.
  • هزينه‌هاي ارتقاء را کاهش مي‌دهد.
  • هزينه‌هاي پشتيباني IT و هزينه‌هاي بلندمدت نگهداري را کاهش مي‌دهد.
  • اتفاق نظر واحدهاي ديگر کسب و کار سازمان را در جهت زمينة فعاليتهاي IT کمک مي‌کند.
  • تسهيل مديريت تغيير
  • ارتقاء اشتراک داده
  • کاهش افزونگي داده‌ها
  • کاهش زمان چرخة توليد نرم‌افزار
  • مهندسي مجدد برنامه‌ها
  • تحقق مزاياي سرمايه‌گذاريها
  • کمتر شدن خسارت ناشي از ترک کارمندان کليدي
  • مهمترين مزيت: ساختار سازمان را کامل مي‌کند

8-4- هرم معماري سازماني

براي سهولت جامع نگري در شناخت حوزه عمل فناوري اطلاعات و بازآفريني سازمان مبتني بر فناوري اطلاعات رويكرد معماري سازماني عمدتاً از مدل هرم معماري فناوري اطلاعات ارائه شده توسط موسسه ملي استانداردهاي فناوري آمريكا تبعيت مي كند.

(شكل شماره 4)

شكل شماره4 نشانگر لايه هاي مختلف برنامه ريزي و استقرار فناوري اطلاعات در يك سازمان است كه از آن به عنوان هرم معماري اطلاعات سازمان و يا به اختصار معماري سازماني نام برده مي شود.

همان طور كه مشاهده مي شود براي معماري سازماني مبتني بر فناوري اطلاعات رويكردي لايه اي به كار گرفته شده است كه از پايين به بالاي هرم هر لايه بستر و محمل لايه بالادستي خود است و ازطرفي برنامه‌ريزي براي پياده ســازي آن از بالا به پايين صورت مي گيرد. همچنين اين هرم نشانگر آن است كه معماري سازمان برمبناي فناوري اطلاعات مستلزم مشاركت تمامي سطوح استراتژيك مياني و عملياتي سازمان در فرايند معماري است كه اين خط سير در هرم مشهود است يعني از سطوح بالا به پايين ماهيت استراتژيك به عملياتي نزديك مي شود و اين بدان جهت است كه اين فناوري تمام سطوح سازماني را متأثر ساخته و در تصميم گيريهاي تمامي اين سطوح حضور دارد.

در واقع امروزه اطلاعات به عنوان منبعي استراتژيك به موازات ساير منابع سازماني (منابع مالي نيروي انساني تجهيزات و تكنولوژي) شناخته مي شود. از اين رو فناوريهاي مربوط به تهيه و به كارگيري اطلاعات نيز اهميتي استراتژيك براي سازمانها يافته است.

حال براي شناخت بهتر رويكرد معماري سازماني بهتر است هرم معماري سازماني را با دقت بيشتــــري بنگريم. لذا از بالا به پايين لايه هــــاي مختلف آن را به اجمال بررسي مي كنيم.

  1. لايه كسب و كار :نوك هرم معماري فناوري اطلاعات جنبه هاي مربوط به كسب و كار و تجارت سازمان را تشريح مي كند. در اين سطح مباحثي چون استراتژي هاي كسب و كار و فناوري سازمان خط مشي ها دامنـــه و تصميم گيري درمورد پارادايم هاي تجاري فناوري اطلاعات مانند كسب و كار الكترونيك و... از فعاليتهايي است كه در اين سطح انجام مي شود. همچنين در اين لايه مواردي چون ساختار سازماني فرايندهاي كسب و كار سيستم هاي برنامه‌ريزي و كنترل و همچنين مكانيسم هاي اداري و مديريتي براي حصول به استراتژي ها و اهداف سازماني تشريح و ارتباط ميان آنها مدل سازي مي شود.
  2. لايه اطلاعات: با ظهور سيستم هاي رايــــانه اي و گسترش استفاده از آنها در سازمانها به مرور زمان مشخص شد كه مكانيزاسيون فرايندها و عمليات الزاماً صحت و كارايي آنها را تضمين نمي كند. به عبارت ديگر اينكه فرايندهاي ناقص و غيربهينه باشد مكانيزاسيون آن تنها سبب تسريع در انجام «يك كار اشتباه» مي شود لذا براي كاربرد بهينه فناوري اطلاعات بايد اطلاعات موردنياز و در جريان فرايندهاي سازمـــان بهينه سازي و مدل سازي شود. سپس برمبناي خوشه بندي اطلاعات و ارتباطات گروههــاي اطلاعاتي با فرايندهاي كاري سيستم هاي موردنياز ســـــازمان مشخص مي شوند. در اين لايه مباحثي چون مهندسي مجدد فرايندها (BPR) براي اصلاح و بهينه سازي گردش كار و اطلاعات مطرح مي گردد. اطلاعات اصلي مورد نياز براي انجام وظايف سازماني در لايه معماري اطلاعات شناسايي مي‌شوند. در اين لايه مدلهاي منطقي اطلاعات دسته هاي داده مخازن داده و ارتباط آنها با وظايف سازمـــــان و سيستم هاي برنامه هاي كاربردي شنـــــاسايي و تعريف مي گردند. ابتدا نواحي موضوعي سازمان شناسايي و دسته بندي شده و از طريق آن مدل اطلاعاتي تهيه مي شود. در ادامه بانكهاي اطلاعاتي منطقي و ارتباط بين نواحي موضوعي و وظايف سازماني در غالب نمودارهاي مختلف مدل سازي مي شوند. مباحثي چون مكانيسم ها و رويه هاي مديريت دانش نيز در اين لايه مطرح مي شود.
  3. لايه برنامه هاي كاربردي: اين لايه دربرگيرنده سيستم هاي كاربردي است كه براي دستيابي به كاركردهـــــاي تعريف شده در لايه هاي بالايي لازم مي آيند.
    سيستم هايي چون برنامه ريزي منابع سازمان (ERP) مديريت ارتباطات با مشتري (CRM) سيستم هاي اطلاعاتي مديريت (MIS) سيستم هاي مديريت زنجيره عرضه (SCM) و... در اين لايه لحاظ شده اند. شناسايي و توصيف برنامه هاي كاربردي و ماژولها و ارتباط آنها با فرايندهاي سازمان و ساير برنامه هاي كاربردي در لايه معماري برنامه هاي كاربردي انجام مي شود. ارتباط بين برنامه هاي كاربردي با وظايف سازمان و همچنين با نواحي وظيفه اي سازمان از موارد ديگري است كه در ادامه طراحي اين لايه از معماري تدوين مي شوند.
  4. لايه فناوري يا زيرساختها: اين لايه در حقيقت پيكره ظاهري فناوري اطلاعات و آن چيزي است كه در اذهان عموم از فناوري اطلاعات متصور است. اين سطح از فناوري اطلاعات دربـــرگيرنده فناوري هاي سخت افزاري و نرم افزاري ازجمله ريز  پردازنده ها رايانه هاي شخصي شبكه هاي رايانه اي زيرساختهاي مخابراتي و الكترونيكي بسترهاي نرم افزاري و... مي شود. درحقيقت استقرار سيستم هاي اطلاعاتي سازمان بر محمل اين لايه انجام مي‌گيرد. در لايه معماري زيرســـــاختها فناوريهاي سخت افزاري نرم افزاري و شبكه هاي مخابراتي موردنياز براي استقرار سيستم هاي كاربردي سازمان شناسايي و تبيين مي گردند. نيازمندي‌ها و موجوديهاي تكنولوژيكي سازمان براساس چهار ناحيه تكنولوژيكي اصلي (بستر نرم افزاري مديريت داده ها و سيستم هاي عامل سخت افزارهاي پردازش اطلاعات فناوري‌هاي مخابراتي و ميان افزارها) طبقه بندي مي گردند. به هرحال آنچه از فناوري اطلاعات در وهله اول به چشم مي آيد همين جنبه هاي تكنولوژيك آن است كه شيفتگي بيش از حد به اين لايه سرابي است كه چشم اغلب سازمانهاي ما را به خود معطوف كرده و آنها را از فهم فلسفه و مباني (لايه هاي بالاتر) كاربردهاي فناوري اطلاعات غافل داشته است. چه بسيارند سازمانهايي كه به آخرين مدل فناوريهاي رايانه اي مجهزند اما كمترين درصد منافع مترتب بر آن را جذب مي كنند.

8-5- تدوين معماري سازماني

فرآيند معماري شامل سه فاز اصلي برنامه ريزي راهبردي فناوري اطلاعات، برنامه ريزي معماري سازماني، و است.

  • فاز برنامه ريزي راهبردي فناوري اطلاعات شامل تعيين چشم اندازها، و اهداف ماموريتي؛ مطالعه تطبيقي؛ تعيين نيازمنديهاي راهبردي؛ تهيه سند راهبردي فناوري اطلاعات
  • فاز برنامه ريزي معماري سازماني شامل جلب نظر مديريت عالي؛ سازماندهي مديريتي؛ تعريف فرآيند معماري سازماني؛ ايجاد معماري وضع موجود؛ ايجاد معماري وضع مطلوب؛ ايجاد طرحهاي انتقالي؛ تعريف فرآيندهاي بروز رساني معماري
  • فازاجراي معماري سازماني شامل نهائي سازي  معماري وضع مطلوب؛ نهائي سازي  طرحهاي انتقالي؛ پياده سازي معماري سازماني؛ ارزيابي و بروز رساني معماري سازماني و طرحهاي انتقالي

8-6- مراحل اجراي معماري سازماني

  • تبيين خصوصيات كليدی سازمان
  • تبيين وضعيت فعلي سازمان از نقطه نظر فناوري اطلاعات
  • تعيين وضعيت مطلـوب سازمان از نقطه نظر فناوري اطلاعـات متناسب با يك افق برنامه‌ريزي مشخص
  • تدوين برنامه‏ها و استراتژيهاي مورد نياز براي حركت از وضع موجود به سوي وضع مطلوب

9- نتيجه گيري

 ‌يك‌ برنامه‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ جامع‌ براي‌ توسعه‌ و استفاده‌ موفقيت‌آميز سيستم‌هاي‌ اطلاعاتي‌ در سازمانها ضروري‌ و حياتي‌ است. برنامه ريزی راهبردی و کلان تکنولوژيک از هرز رفتن سرمايه گذاريهای مستمري که به ناگزير طی ساليان متمادی در زمينه تکنولوژی اطلاعات انجام می شود جلوگيری کرده و اين سرمايه گذاريها را بصورت هدفمند در جهت برنامه های کلان و راهبردی سازمان به کار مي گيرد. براي اين مهم فرايند برنامه‌ريزي‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ بايد بخش‌ كاملي‌ از تلاشهاي‌ برنامه‌ريزي‌ كلي‌ سازماني‌ باشد.

‌در اين‌ مقاله، تعدادي‌ از مشهورترين‌ رويكردها براي‌ برنامه‌ريزي‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ در سطح‌ استراتژيك‌ شرح‌ داده‌ شد. هيچ‌ روش‌ منفردي‌ بهترين‌ روش‌ نيست‌ و هيچ‌كدام‌ متداولترين‌ روش‌ مورد استفاده‌ در تجارت‌ نيست. در واقع‌ بسياري‌ از شركتها از تركيبي‌ از اين‌ رويكردها بهره‌ مي‌برند به‌ علت‌ اينكه‌ آنها با جنبه‌هاي‌ مختلفي‌ از برنامه‌ريزي‌ سروكار دارند.رويكرد معماري سازماني نگره جديدي است كه در آن كليه فعاليتها و فناوريهاي پشتيبان آن به صورت هرمي سلسله مراتبي و در لايه هاي كسب و كار اطلاعات سيستم هاي كاربردي و زيرساختها تدوين مي شود. اين رويكرد بسيار فراتر از متدولوژي هاي ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي عمل كرده و دامنه آن كل منابع اطلاعاتي و فرايندهاي كسب و كار سازمان را دربرمي گيرد. اين رويكرد بيشتر در سازمانهاي بزرگ و داراي سيستم هاي موروثي كاربرديافته كه در آن سعي بر ساماندهي كليه منابع اطلاعاتي سازمان همراستا با استراتژي ها و اهداف كلان تجاري بنگاه است. اهميت كاربريهاي فناوري اطلاعات در عصر جديد و قابليتها و مزاياي معماري سازماني چشم انداز گسترده تر و فراگيري بيشتر اين رويكرد را نويد مي دهد.

 

مراجع


1- چاروسه، امين. "برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات"

2- كورال ، شيلا . “ برنامه ريزي استراتژيك براي خدمات كتابخانه اي و اطلاعاتي . ” ترجمه مجيد اميدوار . تهران : مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران ، 1380.

3- Ward John, Peppark Joe. " Strategic Planning for Information Systems." Third Edition. Joun Wiley & Sons, LTD, 2002

4- Stueart , Robert D. “ Library and Information Center management .”fifth edition . Endewood , Colorado : Libraries Unlimited ;INC ,1998

5- FEDERAL CHIEF INFORMATION OFFICER (CIO) COUNCIL, FEDERAL ENTERPRISE ARCHITECTURE, VERSIONAL, FEBRUARY 2001.

6- PERKS, CORL. & BEVERIDGE, TONY, “GUIDE TO ENTERPRISE IT ARCHITECTURE”, NEW YORK: SPRINGER INC, 2003

7- NOLAN, R.L. 1979 "MANAGING THE CRISIS IN DATA PROCESSING." HARVARD BUSINESS REVIEW 57 (MARCH - APRIL), 115-126

8- JOHN ZACHMAN, ENTERPRISE ARCHITECTURE: THE ISSUE OF CENTURY - 1997, www.zifa.com

9- PARSONS, GREGORY L.1983. "FITTING INFORMATION SYSTEMS TECHNOLOGY TO THE CORPORATE NEEDS: THE LINKING STRATEGY." HARVARD BUSINESS SCHOOL CASE NOTE.

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    با تشكر از نويسنده مقاله .براي پروزه من مفيد بود

  •  2. 

    ممنون از مطلبتون

  •  3. 

    با سلام و خسته نباشيد واقعا مفيد هست و آنچه كه من مي خواستم بود

  •  4. 

    عالي عالي

  •  5. 

    مرسي.از اين مطالب خيلي استفاده كردم

  •  6. 

    aali- momnoon

  •  7. 

    باتشكر مطالب خيلي مفيدبود

  •  8. 

    متشكرم. من هم از مطلب خوبتون استفاده كردم

  •  9. 

    عالي بود

 

 

ابتداي صفحه
انتشار مقاله

شما مي توانيد مقالات خود را در سايت منتشر كنيد تا به نام خودتان در دسترس ديگران قرار گيرد و موجودي شما نيز افزايش يابد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

18-19
آذر

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.