راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
حكايت

حكايت : «ساندويچ فروش و پسرش»

عنوانساندويچ فروش و پسرش
كليدواژه‌هاتصميم گيري ؛ تأثيرپذيري ؛ تأثيرگذاري ؛ استقلال فكري ؛ دهان بيني ؛ تفكر استراتژيك ؛ برخورد انفعالي
منبعوبلاگ «يادداشتهاي خسرو زهره وند»، http://kh256.blogfa.com
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

ساندويچ فروش و پسرش

منبع : وبلاگ «يادداشتهاي خسرو زهره وند»، http://kh256.blogfa.com
كليدواژه‌ها : تصميم گيري ؛ تأثيرپذيري ؛ تأثيرگذاري ؛ استقلال فكري ؛ دهان بيني ؛ تفكر استراتژيك ؛ برخورد انفعالي

متن حكايت

برای اشتراک دریافت ایمیلهای راهکار مدیریت، ایمیل خود را ثبت کنید:

مردي در كنار جاده، دكه اي درست كرده بود و در آن ساندويچ مي فروخت. چون گوشش سنگين بود، راديو نداشت. چشمش هم ضعيف بود، بنابراين روزنامه هم نمي خواند. او تابلويي بالاي سر خود گذاشته بود و محاسن ساندويچ هاي خود را شرح داده بود. خودش هم كنار دكه اش مي ايستاد و مردم را به خريدن ساندويچ تشويق مي كرد و مردم هم مي خريدند.

كارش بالا گرفت بنابراين كارش را وسعت بخشيد به طوري كه وقتي پسرش از مدرسه بر مي گشت به او كمك مي كرد. سپس كم كم وضع عوض شد. پسرش گفت: «پدر جان، مگر به اخبار راديو گوش نداده اي؟ اگر وضع پولي كشور به همين منوال ادامه پيدا كند كار همه خراب خواهد شد و شايد يك كسادي عمومي به وجود آيد. بايد خودت را براي اين كسادي آماده كني.»

پدر با خود فكر كرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته و به اخبار راديو گوش مي دهد و روزنامه هم مي خواند، پس حتماً آنچه مي گويد صحيح است. بنابراين كمتر از گذشته، نان و گوشت سفارش مي داد و تابلوي خود را هم پايين آورد و ديگر در كنار دكه خود نمي ايستاد و مردم را به خريد ساندويچ دعوت نمي كرد. فروش او ناگهان شديداً كاهش يافت.

او سپس رو به فرزند خود كرد و گفت: «پسر جان حق با توست. كسادي عمومي شروع شده است.»

صد حکایت مدیریتی
همه حكايتها
کانال تلگرام


شرح حكايت

آنتوني رابينز يك جمله بسيار خوب در اين باره دارد كه جالب است بدانيد: «انديشه هاي خود را شكل بخشيد وگرنه ديگران انديشه هاي شما را شكل مي دهند. خواسته هاي خود را عملي سازيد وگرنه ديگران براي شما برنامه ريزي مي كنند.»

در واقع آن پدر داشت بهترين راه براي كاسبي را انجام مي داد اما به خاطر افكار پسرش، تصميمش را عوض كرد و افكار پسر آنقدر روي او تأثير گذاشت كه فراموش كرد كه خودش دارد باعث ورشكستگي اش مي شود و تلقين بحران مالي كشور، باعث شد كه زندگي او عوض شود.

قبل از اينكه ديگران براي ما تصميماتي بگيرند كه بعد ما را پشيمان كند، كمي فكر كنيم و راه درست را انتخاب كنيم و با انتخاب يك هدف درست از زندگي لذت ببريم، چون زندگي مال ماست.

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    با سلام و احترام

    در اين حكايت آگاهي(سواد پسر و خواندن روزنامه) و ارائه اطلاعات (وضعيت بد اقتصادي پيش‌رو) بسيار مناسب بوده ولي ضعف مديريتي موجود (كاهش فعاليت‌هاي تجاري) در انتخاب راهكار مناسب، باعث شكست كاري گرديده است.

    لطفا درخصوص انتخاب حكايت‌ها و شرح آن به‌خصوص در جوامع در حال توسعه كه رفتارهاي علمي و حضور تحصيلكرده‌ها با تقابل شديدي از سوي سازمان‌ها مواجه مي‌شود دقت فرماييد.

    با تشكر

  •  2. 

    اطلاعات پسر در صورت صحيح بودن نوعي هشدار بوده انتخاب راهكار با توجه به عدم بينش در برخورد با بحران ها از طرف پدر وعدم ريسك پذيري او سبب نااميدي وركود كارش شد ولي نكته اي كه در اين حكا يت است اينكه بر حسب اتفاق وموردي گاهي ندانسته عمل كردن بهتر از اگاها نه عمل كردن است كه بيشتر در كشور هاي در حال توسعه توسل جستن به ...... است

  •  3. 

    it was great thank you

  •  4. 

    كاملا با نظر 2 كاربر قبلي موافق هستم در اين كشور به اندازه كافي بر تبل ناداني كوبيده ميشود و اصرار بر عقب ماندگي هست نوع تحليلي كه از اين داستان و حكايت شد در واقع ضعف مديريت و عدم آگاهي و چگونگي برخورد با آنها مطرح بود كه به آن توجه ايي نشد و به عوض دانايي به زير سوا رفت

  •  5. 

    باسلام به نظر من ساندويچ فروش بجاي اينكه دنبال راهكاري براي فروش بيشتر باشه راه را عوضي رفته

    و از فعاليت خود كم كرده كه اين باعث ورشكستگي او شده

  •  6. 

    با سلام

    خيلي خوب بود و نتيجه اينكه در هر شرايطي مي توان بهترين بود حتي در ركود اقتصادي و همچنين نبايد به حرف انسانهاي منفي حتي در قالب هشدار توجه كرد.

  •  7. 

    جالب، آموزنده، كاربردي وكليد خيلي از موفقيتها بود

  •  8. 

    با سلام

    من فكر ميكنم بعضي دوستان خيلي وسواس به خرج ميدهند به گونه اي كه دچار اشتباه ميشوند.

    اصل مطلب همان نظريه رابينز است كه اتفاقا منطبق بر داستان برداشت شده و شرح حكايت كاملا منطقي است.

    محسن

  •  9. 

    عالي بود .

  •  10. 

    مطالب توسط خوانندگان بهتر تحليل شده است. موضوع طرح شده با ارزش مي باشد ولي متاسفانه تحليل درست ارايه نشده است.

  •  11. 

    داستان جالبي بود...از همه جالبتر جمله ي آنتوني رابينز بود...كه به زيبايي متن اضافه شده بود

  •  12. 

    درسته اگر ادم واقعا بخواد به هر چيزي ميرسه و اگر ذات خودش رو بشناسه ميفهمه كه ابر و باد و مه و خورشيد فلك هميشه منتظر دستور انسان براي رفاه و متعالي شدن بودن.خدا خيلي بزرگتر از اونيه كه فكرشو بكنيد.خودت باش و هرگز خدا رو فراموش نكن.

  •  13. 

    و به قول كتاب (آه اين ) ندانستن صميمي ترين است.....

  •  14. 

    من با دو كاربر اول موافقم

  •  15. 

    بسيار خوب بود همچنين نظرات بعضي از دوستان عزيز هم راهگشاست ممنونم

 

 

ابتداي صفحه
انتشار حكايت

حكايت‌هاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

18-19
آذر

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.