راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
حكايت

حكايت : «چتر نجات شما را چه كسي مي بندد؟»

عنوانچتر نجات شما را چه كسي مي بندد؟
كليدواژه‌هارابطه مدير و كاركنان ؛ توجه به كاركنان ؛ ارزش قائل شدن براي كاركنان ؛ تفكر كار تيمي
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

چتر نجات شما را چه كسي مي بندد؟

كليدواژه‌ها : رابطه مدير و كاركنان ؛ توجه به كاركنان ؛ ارزش قائل شدن براي كاركنان ؛ تفكر كار تيمي

متن حكايت

برای اشتراک دریافت ایمیلهای راهکار مدیریت، ایمیل خود را ثبت کنید:

چارلز پلوم، يكي از خلبانان نيروي دريايي بود. پس از 75 مأموريت جنگي، هواپيماي او مورد اصابت يك موشك زمين به هوا قرار گرفت. پلوم بيرون پريد و به اسارت دشمن درآمد. او دستگير شد و شش سال در يكي از زندان هاي دشمن حبس شد. او از اين مهلكه جان سالم به در برد و اكنون آنچه را كه از آن تجربه كسب كرده است تدريس مي كند.

روزي چارلز و همسرش در رستوراني نشسته بودند. مردي به آنها نزديك شد و گفت: «تو پلوم هستي! در يكي از نبردهاي هوايي، جنگنده هاي دشمن را تعقيب كردي و سپس تو را زدند و سقوط كردي!»

پلوم پرسيد: «تو از كجا اين مطلب را مي داني؟»

مرد پاسخ داد: «من چتر نجات تو را بستم.»

پلوم تعجب كرده بود و نفس در سينه اش حبس شده بود. مرد كه با غرور مشتش را در هوا تكان مي داد گفت: «مطمئن بودم كه كار مي كند.»

پلوم حرف او را تأييد كرد و گفت: «مطمئناً كار كرده است چون اگر كار نمي كرد من الآن اينجا نبودم.»

آن شب پلوم از فكر آن مرد نتوانست بخوابد. او مي گويد: «خيلي مايلم بدانم او در لباس فرم نيروي دريايي چه شكلي بوده است؛ يك كلاه سفيد، يك دستمال در پشت و بندهاي آويز منگوله دار. نمي دانم چند بار او را ديده ام و حتي به او يك سلام صبح بخير يا چيزي مثل آن نگفته ام، فقط به خاطر اينكه من خلبان جنگنده بودم و او ملوان.

پلوم به ساعاتي فكر كرد كه آن ملوان پشت يك ميز چوبي طويل در سالن هاي زير كشتي، با دقت چترها را ترميم مي كرده، آنها را تا مي زده و با نگراني سرنوشت كسي را كه نمي شناخته رقم مي زده است.

اكنون پلوم از مخاطبين خود مي پرسد: «چه كسي چتر نجات شما را مي بندد؟»

صد حکایت مدیریتی
همه حكايتها
کانال تلگرام


شرح حكايت

گاهي در كشاش زندگي، فراموش مي كنيم كه چه چيزي واقعاً مهم است.

شايد گاهي در گفتن سلام، لطفاً، متشكرم، تبريك گفتن به كسي كه اتفاق مهمي برايش رخ داده است، تعريف كردن از كسي يا حتي انجام يك كار خوب بي دليل كوتاهي مي كنيم.

«من به تو افتخار مي كنم» پنج كلمه ارزشمندي است كه هميشه مي توانيد براي ايجاد حس خوشايند و احساس اهميت در ديگران به كار ببريد.

در رفتار با ديگران تصور كنيد آنان چنانند كه بايد باشند و كمك كنيد تا آن طور بشوند كه توانايي اش را دارند.

قدر تمام ارزش هاي هر كسي را - هر چه هست و هر چه مي كند - بدانيد. كار هر كسي هر چه باشد، ضروري و مهم است.

در طي روز به همه افراد تمركز و توجه كنيد. سعي كنيد با افراد، بيشتر ملاقات و برخورد داشته باشيد. شايد مهمترين موقعيت زندگي كسي به كلام شما بستگي داشته باشد. بگذاريد خداوند در اين حال شما را واسطه قرار دهد.

در اين هفته، اين ماه يا اين سال، آنهايي را كه چتر نجات شما را مي بندند بشناسيد.

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    بسيار خوب بود متشكرم

  •  2. 

    براي هر كاري ارزش قائل شويم

  •  3. 

    خوب بود.متشكرم

  •  4. 

    تاثير گذار بود ممنون از مطالب خوبتان

  •  5. 

    قدر داني بسيار عمل پسنديده ايست بخصوص اگر همراه با عمل باشد و منحصر به چربزباني نباشد

  •  6. 

    گاهي اوقات وظيفه شناسي كساني ديگر، موفقيت يا عدم موفقيت زندگي ما رو مقدمه چيني مي كند كه ما اصلاً به آن فكر نمي كنيم.

  •  7. 

    جالب بود

  •  8. 

    گاهي وقتها بعضي نوشته ها ادمو تكون ميده و اين يكي او اونا بود

  •  9. 

    چتر نجات مردان موفق را همسرانشان مي بندند. سعي كنيم قدردان باشيم .

  •  10. 

    عالي بود

  •  11. 

    بسيار عالي بود وعالي

  •  12. 

    شايد نياز باشد كه دوباره نگاهي به سازمان خود داشته باشيد. واقعا انسانهاي ارزشمند سازمان شما ارزش خود را از پست سازماني مي گيرند.

    انسانها همه ارزشمندند و روزي كه اين ارزش فراموش شود، چترهاي نجات كار نمي كنند.

  •  13. 

    الحمد الله

  •  14. 

    انتقاد به منزله دست زدن به سيم برق لخت است و بي توجهي به كارهاي شايسته افراد به مانند كشتن انگيزه انهاست اما تشويق بسان سوخت رساني موتور محركه افراد است.

  •  15. 

    انتقاد به مانند دست زدن به سيم برق لخت است. بي توجهي به كار هاي شايسته ديگران به مانند به قتل رساندن انگيزه انهاست. اما تشويق افراد به مانند سوخت رساني موتور محركه آنهاست. پس بهتره به حركت و پيشرفت با ديدگاه ديگري بنگريم.

 

 

ابتداي صفحه
انتشار حكايت

حكايت‌هاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

16-17
دی

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.