راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
مقاله

مقاله : «طرح جامع فناوري اطلاعات»

عنوان مقالهطرح جامع فناوري اطلاعات
نويسندهجعفرخاني، الهه
زبانفارسي
سال انتشار1389
چكيده

تكنولوژي اطلاعات در بسياري از شئون زندگي اجتماعي و سازماني رسوخ كرده است. بنابراين بسياري از مفاهيم مرتبط با تكنولوژي اطلاعات نيز داراي چنين پيچيدگي و به طريق اولي گستردگي خواهند بود . " طرح جامع تكنولوژي اطلاعات " و يا به عبارت بومي تر " طرح جامع انقورماتيك " نيز از اين امر مستثني نيست. تعريف طرح جامع اگرچه به مفهوم مشخصي اشاره دارد و آن بسط و گسترش سيستماتيك، هدفمند، مدون و در راستاي اهداف كلان و راهبري سازمان " است و ليكن محل برخورد و تضارب آراي متفاوتي نيز بوده است.

طرح جامع انفورماتيك گستره وسيعي از مفاهيم تحليل تجاري و سازماني گرفته تا برنامه ريزي و طراحي زيرساخت هاي فني را شامل مي گردد و اين خود بر پيچيدگي چه در سطح و چه در عمق مساله مي افزايد. از ديگر سوي تعاريف متعددي براي طرح جامع انفورماتيك ارائه شده است كه متعاقبا" مورد بررسي قرار خواهد گرفت . اين تعاريف تحت عناوين متعددي از ميان انبوهي از مستندات استخراج شده است . از جمله اين عناوين مي توان به " معماري جامع اصلاحات"، معماري تكنولوژي اطلاعات، " راه حل هاي جامع و " برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات " اشاره كرد.

هيچ يك از عناوين فوق معادل طرح جامع انفورماتيك نمي باشد. وليكن طرح جامع را مي توان تركيبي معني دارتر از همه مفاهيم دانست.

كليدواژهطرح جامع فناوري اطلاعات
فايل پيوست
وضعيت[تمام متن] متن کامل مقاله در ادامه همین صفحه
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري
اين مطلب يكي از مطالبي است كه توسط اعضاي سايت درج شده است.

طرح جامع فناوري اطلاعات

نويسنده : جعفرخاني، الهه
سال انتشار : 1389
چكيده

تكنولوژي اطلاعات در بسياري از شئون زندگي اجتماعي و سازماني رسوخ كرده است. بنابراين بسياري از مفاهيم مرتبط با تكنولوژي اطلاعات نيز داراي چنين پيچيدگي و به طريق اولي گستردگي خواهند بود . " طرح جامع تكنولوژي اطلاعات " و يا به عبارت بومي تر " طرح جامع انقورماتيك " نيز از اين امر مستثني نيست. تعريف طرح جامع اگرچه به مفهوم مشخصي اشاره دارد و آن بسط و گسترش سيستماتيك، هدفمند، مدون و در راستاي اهداف كلان و راهبري سازمان " است و ليكن محل برخورد و تضارب آراي متفاوتي نيز بوده است.

طرح جامع انفورماتيك گستره وسيعي از مفاهيم تحليل تجاري و سازماني گرفته تا برنامه ريزي و طراحي زيرساخت هاي فني را شامل مي گردد و اين خود بر پيچيدگي چه در سطح و چه در عمق مساله مي افزايد. از ديگر سوي تعاريف متعددي براي طرح جامع انفورماتيك ارائه شده است كه متعاقبا" مورد بررسي قرار خواهد گرفت . اين تعاريف تحت عناوين متعددي از ميان انبوهي از مستندات استخراج شده است . از جمله اين عناوين مي توان به " معماري جامع اصلاحات"، معماري تكنولوژي اطلاعات، " راه حل هاي جامع و " برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات " اشاره كرد.

هيچ يك از عناوين فوق معادل طرح جامع انفورماتيك نمي باشد. وليكن طرح جامع را مي توان تركيبي معني دارتر از همه مفاهيم دانست.

كليدواژه : طرح جامع فناوري اطلاعات

1- مباني نظري: تعاريف و اهداف طرح جامع

1-1- مقدمه

تكنولوژي اطلاعات در بسياري از شئون زندگي اجتماعي و سازماني رسوخ كرده است. بنابراين بسياري از مفاهيم مرتبط با تكنولوژي اطلاعات نيز داراي چنين پيچيدگي و به طريق اولي گستردگي خواهند بود . " طرح جامع تكنولوژي اطلاعات " و يا به عبارت بومي تر " طرح جامع انقورماتيك " نيز از اين امر مستثني نيست. تعريف طرح جامع اگرچه به مفهوم مشخصي اشاره دارد و آن بسط و گسترش سيستماتيك، هدفمند، مدون و در راستاي اهداف كلان و راهبري سازمان " است و ليكن محل برخورد و تضارب آراي متفاوتي نيز بوده است.
طرح جامع انفورماتيك گستره وسيعي از مفاهيم تحليل تجاري و سازماني گرفته تا برنامه ريزي و طراحي زيرساخت هاي فني را شامل مي گردد و اين خود بر پيچيدگي چه در سطح و چه در عمق مساله مي افزايد. از ديگر سوي تعاريف متعددي براي طرح جامع  انفورماتيك ارائه شده است كه متعاقبا" مورد بررسي قرار خواهد گرفت . اين تعاريف تحت عناوين متعددي از ميان انبوهي از مستندات استخراج شده است . از جمله اين عناوين  مي توان به " معماري جامع اصلاحات"، معماري تكنولوژي اطلاعات، " راه حل هاي جامع و " برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات " اشاره كرد. هيچ يك از عناوين فوق معادل طرح جامع انفورماتيك نمي باشد. وليكن طرح جامع را مي توان تركيبي معني دارتر از همه مفاهيم دانست.

1-2- تعريف طرح جامع انفورماتيك

براي رسيدن به يك تعريف جامع از طرح جامع به چند نمونه از تعاريف موجود اشاره مي شود.

  • طرح جامع مجموعه اي سازمان يافته از تصميمات پذيرفته شده روي سياست ها، اصول، راه حل هاي مشترك، سرويس ها، استانداردها، رهنمودها و علاوه بر همه آنها محصولاتي است كه توسط ارائه كنندگان تسهيلات تكنولوژي اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرند مي باشد. طرح جامع شامل وجوه داخلي و خارجي بخش متولي تكنولوژي اطلاعات در سازمان مي گردد. به عبارت ديگر طرح جامع علاوه بر طراحي انفورماتيكي كليت سازمان،  در درجه نخست بايد خود ( يعني  زير سيستم ها متولي تكنولوژي اطلاعات ) را بطريق مناسب معماري كند. بنابراين يكي از فعاليت هاي عمده مرتبط  با تهيه يك طرح جامع ، فرآيند حصول و رسيدن به اين تصيمات مورد وثوق  است . رسيدن به چنين توافق گسترده اي با گزينه هاي طراحي و نيز سفارش محصولات محدود مي‌گردد. بديهي است كه هر قدر اين توافق همگاني تر باشد، منافع سازماني بيشتر تامين خواهد شد.
  • منظور از يك طرح جامع، هدايت كردن فرآيند برنامه ريزي، جمع آوري و تهيه، تجهيز و نوسازي، تدارك واسط ها و در اختيار گرفتن منابع تكنولوژي اطلاعات در يك سازمان است. يك طرح جامع، ابزارها و روش هايي را براي يك تكامل و توسعه پايدار سيستم‌هاي اطلاعات توسط شناسايي تكنولوژي هايي كه مي توانند با يگديگر  تعامل داشته و به نيازهاي سارمان پاسخ دهند، ارائه مي‌كند.
  • طرح جامع مجموعه اي از اصول تكنولوژي اطلاعات، استانداردها، رهنمودها و دستورالعملها ست كه طراحي و تهيه سيستم هاي تعامل پذير را ارتقا و تسهيل مي سازند. ميدان ديد طرح جامع بسيار گسترده است و از سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي روميزي گرفته تا پروتكل هاي شبكه سازي، سيستم‌هاي عامل و مولفه هاي مياني (middleware) را شامل مي گردد.
  • طرح جامع يك چارچوب زيرساختي است كه زيرساخت هاي ضروري تكنولوژي اطلاعات را تعريف و توصيف مي كند. اين زيرساخت ها براي آن است كه سازمان بتواند به اهداف خود دست يابد و به دورنماي تجاري و ماموريت هاي خود نزديك تر شود. طرح جامع ساختاري براي اطلاعات، برنامه ها، سيستم هاي كاربردي، سازمان و ابزارهاي تكنولوژيكي وگروه بندي مولفه ها و زير سيستم ها، رابطه و تعامل  بين آنها، اصول و خطوط راهبري و طراحي آن و نيز بهبود مستمر آن مي باشد.

به عبارت ديگر قبل از تهيه و تدوين طرح جامع، سه مقوله بايد به روشني مورد بحث قرارگرفته و شفاف گردد. اين سه مقوله عبارتند از: دورنماها(Visions) ، ماموريت ها(Missions) و اصول (Principles) بررسي و مدون ساختن سه موضوع فوق در تمام ابعاد سازمان بايد صورت گيرد و تنها منحصر به بخش تكنولوژي اطلاعات نمي گردد. به عبارت ديگر ابتدا بايد اهداف كلان سازمان، ماموريت ها، دورنماها، و برنامه هاي آتي واصول حاكم بر آن تدوين گردد و سپس وضعيت تكنولوژي اطلاعات ذيل هر زير فصل مجددا" مورد بازنگري و خطوط راهبردي آن مشخص مي گردد.
بنابراين طرح جامع بايد در راستاي اهداف كلي و جزئي سازمان باشد كه اهداف كلي و جزئي با بررسي سه مقوله فوق مشخص  مي گردد. طرح جامع بايد در هر سه مورد پاسخگو باشد.

1-3- رسالت طرح جامع

سئوال اين است كه طرح جامع چه وظيفه اي بر عهده دارد؟ بطور كلي ، كليه وظايف و به عبارت ديگر انتظارات از طرح جامع را مي توان در دو دسته كلي تقسيم بندي كرد. اين دو دسته را تحت عنوان ، وظايف معماري و وظايف برنامه ريزي مي توان ناميد.

  • وظايف معماري تكنولوژي اطلاعات

طرح جامع بايد ساختاري براي شكل دهي و معماري اطلاعات ، كاربردها ( محيط ها و سيستم هاي كاربردي )، تكنولوژي هاي كليدي، دسته بندي مولفه ها و زير سيستم ها، تعيين تعامل بين آنها و در مجموع اصول و خطوط طراحي و نيز تكامل مداوم معماري را ارائه دهد.

  • وظايف برنامه ريزي

يك طرح جامع چارچوبي براي برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات، تصميم سازي براي سرمايه گذاري تكنولوژي‌اطلاعات، پياده‌سازي، بهره‌برداري و مديريت تكنولوژي‌اطلاعات فراهم مي‌كند بگونه‌اي كه بتواند به اهداف سازمان كمك كند.

سئوال ديگر آن است كه طرح جامع شامل چه چيزهايي نمي شود؟ طرح جامع يك طراحي سيستم به حساب نمي آيد و در هيچ لايه اي به طراحي نمي پردازد. البته شامل رهنمودهاي طراحي مي‌گردد وليكن شامل برنامه طراحي نمي شود. به عبارت ديكر اگر چه ملاحظات پياده سازي و طراحي و اجراي سيستم ممكن است در اصول طرح جامع صراحتاً مورد بررسي قرار گيرد وليكن فرآيند پياده سازي و طراحي تفصيلي مي تواند مرحله اي مجزا و بلافاصله پس از طرح جامع باشد.

1-4- مزيت هاي كليدي يك طرح جامع

همانگونه كه قبلا" عنوان گرديد، طرح جامع به لحاظ قرار گرفتن در راستاي اولويت هاي استراتژيك سازمان ضرورتي اجتناب ناپذير است. طرح جامع تمامي مساعي، تصميمات،  هدفگيري‌ها، ابزارها، استانداردها، شاخص ها و برنامه هاي توسعه تكنولوژي اطلاعات در سازمان را در راستاي منافع استراتژيك آن قرار داده و خطوط آتي را مشخص مي سازد. علاوه بر آن طرح جامع مزيت هاي ديگري نيز دارد كه مي توان به موارد زير اشاره نمود.

  1. تضمين تعامل بين ابعاد دروني و بيروني بخش تكنولوژي اطلاعات سازمان و كليت سازمان، به‌عبارت ديگر تعامل بين روندهاي داخل زير سازمان بخش تكنولوژي اطلاعات و مناسبات بيروني آن در تعامل با رفتارهاي سازماني هماهنگ شده و مورد پشتيباني قرار مي گيرد.
  2. ارائه مسير و در اختيارگزاردن ابزار براي راهنمايي طراحان و برنامه ريزان جهت گيري هاي كلي سازمان.
  3. كمك در تصميم سازي در مواردي همچون برنامه ريزي، توسعه و خريد تكنولوژي اطلاعات.
  4. كمك در تعيين و انتخاب ITP( Information Technology Providers ) يا ارائه كنندگان تسهيلات تكنولوژي اطلاعات براي سازمان.
  5. شناسايي جهت گيري ارتباطي( درون و بيرون بخش تكنولوژي اطلاعات ) سازمان
  6. كاهش مقتضيات پشتيباني و نگهداري.
  7. ارائه برنامه ريزي گذار تا رسيدن به تكنولوژي جديد.

1-5- اهداف كلي طرح جامع

طرح جامع توسط اهداف زير راهبري مي شود كه به تصميم سازي براي تثبيت يك استاندارد ثابت ياري مي رساند:

  1. تصميم هاي مربوط به طرح جامع بايد درخدمت ماموريت هاي كلان سازمان باشند.
  2. طرح جامع بايد توانايي ارائه سرويس به محيط هاي چندگونه ( Heterogenous)
  3. هر اندازه توافق هاي بدست آمده در خصوص طرح جامع و معماري آن گسترده تر باشد، منافع بيشتري نصيب سازمان خواهد شد.
  4. تصميمات مربوط به طرح جامع  بايد  نتايج ملموس  مثبت ومنفي خود را بخوبي توصيف نمايد.
  5. طرح جامع بايد حوزه هاي پايداري را بدون معطل كردن نوآوري هاي اساسي شناسايي كند.
  6. تصميمات مربوط  به طرح جامع مي بايست مستندات كافي براي  برآورد كردن و ارزيابي نحوه پياده سازي طرح فراهم آورد.

در اينجا لازم است كه در مورد بند سوم توضيحاتي ارائه شود. از انجا كه طرح جامع به تمام سطوح و ابعاد سازمان اشاره كرده و پياده سازي آن منجر به تزاحماتي با منافع فردي و سازماني نيروي انساني و گروههاي مختلف كاري سازمان خواهد داشت، لذا در تدوين طرح جامع تا حد امكان بايد به جمع آوري نظرات، نشست‌ها، جلسات و گردهمآيي هاي موثر با نيروي انساني سازمان بويژه آن دسته كه در اثر پياده سازي طرح جامع متاثر خواهند شد، پرداخته شود. به همين دليل  است كه جلب  نظر موافق گسترده در سطح سازمان از كارشكني ها و مقاومت هاي سازماني خواهد كاست.

2- ساختار طرح جامع

در اين بخش به مولفه هاي اصلي و ساختارهاي كلي طرح جامع پرداخته مي شود. همانگونه كه پيش از اين يادآوري گرديد، يك ساختار استاندارد و ثابت براي طرح جامع وجود ندارد بلكه بايد يك سازمان ساختار بومي شده و مناسبي براي خود در نظر بگيرد. هدف اين بخش از گزارش برشمردن مولفه هاي اصلي يك طرح جامع است و اينك طرح جامع بايد به چه موارد و نكاتي اشاره كرده و چه گزينه هايي پيش  رو دارد.

در سال 1964 شركت IBM براي اولين بار با معرفي 360/ System  مفهوم طرح جامع را به جامعه تكنولوژي اطلاعات عرضه كرد. درآن زمان مفهوم طرح جامع و معماري تكنولوژي‌اطلاعات به اتصال سيستمها و سخت افزارهايي مربوط مي گرديد كه به نحوي برنامه ريزي مي شوند. از آن سال تاكنون، تعريف مفهوم طرح جامع بسيار گسترده تر شده است و شامل اتصال مفهومي، منطقي و فيزيكي انباره هاي داده ها، شبكه ، پايگاه داده ها و نيز طراحي واسط كاربر گرديده است.

يك معماري جامع مقوله پيچيده و توسعه آن بس مشكل است. گام هاي متعددي بايد براي انجام آن برداشته شود و مستلزم پيشبرد دقيق فعاليت هاي ساختار يافته علاوه بر ملاحظه استانداردهاي مطلوب ملي و سازماني مي باشد. براي شتاب بخشيدن به  چنين توسعه و دركي از برنامه ريزي طرح جامع، مي توان مولفه‌ها و تعاريف معماري شده در سطوح مختلف را در سازمان هاي بزرگ تعريف كرد تا بتوان با ضريب اطمينان بالايي تضمين نمود كه سازمان مي تواند از اين مسير به اهداف و منافع تجاري و عملكردي خود نائل شود.
با طرح جامع تكنولوژي اطلاعات مي توان استاندارهاي برنامه سازي و طرح هاي شبكه سازي  را تهيه كرد كه اين به ارائه معماري تاكتيكي  و عملياتي سازمان منجر شده و باعث كوچك تر شدن سازمان به لحاظ نيروي انساني خواهد شد.

شكل 1 روند كلي رسيدن از پيشران هاي ملي به معماري هاي تاكتيكي را نشان مي دهد.

شكل 1

پيشران ها و محرك هاي ملي و دولتي به شكل دهي معماري كلان تكنولوژي اطلاعات منجر مي شوند. منظور از پيشران‌ها، اولويت‌هاي استراتژيك، تهديدها و فرصت‌هاي بازار و تكنولوژي را شامل مي گردد. معماري كلان تنها از اين جهت مفيد است كه ما را در جهت تدوين معماري و طراحي مفهومي سازگار با منافع ملي ياري مي كند. به عبارت ديگر در صورتيكه چنين معماري كلاني وجود نداشته باشد، طراحي مفهومي بايد صرف نظر ازآن انجام شود.

طراحي مفهومي بيش از همه متاثر از استراتژي هاي محلي سازمان است و اولويت هاي كلان ملي و كشوري را از معماري كلان خواهد گرفت. استخراج استراتژي سازمان - گستر، اطلاعات كافي را براي تدوين و تعريف مقتضيات و نيازهاي سازماني ( Business Requirement )  مهيا مي سازد. معماري تاكتيكي شامل سطوح تفصيلي معماري تكنولوژي اطلاعات مي گردد و يك گام به سمت پياده سازي  نهايي است. در معماري تاكتيكي بيش از همه به استاندارها توجه خواهد شد. در همين رابطه شكل (2-2) چارچوبي براي استراتژي تكنولوژي اطلاعات، معماري ها و استانداردهاي آن ارائه مي كند.

شكل 2

مطابق شكل فوق ساختار تدوين طرح جامع داراي دو سطح كلي مي باشد، سطح استراتژيكي و سطح تاكتيكي . سطح استراتژيكي شامل سه لايه جزئي تر مي گردد، كه عبارتند از:

  1. دورنماها و ماموريت هاي سازمان
  2. اصول راهبري سازمان
  3. اهداف و استراتژي ها

سطح تاكتيكي كه بيشتر زير ساخت تكنولوژيك و فني طرح جامع را تشكيل مي دهد شامل 2 لايه زير
مي باشد:

  1. معماري تكنولوژي
  2. استاندارهاي تكنولوژي اطلاعات

همانگونه كه در شكل 2 ملاحظه مي گردد، معماري تكنولوژي اطلاعات مبتني بر استانداردهاي تكنولوژي اطلاعات است يعني در تمام سطوح معماري بايد پروفايلي از استانداردها در دسترس باشد. اين استانداردها بايد با يكديگر سازگار بوده و متناسب با محدوديت هاي بازار و نيز اولويت هاي فني سازمان باشد.

از طرف ديگر طرح جامع در تمام سطوح آن( استراتژيكي و تاكتيكي) نيز در چهار بخش عمودي تكنولوژي اطلاعات داراي اصول، استراتژي ، معماري و استاندارد مي باشد . اين چهار بخش عبارتند از:

  1. مديريت سيستم هاي اطلاعاتي
  2. زير ساخت تكنولوژي(سخت افزار، نرم افزار، شبكه و ارتباطات)
  3. محيط هاي كاربردي
  4. داده ها و اطلاعات

به عبارت ديگر صرف نظر از دورنماهاو ماموريت ها كه براي كليه بخش هاي سازمان معتبر است ، براي كليه لايه هاي ديگر بايد در بخش هاي فوق برنامه ريزي و طراحي انجام شود. اين مساله بخصوص در مورد اصول راهبري اهميت پيدا مي كند. طراحان طرح جامع بايد توانايي ترسيم خطوط كلي و تدوين اصول را در بخش هاي فوق داشته باشند. متعاقبا" به ويژگي هاي مولفه هاي فوق پرداخته مي شود.

2-1- دورنماي تكنولوژي اطلاعات

دورنماي طرح جامع بايد بازگو كننده موارد زير باشد:

  • تغيير دهنده راههاي به اشتراك گذاري  ايده ها و اطلاعات در سازمان باشد.
  • ساختن سازماني كه از جنبه حرفه اي قوي و انعطاف پذير و در صحنه بازار توانايي رقابت  داشته باشد.
  • مديريت، كاركنان و مشتريان را در تحقق دورنماهاي خود با استفاده از حداكثر قابليت هاي تكنولوژي اطلاعات ياري رساند.

2-2- ماموريت تكنولوژي اطلاعات

وظيفه و ماموريت طرح جامع، رهبري توسعه يك محيط يكپارچه تكنولوژي اطلاعات است كه بصورت فعالانه در تمام شئون و فرآيند هاي سازمان عمليات پشتيباني را انجام مي دهد. طرح جامع يك طرح معماري ارائه مي دهد كه توسط آن محصولات و سرويس هاي تكنولوژي اطلاعات قادر خواهند بود كاركنان ، مديران و مشتريان سازمان را در رسيدن به اهداف خود ياري كنند.

محصولات تكنولوژي اطلاعات توانايي هاي نيروي انساني را بالا مي برد ولي آنچه كه به محصولات وسرويس ها اين قابليت را مي بخشد، معماري تكنولوژي اطلاعات ودر ديدي وسيع تر طرح جامع است. شكل 3 روند تاثير معماري بر افزايش توانمندي هاي نيروي انساني را نشان مي دهد.

شكل 3

2-3- اصول طرح جامع و معماري تكنولوژي اطلاعات در يك سازمان

اصول طرح جامع در يك سازمان مبتني بر اهداف و ماموريت هاي اختصاصي آن سازمان است. تدوين اين اصول از مقتضيات طرح جامع بوده و تضمين كننده آن است كه طرح جامع با اهداف كلان سازمان سازگاري داشته باشد و بطوركلي ساختار و چارچوبي كلي نمي توان براي تدوين اصول ارائه داد چرا كه اصول تكنولوژي اطلاعات هر سازمان با توجه به شرايط بومي و سازماني آن قابل تدوين است . متعاقباً مواردي كه بايد در تدوين اصول در نظر گرفت فهرست وار ذكر مي گردد:

  1. تاكيد بر مشتري محوري بودن و اينكه هر كاري بايد مشتري داشته باشد.
  2. كيفيت و تضمين آن و چگونگي حصول كيفيت
  3. مساله هدايت طرح جامع  و سرپرستي آن
  4. توجه به نيروي انساني درگير در طرح جامع
  5. تعهدات سازمان و چگونگي تاثير تكنولوژي اطلاعات بر آنها
  6. مخاطرات و تهديدها و نحوه برخورد با آنها.
  7. مشاركت و همكاري با ديگر بخش هاي سازمان و نيز همكاري داخلي بخش متولي تكنولوژي اطلاعات
  8. پيشرانهاي بازار ، تكنولوژي و سازماني
  9. توجه به تمركززدايي و موضع طرح جامع  نسبت به آن
  10.  توجه تكنولوژي اطلاعات و طرح جامع به كاهش و تعديل نيروي انساني

اصول فوق از جمله اصول فرهنگي حاكم بر طرح جامع است . طرح جامع بايد موضع خود را نسبت به موارد فوق اعلام كند. علاوه بر اصول فرهنگي يكسري اصول ديگر مطرح است كه عبارتند از:

  1. اصول معماري زيرساختي
  2. اصول معماري داده ها
  3. اصول معماري سيستم هاي كاربردي
  4. اصول معماري سازماني

شكل 4 نشان دهنده ارتباط ارگانيك مولفه هاي موجود در طرح جامع و معماري اطلاعات است:

 

شكل 4

بخش مهمي از مولفه هاي تشكيل دهنده طرح جامع مربوط به معماري تكنولوژي اطلاعات در سازمان مي‌گردد. معماري  تكنولوژي اطلاعات عبارت است از تركيب و يكپارچه سازي عناصر و مولفه هاي زير:

  • سخت افزار
  • نرم افزار
  • داده ها و اطلاعات
  • پرسنل
  • عناصر مخابراتي

بنابراين طرح جامع در مورد هر يك از مولفه هاي فوق نيز برنامه ، راهكار و مهمتر از همه پروفايل هاي استاندارد لازم دارد. همچنين يك طرح طرح جامع بايد روند ها و روش هاي بكارگيري عوامل و عناصر فوق را به روشني مشخص كند.

مولفه مهم ديگر در طرح جامع ، معماري اطلاعات است. معماري اطلاعات طرح منطقي و سطح بالاي مقتضيات اطلاعاتي و ساختار آن يا يكپارچه سازي منابع اطلاعاتي مورد نياز را شامل مي شود. به اين ترتيب معماري تكنولوژي اطلاعات مشخص كردن زير ساخت سازماني و تكنولوژي است كه مي‌تواند بصورت فيزيكي معماري اطلاعات را پياده سازي مي كند.

معماري تكنولوژي اطلاعات انواع و روش هاي مختلفي دارد،كه بطور خلاصه عبارتنداز:

  • معماري متمركز: اين معماري از نظر هزينه مقرون به صرفه است . امتياز ديگر آن اين است كه كنترل كلي اين معماري نيز خوب است.
  • معماري تمركز زدايي شده: كنترل معماري توسط دخالت مستقيم كاربر انجام ميشود. اطلاعات به منبع خود بسيار نزديك بوده و انعطاف پذيري آن نيز بالاست. نقطه ضعف عمده اين روش امكانات موازي و زائد Redundancy)   ( بالاي آن است . بطور مثال در تمام ايستگاههاي كاري امكانات نسبتاً پر هزينه تجهيز شده است.
  • معماري توزيع شده: اين معماري تركيبي از معماري  نوع اول و دوم است . به عبارت ديگر نقاط ضعف اين دو روش را ندارد.
  • معماري سرويسگر – سرويسگير(Client – Server) : از جديد ترين معماري ها محسوب مي گردد و در كاربردهاي تحت WEB نيز بكار رفته است.

سطح اصلي معماري تكنولوژي اطلاعات مجموعه اي از مولفه هاي زير است:

  • استانداردهاي خاص
  • رهنمودها
  • دستورالعمل هاي راهبري

صد مولفه فرعي در اين سه دسته قرار مي گيرند. از استانداردهاي سيم بندي گرفته تا سيستم هاي كاربردي نهايي مانند MS. WORD .مولفه ها ممكن است كه استانداردهاي عمومي مانند  POP3  وMIME براي پست الكترونيكي  توصيف كنند و يا توصيف گر محصولات خاص    ( مانند  Exchange) باشند. نكته مهم همين  جاست كه امكان ندارد كه يك مولفه يكبار و براي همه جا استاندارد باشد. بعضي استانداردها، اهداف متحرك  را دنبال مي كنند همانند پيكره بندي استاندارد PCها كه تقريبا" سالانه تغيير مي كند. مولفه هاي ديگر ممكن است بيش از يك استاندارد را معرفي  كنند. مانند پروتكل لايه انتقال شبكه كه مي تواند IP  ، IPX و Appletalk باشد. مولفه هاي ديگر ممكن است به تكنولوژي هايي برخورد كند كه هنوز براي استاندارد شدن آمادگي ندارند و در مستندات طرح جامع و معماري تكنولوژي اطلاعات تنها به گزينه ها و انتخاب هاي ممكن اشاره مي گردد. بعنوان مثال مي توان از نرم افزارهاي چند رسانه اي نام برد.

دقيقا" به همين دليل است كه ادعا مي شود طرح جامع و معماري تكنولوژي اطلاعات تنها يك مستتندات مكتوب محسوب نمي شود بلكه يك مستند زنده است و هميشه در فرآيند بازنگري و به روز آوري قرار دارد. به عبارت ديگر طرح جامع يك فرآيند محسوب مي گردد كه متوليان آن بيشتر كار نگهداري و بروز آوري آن را انجام مي دهند. يعني همانطور كه سخت افزار و نرم افزار مساله پشتيباني و نگهداري دارد، طرح جامع نيز با ارائه آن مختومه محسوب نشده بلكه مسائلي همچون پشتيباني ، نگهداري و به روز سازي در مورد آن مصداق پيدا مي كند. پشتيباني يك طرح جامع چيزي جز مجهز كردن آن به استانداردهاي جديدتر ، ديدگاه هاي سازماني كاراتر و اصلاح ديدگاه هاي ناكارا در تطابق سيستم هاي كاربردي با اهداف سازمان است.

بنابراين چارچوب هاي كلي زير براي يك طرح معماري تكنولوژي اطلاعات و ارائه ديد جامع به يك معماري ضروري بنظر مي رسد:

  • تعيين سياست ها و راهبردها،
  • اصول كه مشخص  كننده جهت گيري هاست،
  • سرويس ها  و راه حل هاي مشترك ،
  • محصولات كه بصورت جزئي تر شامل روش ها پياده سازي نيز مي گردد.

براي نشان دادن نحوه ارتباط مولفه هاي طرح جامع در مستندات آن روش هاي متعددي وجود دارد. البته اين روش ها چندان مدون و كلاسيك نيستند، گرچه مستندسازي سيستم هاي اطلاعاتي با روش هايي همچون
 (Unified  Modeling  Language) UML و ( Rational  Unified  Process ) RUP  بسيار متداول  شده است و ليكن مستندسازي هاي فوق بيشتر به منظور طراحي مي باشد در حاليكه منظور ما در اين بخش توصيف طرح جامع با مولفه هاي مورد نظر  در اينجا بعنوان يك نمونه به چارچوب هاي معماري تكنولوژي اطلاعات و مولفه هاي آن پرداخته مي شود. سعي شده است كه مولفه ها دسته بندي شده و از هر مولفه يك يا چند مصداق نيز آورده شود. بطور كلي بيش از صدها مولفه مربوط به معماري تكنولوژي را مي توان نام برد . اين مولفه ها بصورت نظري در 6 دسته بندي عمده زير قرار مي گيرند،

  • سكوها ي محاسباتي ( Computing Platform) شامل سكوهاي سخت افزاري و نيز سيستم عامل مي گردند.
  • ارتباطات و تكنولوژي هاي مخابراتي شامل تكنولوژي انتقال داده ها ، صوت و تصوير مي گردد.
  • سرويس ها/ واسط ها شامل واسط هاي كاربر، برنامه سازي  و سرويس هاي شبكه
  • سيستم كاربردي شامل سيستم هاي جامع ، گروه كاري ( Workgroup) ، ابزارهاي توسعه نرم افزار، و سيستم هاي كاربردي روميزي .

هر دسته اي از موارد فوق در سطوح چند گانه گسترش يافته و مولفه هاي متفاوت ديگري پيدا مي كند.

3- متدولوژي و روش هاي تحقيق براي تهيه طرح جامع

3-1-  مقدمه

همانگونه كه پيش از اين بارها تذكر داده شد هيچ روش مدون خاصي براي پيشبرد فرآيند تهيه طرح جامع (بويژه با آن مفهومي كه در ايران متداول است )  در دست نيست. مطالعات انجام شده از بررسي چندين طرح معماري تكنولوژي اطلاعات ( نزديك به 15 طرح جامع ) در كشور آمريكا  نشان مي دهد علي رغم مطلب فوق ، يك نوع وحدت رويه آنها ديده مي شود. بطور مثال از مفاهيمي همچون مدل مرجع تكنيكي ( Tecnical Reference Model) و يا در مدل هاي پيشرفته تر از UML و يا  Federal  Architecture استفاده شده است كه در مراجع ارائه شده موجود و دردسترس مي باشد.

هدف اصلي اين فصل بررسي نقاط مشترك و روش هاي مورد اقبال اجماع همكاران تكنولوژي  اطلاعات و بانيان طرح جامع مي باشد كه در اكثر قريب به اتفاق مستندات آمريكايي وجود داشته است.

3-2- روش ها و مدل هاي معماري تكنولوژي اطلاعات

در سال 1996 قانوني بنام  Clinger – Cohen در كنگره نمايندگان ايالات متحده آمريكابه تصويب رسيد كه تقريبا" همان نقشي را داشت كه قانون سلب  انحصار از تكنولوژي مخابرات  براي پيشرفت چشمگير  ارتباطات در آمريكا داشت و مطابق اين قانون تمام " مديران ارشد اطلاعات يا به اختصار  CIOها (Chief Information Officer)  مسئول توسعه ، نگهداري و ايجاد تسهيلات و تجهيز و پياده سازي يك معماري تكنولوژي اطلاعات مي باشند.

اهميت اين قانون بيشتر از آن جهت است كه مسئوليت ها را در كنار اختيارات متوجه يك فرد با صلاحيتهاي ثابت شده مي‌كند. چنين تصميم گيري در ابعاد ملي و فدرال در آمريكا نشان دهنده اهميت حياتي تكنولوژي اطلاعات براي دولتمردان آمريكايي است. به هر صورت تعيين يك فرد كليدي و محوري در مركز فعاليت هاي توسعه تكنولوژي اطلاعات در تمام ابعاد ملي، محلي و سازماني بسيار ضروري است. زيرا ماهيت فعاليت هاي تكنولوژي اطلاعات نافذ، چند رشته‌اي و سرايت كننده به ساير بخش هاست و لذا ضرورت دارد فردي با صلاحيت هاي شناخته شده به هماهنگي  امور پرداخته و نقش راهبري را ايفا نمايد. نكته جالبي ديگر در اين قانون توجه به وضعيت موجود ( نگهداري و پشتيباني آن ) و نگاه به وضع مطلوب از طريق آماده سازي ، بسترسازي و تجهيز است كه بايد در راستاي برنامه استراتژيك و اهداف كلان سازمان قرار گيرد.

در اينجا لازم است اشاره كوتاهي به برنامه ريزي استرتژيك تكنولوژي اطلاعات يك سازمان بشود. بطور كلي يك روش برنامه ريزي استراتژيك IT براي كليه سازمان ها وجود ندارد بلكه بايد هر روش را متناسب با شرايط و اهداف آن سازمان بومي سازي كرد. اما بطور كلي چارچوب يك برنامه ريزي استراتژيك و باصطلاح فرآيند برنامه ريزي استراتژيك در شكل 5 ملاحظه مي گردد.

در شكل مزبور منظور از  SWOT عبارت است از: (Strength, Weakness, 0p0rtunity, Threat) وCSF نيز ( Critical  Success Factor ) مي‌باشد. قانون  Clinger- Cohen  همچنين به سه نكته اساسي اشاره دارد،

  1. CIO ها مسئول معماري تكنولوژي اطلاعات هستند.
  2. معماري بايد فرآيند سازماني  (Business)و اهداف سارمان را با تسهيلات تكنولوژي اطلاعات يكپارچه سازد.
  3. معماري روي فرآيند هاي كار ، جريان اطلاعات و استانداردها متمركز خواهد شد.

3-3- مشخصات مستندات معماري تكنولوژي اطلاعات و طرح جامع

يك سند معماري و طرح جامع عبارت است از مستند سازي كامل ارتباطي كه بين فرآيند هاي مديريتي و سازماني  ( Business)و تكنولوژي اطلاعات وجود دارد ، كه عبارتند از:

  • انطباق نيازمندي ها براي سيستم هاي اطلاعاتي با فرآيندهايي كه ماموريت هاي سازمان را پشتيباني مي‌كنند.
  • تعامل كافي، تكرارپذيري ( Redundancy) و امنيت سيستم هاي اطلاعاتي،
  • كاربرد و نگهداري مجموعه اي از استانداردها(شامل استانداردهاي فني ) كه توسط سازمان ارزيابي و اجرا مي گردند.

3-4- توسعه طرح جامع

طرح جامع و معماري در يك محدوده خيلي وسيع مطرح بوده و شامل فرآيندها و محصولات نيز مي گردد. يك طرح جامع شامل دو عنصر اساسي زير است:

  1. طرح جامع معمار
  2. يك مدل مرجع تكنيكي  (Technical Reference Model)و پروفايل هاي استانداردها.

3-5- طرح جامع معماري

طرح جامع معماري عبارت است از يك توصيف عيني ارتباطات فعلي و مطلوب فرآيندهاي مديريتي و سازماني با تكنولوژي اطلاعات. اين طرح موقعيت " هدف " را مشخص مي كند كه سازمان قصد دارد آنرا با مديريت استعدادهاي IT فعلي خود خلق و پشتيباني كند. به عبارت ديگر در طرح معماري موقعيت هدف و آن وضعيت مطلوبي كه بناست سازمان از ديد و منظر تكنولوژي اطلاعات به آن دست يابد شناسايي و تعريف مي گردد. ابزار رسيدن به اين هدف چيزي جز مديريت و برنامه ريزي استعدادهاي فعلي ( سيستم هاي موروثي، نيروي انساني و گرايشات بازار و محصولات تجاري ) فعاليت بخشيدن به استعدادهاي نهفته نمي‌باشد.

مستندات طرح جامع بايد شامل شرحي از اصول و اهداف سازمان باشد. بطور مثال، محيط كلي مديريت سازمان ، شامل موازنه بين تمركز گرايي و تمركززدايي كه بايد بروشني تفهيم شود و اينكه سازمان مورد نظر به چه سمتي در حال حركت است و اولويت هاي دروني و بيروني چيست؟

اصول و اهداف مي توانند در مواردي همچون تعامل ، سيستم هاي باز، دسترسي عمومي ، مطلوبيت براي كاربر نهايي و امنيت ، نقش جهت دهنده را ايفا نمايند. براي ارائه طرح جامع معماري مدل هايي ارائه شده است يكي از معروفترين آنها متعلق به موسسه ملي استانداردها و تكنولوژي آمريكاست كه از 5 مولفه زير استفاده كرده است.

  1. فرآيندهاي سازماني
  2. روابط و جريان اطلاعات
  3. كاربردها و محيط هاي كاربردي
  4. توصيف داده ها
  5. زيرساخت تكنولوژي

سازمان ها بايد براي طراحي  و تهيه طرح جامع ،محيط  فعلي خود را براساس مولفه هاي فوق مستند كرده وتوصيف كنند. علاوه بر آن بايد موقعيت هدف ( وضعيت مطلوب ) را درهريك از مولفه هاي فوق تصوير نمايند.

  • فرآيندهاي سازماني: اين مولفه طرح جامع معماري، هسته فرآيند هاي سازماني كه اهداف كلي سازمان را پشتيباني مي كند را توصيف مي نمايد. مولفه  فرآيندهاي سازماني يك تجزيه و تحليل سطح بالاي فعاليت ها و كارهاي سازمان است كه از اهداف ، ماموريت ها و دورنماهاي سازمان حمايت مي كند و زير بناي  معماري تكنولوژي اطلاعات را تشكيل مي دهد. تحليل فرآيندهاي سازماني تعيين مي كند كه چه نيازهاي اطلاعاتي وجود دارد وچه اطلاعاتي مورد پردازش  قرار مي گيرد. اين جنبه از طرح جامع بايد توسط مديران ارشد برنامه‌ريزي با همكاري نزديك مديران تكنولوژي اطلاعات سازمان توسعه داده شود.
    بدون يك درك صحيح از فرآيندهاي سازماني و ارتباط  آن ها با ماموريت هاي سازمان ، سازمان قادر نخواهد بود تا از معماري تكنولوژي اطلاعات خود بصورت كارآمد و مفيد استفاده كند.
    در اينجا يكي از دلايل عدم توفيق سيستم هاي مكانيزه و جامع سازمان در ايران مشخص مي شود و آن عدم هماهنگي معماري تكنولوژيك با فرآيندهاي سازمان است. تحليل سازمان  از مكانيزه  كردن آن مهمتر است. هدف يك سازمان خوب است و نه يك سازمان مكانيزه وهر سازمان مكانيزه اي الزاما" كارآمد و مفيد نيست.
    فرآيندهاي سازماني را مي توان با استفاده از تجزيه فرآيندها به فعاليت هاي سازماني مشتق شده (زير فرآيندهاي كوچكتر) توصيف نمود. متدولوژي ها و نيز ابزارهايي وجود دارد كه مي توانند در تجزيه و تحليل فرآيندها مورد استفاده قرار گيرند. يكي از اين متدولوژي ها  BSP يا  Business  System  Process  مي‌باشد و ابزارهاي تحليل مانند ESSيا     Enterprise  Solution  Structure كه هر دو متعلق به شركت  IBM  هستند.
  • روابط و جريان هاي اطلاعات
  • اين مولفه، اطلاعات مورد استفاده توسط سازمان در فرآيندهاي سازماني را تجزيه و تحليل مي كند، علاوه  بر آن شناسائي كننده اطلاعات مورد استفاده و نيز حركت و جريان اطلاعات در سازمان بشمار مي رود. ارتباط ميان جريان هاي گوناگون اطلاعات نيز در اين مولفه توصيف مي گردد.
    جريانهاي اطلاعات مشخص مي كنند اطلاعات مورد نظر كجا مورد استفاده قرار مي گيرند و چگونه اين اطلاعات براي پشتيباني وظايف و ماموريت ها به اشتراك گذارده مي شوند.
  • كاربردها و محيط هاي كاربردي
    وطيفه اين مولفه، شناسائي، تعريف و سازماندهي فعاليت هايي است كه اطلاعات سازماني را جمع آوري، پردازش و مديريت مي كنند، كه اين اطلاعات خود پشتيباني كننده ماموريت هاست. علاوه بر آن مولفه  فوق، وابستگي هاي منطقي و ارتباطات ميان فعاليت هاي سازمان را توصيف مي كند.
  • ارتباطات و توصيف داده ها
    اين مولفه از طرح جامع معماري مشخص كننده آن است كه چطور داده ها نگهداري، مورد دسترسي و مورد استفاده قرار مي گيرند. در يك سطح بالا، سازمان داده ها را تعريف مي كند و چگونگي ارتباطات ميان داده ها و عناصر اطلاعاتي مورد استفاده در سيستم اطلاعاتي را شرح مي دهد. اين مولفه مي تواند شامل مدل‌هاي داده‌اي باشد كه توصيف كننده داده هاي زيربنايي فرآيندهاي سازماني و نيازهاي اطلاعاتي هستند. واضح است كه ارائه داده ها و ارتباط بين آنها براي شناسائي داده هايي كه مي توانند بمنظور جلوگيري از دوباره كاري به اشتراك گذارده شوند، بسيار اهميت دارد.
    علاوه بر آن اين مولفه داده هايي را كه براي پشتيباني كاربردهاي  جديد مورد نياز است نيز تحليل مي كند.
  • زير ساخت تكنولوژيك
    مولفه زير ساخت تكنولوژيك توصيف كننده و شناسائي كننده لايه فيزيكي شامل مشخصه هاي عملكردي ، توانمندي ها و اتصالات سخت افزاري، نرم افزار، ارتباطات شامل شبكه ها، پروتكل ها و  Modeها مي گردد. در واقع اين مولفه " دياگرام سيم بندي "  زيرساخت فيزيكي تكنولوژي اطلاعات را تشكيل مي دهد.
    مدل مرجع تكنيكي و پرو فايل هاي استاندارد مدل مرجع تكنيكي يا ( Technical  Refence Model )  TRM و پروفايل استانداردها ( در هر جنبه فني و امنيتي ) يك عنصر Cross- Cotting  را تشكيل مي دهد كه روي همه مولفه هاي معماري جامع تاثير گذار خواهد بود. استانداردها تعامل ، قابليت جابجايي  ( Portability)ومقياس پذيري در سيستم هاي سازمان را عينيت مي بخشد. اگر چه مشخصه استانداردها با سطح سازماني متغيير خواهد بود وليكن استانداردها بايد در تمام سازمان سازگار باشند. استانداردهاي مبنايي براي توسعه مولفه هاي معماري جامع بوده و در نهايت جذب امكانات  تكنولوژي اطلاعات را هدايت مي نمايند.
    اينكه تعامل، قابليت جابجايي و مقياس پذيري اهميت دارند به ماموريت‌هاي كلي طرح جامع باز
    مي گردد و اينكه در طرح جامع سيستم هاي متعددي با يكديگر تعامل خواهند داشت. منظور از قابليت جابجايي نيز عدم وابستگي يا وابستگي كمتر به سكوهاي مورد استفاده است. مقياس پذيري اهميت زيادي دارد و به معناي آن است كه يك سيستم( اعم از محيط كاربردي يا شبكه ) با بالا رفتن مقياس كاربران آن، كارآيي اش افت چنداني نداشته باشد.
  • مدل مرجع تكنيكي
    TRM سرويس هاي اطلاعاتي ( همانند پايگاه داده ها، ارتباطات  و سرويس هاي امنيتي ) را توصيف و شناسائي مي كند. بطور مثال ، سرويس هاي تبديل داده ها وظيفه تبديل داده ها و اطلاعات بين سيستم هاي كاربردي را پشتيباني مي كند. اين سرويس هاي اطلاعاتي راههاي مختلف كه سازمان قادر خواهد بود به تبديل اطلاعات بپردازد را شناسايي مي كند. منظور از اطلاعات مانند متون ساده ، صفحات گسترده ، پايگاه داده ها ، اطلاعات گرافيكي روي اينترنت و اينترنت و ويدئوست.
  • پروفايل هاي استاندارد
    پروفايل استانداردها مجموعه اي از استانداردهاي تكنولوژي اطلاعات كه ميتواند سرويس هاي مورد اشاره در TRM را پشتيباني كنند را جمع آوري و تعريف مي كند. استانداردها وجه ديگر تعامل در سازمان هستند. اصولا" استانداردها در يك ديد گسترده و همراه  با تعامل است معني پيدا مي كنند. اين پروفايل حداقلي از شاخص هاي مورد نياز را كه مي توانند تكنولوژي هايي را كه منظور ما از استاندارد كردن و نيز وظايف مشخص سازماني را برآورده مي كنند، مشخص مي سازد. اين پروفايل ها عبارتند از، مجموعه اي منتشر شده از استانداردها و يا حداقل مرجع و آدرس انها كه واسط بين سرويس هايي است كه قرار است مبتني بر استانداردها باشند. يك پروفايل ممكن است شامل مشخصاتي باشدكه توصيف كننده استانداردهاي تكنيكي وقتي كه يك سرويس را تحقق مي بخشند باشند، مانند سيستم هاي عامل، شبكه ها و سرويس هاي تبديل اطلاعات اصولا" اين نوع تكنولوژي ها توانا ساز هر سرويس ديگر باشند.
    اين پروفايل ها علاوه بر آن امكان مي دهند تا توسعه و جمع آوري سيستم هاي استاندارد شده بصورت مقرون به صرفه اي نيازهاي سازمان را برآورده سازند. سازمان ها انتظار دارند تا كمترين استاندارد را براي پشتيباني همه مولفه هاي  معماري جامع مطلوب خود بكار گيرند. پروفايل ها به سخت افزار ها، نرم افزارها، ارتباطات ، مديريت داده ها ، روابط كاربر و رويكردهاي پياده سازي نيز اشاره مي كنند و حتي ممكن است نيم نگاهي به محصولات تجاري و پياده سازي استانداردها نيز داشته باشند.
  • پروفايل هاي استانداردهاي امنيتي
    اگرچه سرويس هاي امنيتي بعنوان قسمتي از TRMو نيز پروفايل هاي امنيتي  زير مجموعه اي از پروفايل استانداردها محسوب مي شوند. اما اهميت امنيت بعنوان يك مقوله  Cross- Cotting ما را ملزم مي كند كه توجه خاصي به آن داشته باشيم . استانداردهاي امنيتي لزومي ندارد كه يك مولفه جدا از معماري جامع يا TRMباشند. پروفايل  استانداردهاي امنيتي پروفايل هايي مخصوص به سرويس هاي امنيتي مشخص شده در معماري جامع هستند. اين پروفايل ها مي تواند شامل موارد زير باشند.
  • Identification
  • Authentication
  • Non- Repudiation
  • Audit Trail Creation and Analysis
  • Access Controls
  • Cryptography  Management
  • Virus Prevention
  • Fraud  Prevention , Detection and Mitigation
  • Intrusion , Prevention and Detection

منظور از پروفايل هاي امنيتي حصول اطمينان از امنيت  كافي براي هر مولفه معماري جامع است و اينكه مطمئن باشيم سيستم هاي اطلاعاتي سياست هاي كلي امنيتي سازمان را مي پوشانند. استانداردهاي امنيتي  شناسائي شده در پروفايل هاي استانداردهاي امنيتي بايد با كليه نيازمند ها و مقتضيات سازمان سازگار باشند.

3-6- نگهداري و پياده سازي طرح جامع

اگر چه توسعه معماري جامع اهميت زيادي دارد ولي تنها پياده سازي موفق آن است كه سازمان را به اهداف تكنولوژي اطلاعات و حتي بالاتر مي رساند. با داشتن يك چارچوب براي طرح جامع ، هر سازمان حوزه هاي فراينده منافع خود را براي پياده سازي اولويت بندي مي كند. به هر حال در مورد زير توجهات ويژه اي بايد مبذول گردد.

  • مديريت تغيير
  • يكپارچه سازي سيستم قبلي (Legacy Systems Integration)
  • برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات كاركنان
  • پذيرش طرح جامع
  • مديريت تغيير: توسعه يك طرح جامع يك فرآيند ديناميك و تكراري و مداوم است .طرح جامع ممكن است با رها مورد تجديدنظر قرار گيرد. به عبارت ديگر طرح جامع همانقدر مورد تجديد نظر و ارزيابي قرار مي گيرد كه وظايف سازمان . بنابراين طرح جامع خود با ديگر فرآيندهاي كنترل تغيير، كه ديگر مستندات بحراني را پشتيباني مي كند، مديريت  مي شود. بهتر است يك  Baseline محيط فعلي (چطور و كجا تسهيلات تكنولوژي اطلاعات در حال حاضر مورد استفاده  قرار گرفته است ) كه قسمتي از توسعه ابتدايي طرح جامع را تشكيل مي دهد در طول زمان مورد ارزيابي قرار گيرد. از سوي ديگر، طرح جامع ظرفيت تحقيقاتي سازمان در زمينه هاي مرتبط با تكنولوژي اطلاعات را نيز منعكس مي سازد. هر سازمان داراي يك مكانيزم براي ارزيابي تكنولوژي هاي جاري و شناسايي فرصت هاي جديد تكنولوژي اطلاعات براي سازمان است . يك گزينه براي  بيشتر سازمان ها عبارت از يك هيئت طرح جامع است كه وظيفه اصلي آن فراهم آوردن شرايط توسعه طرح جامع و فعاليت هاي پشتيباني  و نگهداري است.
  • يكپارچه سازي سيستم هاي موروثي ( Legacy Systems) : يك طرح جامع مفيد و قابل استفاده معماري است  كه  روي زيرساخت فعلي شامل سيستم هاي موروثي نيز حساب بازكند. در اين گزارش  منظور از  Legacy Systems  سيستم هايي است كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند. يك استراتژي معماري گرا براي برخورد با سيستم هاي موروثي  بيشتر روي اينترفيس ها يا واسط ها با سيستم جديد متمركز خواهد شد و اجازه خواهد داد كه سيستم هاي جديد و قديم در يك روش مقرون به صرفه ا ز نظر اقتصادي تعامل داشته باشند. اگر واسط كاربر سيستم قديمي خيلي ساده و روان نيست مي توان تصميم گرفت كه آن را تغيير داد و يا كلا" آنرا جايگزين  نمود، به هر صورت در همه موارد مي توان شاخص هاي زير را مدنظر داشت:
    • كارآ يي  اقتصادي   -( Cost Effectiveness)  
    • كارآيي عملياتي    -Operational  Effectiveness
    • كارآيي عملكردي    - Functional  Effectiveness
  • برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات كاركنان: طرح جامع براي پياده سازي موفقيت آميز خود . بايد موارد زير را نيز منعكس سازد:
    • آموزش
    • روال ها و روندها
    • تشكيلات و نيروي انساني

سازمان ها بايد نيروي انساني و مهارت هاي تكنيكي مورد نياز و نيز در دسترس را براي توسعه و نگهداري و پياده سازي طرح جامع در سازمان شناسايي كنند. سازمان ها بايد براي جبران كاستي ها و خلاء ها برنامه‌ريزي كنند كه شامل استراتژي و برنامه ريزي استخدام ، آموزش و توسعه حرفه اي كاركنان مي گردد.

  • پذيرش طرح جامع: طرح جامع خود تغييرات سيستم را براي نوسازي و عملياتي شدن كنترل و هدايت مي كند. تبعيت از طرح جامع و پروفايل هاي استاندارد در موفقيت طرح جامع نقش بحراني دارند. مديريت و كنترل پيكره بندي بعلاوه فرآيندهاي مهندسي كيفيت نرم افزار براي سيستمي كه در حال پياده شدن هستند، وفاداري به طرح جامع را ضمانت مي كنند، به هر صورت تغييرات پيكره بندي بايد مورد ارزيابي قرار گيرند قبل از آنكه براي استفاده عملياتي مورد پذيرش قرار گرفته باشند. در گذار از محيط فعلي سازمان به معماري هدف، سيستم هاي جديد بصورت فزاينده اي به استانداردهاي معماري طرح جامع نائل خواهند شد. طرح جامع تحت هيج شرايطي نبايد تضعيف گردد و نبايد با استفاده  افراطي موارد استثنا رقيق گردد.  CIOها و ديگر مديران ارشد چالش خيلي بزرگي در مواجهه با استثناطلبان خواهند داشت . استثنا طلبان تنها در صورتي مورد ملاحظه قرار مي گيرند كه مورد استثنا (جدا بودن از طرح جامع ) به همراه يك تحليل مستند ، هوشمندانه و دقيق از دلايل مستثني شدن به همراه نيازهاي استثنائي شان تشريح شده باشد. يك طرح جامع داراي يك روش ثابت براي ارزيابي سطح پذيرش  سيستم هاي پيشنهادي جديد و تغييرات پيشنهادي سيستم هاي فعلي دارد. اين روش ممكن است فرمولي براي يك فرآيند تاييد يك پيشنهاد باشد.  به هرحال شاخصي بايد وجود داشته باشد كه اگر حاصل گرديد به سيستم پيشنهادي اجازه دهيم كه " مورد پذيرش طرح جامع" ناميده شود.

3-7- شاخص هاي طرح جامع

صرف نظر ازسطح توسعه معماري تكنولوژي اطلاعات و طرح جامع در يك سازمان، شاخص هاي معيني كه مورد تائيد سازمان باشد بايستي مورد ملاحظه قرار گيرد. اين شاخص ها عبارتند از:

  • اصول مربوط به طرح جامع بايد از اهداف سازمان، دورنماها و مقتضيات مستنداستخراج گردد..
  • يك طرح جامع بايد تصميمات زيرساخت تكنولوژي و سيستم هاي اطلاعات را هدايت و راهنمايي كند.
  • مخاطبين نهايي بايد بتوانند برنامه هاي معماري را بخوبي درك و تحليل كنند. اين شامل مديران  ارشد، مهندسين ومعماران پروژه هاي فني، طراحان و برنامه نويسان مي گردد.
  • طرح بايد در سطح سازمان گسترش يابد به  اصطلاح  Organization باشد.
  • معماري و طرح جامع بايد انعطاف پذيري لازم در رسيدن به تغييرات تكنولوژي ، سيستم ها و دسترسي به داده ها را فراهم كند.

3-8- كيفيت هاي معماري و طرح جامع

توسعه برنامه هاي تكنيكي در سطح يك سازمان يا منطقه و تصميم گيري هاي محصول ، ملاحظاتي براي كيفيت هاي كليدي و صفات و ويژگي هاي اساسي نياز دارد تا بتوان به يك معماري با كيفيت دست يافت . اين كيفيت هاي كليدي بايد موازنه شوند و  از گزينه ها و فرآيندهاي فني حمايت كنند. شكل (3-2) اين كيفيت هاي كليدي را نشان مي دهد.
• اصول دسترسي
- مولفه هاي قابل اطمينان
- تشخيص و اصلاح خطا
- تحمل خطا
- تعميرات
- نگهداري بازدارنده
- توزيع ، نصب و فعال سازي

• اصول قابليت كاربري
- ارزيابي و تضمين كاربري
- تحليل و جمع آوري مقتضيات
- ارگونوميك
- واسط كاربر سازگار
- پشتيباني خدمات ، آموزش و مستندسازي
• مهندسي عملكرد
مهندسي عملكرد را مي توان از سه جنبه مورد بررسي قرار داد:
- قابليت پيش بيني عملكرد
- قابليت مقايسه
- مديريت پذيري ، قابليت كنترل و نظارت
• امنيت
دورنماهاي امنيت عبارتند از:
- محرمانگي : اطلاعات  طبقه بندي شده تنها به كاربران شناخته شده براي دسترسي قابل ارائه باشد
- يكپارچگي : اطلاعات تنها توسط كاربران معتبر قابل تغيير بوده و اين تغيير از طريق اخذ مجوزهاي لازم امكان پذير باشد.
- قابليت دسترسي : نمي توان كاربران معتبر را از استفاده  سيستم منع كرد ( نبايد براي كاربران مجاز، ملاحظات امنيتي مانع و محدوديت ايجاد كند).
- محاسبه پذيري: عملكرد كاربران بايد ثبت شده و مورد محاسبه قرار گيرد و اين كار براي اقدامات امنيتي مرتبط با آنهاست.

4- مراحل اجرايي و برنامه ريزي طرح جامع

طرح جامع  بدليل نفوذ ( درعمق ) و گسترش ( طول و عرض ) آن در تمامي شئون سازمان ، برنامه ريزي مستقلي را براي اجرا و پياده سازي نياز دارد. براي اجراي طرح جامع نيز  مدل هاي متفاوتي ارائه شده است كه در اين جا به سه مورد از آنها اشاره  مي شود كه عبارتند از:

  1. مدل برنامه ريزي و طراحي تكنولوژي اطلاعات
  2. متدلوژي چارچوب معماري فني براي مديريت اطلاعات يا Technical Architecture  Framework  for Information  Management (TAFIM)
  3. فرآيند مراحل هفت گانه ( The Seven Stop Process)

به هر حال صرف نظر از نوع و مدل برنامه ريزي اجرايي طرح جامع نكات زير بايد در برنامه ريزي طرح جامع مدنظر قرار گيرد.

  1. تطابق برنامه تكنولوژي اطلاعات با برنامه هاي سازمان
  2. طراحي يك معماري تكنولوژي اطلاعات
  3. تخصيص منابع لازم براي تكنولوژي اطلاعات
  4. برنامه ريزي پروژه( در زمان و در بودجه )

4-1- مدل برنامه ريزي و طراحي تكنولوژي اطلاعات در سازمان

اين مدل داراي چهار مرحله مي باشد كه عبارتند از:

4-1-1- مرحله اول: برنامه ريزي استراتژيك اطلاعات ( SIP: Strategic Information  Planning)

اين مرحله شامل فعاليت هاي زير است:

  • تعيين ماموريت تكنولوژي اطلاعات
  • ارزيابي محيط سازمان
  • ارزيابي سيستم موجود
  • ارزيابي اهداف و استراتژي هاي سازمان
  • تعيين اهداف، استراتژي ها و سياست هاي تكنولوژي اطلاعات  درسازمان

براي انجام اين مرحله ، متدولوژي هاي متعددي وجود دارد. برخي از اين متدولوژي ها عبارتند از:

  • طراحي سيستم هاي  تجاري (Business Systems Planning )
    اين متدولوژي توصيه شركت IBM است و داراي ويژگي هاي زير است :
    • رويكرد  Top- Down
    • تاكيد و تمركز بر روي فرآيند هاي تجاري(منظور فرآيندهايي است كه مشتري دارد)
    • هدف ، توسعه  معماري تكنولوژي اطلاعات است .
  • مراحل توسعه و رشد تكنولوژي اطلاعات (متدولوژي( “ Nolan – Morton
    • مبتني بر مراحل رشد وتوسعه تكنولوژي اطلاعات است.
    • دورنمايي براي برنامه ريزي تكنولوژي اطلاعات تدارك ديده مي شود.
  • آناليز  Ends/ Means
    • اول بايد به انتها و مشتريان نهايي يك فرآيند تجاري توجه كرد
    • سپس به ابزارها و روش هايي كه مي توان به اين مشتريان نهايي پاسخگو بود تاكيد مي گردد.
    • سوم ، توجه به كارآيي ، منابع مورد نياز براي انجام و برآوردن اين Endها (كاربران نهايي)
    • چهارم ، توجه به  Effectiveness. چگونه خروجي هاي يك فرآيند با ورودي هاي فرآيند بعدي منطبق مي گردد.
  • فاكتورهاي بحراني موفقيت( Critical Success  Factors )
    • تعيين سه تا شش وظيفه كه بايد بخوبي انجام شود،
    • تعيين نيارهاي اطلاعاتي براي انجام آن

4-1-2- مرحله دوم : تحليل و آناليز مقتضيات اطلاعاتي

اين مرحله شامل فعاليت هاي زير است:

  • شناسائي موارد با هزينه هاي بالا
  • تهيه يك معماري
  • هدايت تخصيص منابع

4-1-3- مرحله سوم : تخصيص منابع

اين مرحله شامل دو فعاليت عمده است. تعيين و تعريف برنامه ها و تخصيص بودجه براي هريك از برنامه ها، برنامه ها بايد حول محور زير باشند:

  • سخت افزار
  • نرم افزار
  • ارتباطات و انتقال داده ها
  • تسهيلات و سرويس ها
  • پرسنل

4-1-4- مرحله چهارم :  برنامه ريزي پروژه

در اين مرحله براي هريك از برنامه ها در راستاي كلي برنامه طرح جامع ، برنامه و طرحي تهيه مي شود.

4-2- متدولوژي چارچوب معماري فني براي مديريت اطلاعات

اين متدولوژي شباهت زيادي  به فرآيند مراحل هفت گانه دارد كه متعاقبا" ارائه خواهد شد. اين متدولوژي با شناسائي پيشران ها و محرك هاي تجاري ( مربوط به مشتري ) آغاز و با معرفي و استخراج مقتضيات معماري و اطلاعات ادامه مي يابد. از ميان اطلاعات فوق ، معماري تكنولوژي اطلاعات تعريف مي گردد. فرآيندهاي سه گانه فوق همه تحت تاثير آگاهي از گرايشات بازار و تكنولوژي پيش  مي رود.

در فاز  دوم ، مهمترين گام صورت مي گيرد كه همانا تحليل خلاء يا  Gap Analysis است، برنامه ريزي گذار درمرحله بعد صورت مي گيردوبه استخراج ابتكاراست آغاز پروژه هاو پياده سازي منجر      مي گردد.
از متدولوژي فوق در معماري هاي متفاوتي استفاده شده است كه مهمترين آنها معماري تكنولوژي اطلاعات وزارت آموزش ايالت آمريكاست. شكل 7 متدولوژي فوق را بصورت شماتيك نشان مي دهد.

4-3- فرآيند مراحل هفت گانه (Seven Step Process)

به يك تغيير اين فرآيند همان متدولوژي TAFIM مي باشد كه بصورت فرآيندي ديده شده است . يكي از معتبرترين متدولوژي هاي طرح جامع بخصوص از جنبه برنامه ريزي روش فرآيند مراحل هفت گانه است. شكل 7 مراحل هفت گانه اين فرآيند و ارتباط مراحل مختلف با يكديگر را نشان مي دهد:

4-3-1- مرحله اول – مشخص كردن درونماها ، اهداف و اصول طرح جامع

اين مرحله به دنبال پاسخگويي به سئوالات زير است:

  • طرح معماري جامع بناست چه چيزهايي و چه كساني را پوشش دهد؟
  • چه اصول كلي تكنولوژي اطلاعات  ما را  در اين راه هدايت خواهند كرد؟

در اين مرحله فعاليت هاي زير به انجام  مي رسد:

  • سازماندهي مناسب و مطمئن تمام مراجع تصميم گيري و مجري تكنولوژي  اطلاعات براي پشتيباني ، توسعه و پياده سازي طرح جامع
  • حصول اطمينان از اينكه فرآيند معماري و طرح جامع مطابق و سازگار با برنامه استراتژيك سازمان ، برنامه استراتژيك تكنولوژي اطلاعات سازمان و برنامه عملياتي تكنولوژي اطلاعات سازمان ( درصورت وجود) مي باشد.
  • مشخص  كردن درونما هاي معماري تكنولوژي اطلاعات سازمان
  • شفاف سازي ومشخص كردن اصول  طرح جامع براي همه ديدگاهها و نظرات در طرح جامع و در چهار لايه زير:
    • فرآيند تجاري ( كار ومحل)
    • مجموعه هاي اطلاعاتي / پايگاههاي داده
    • سيستم هاي كاربردي / نرم افزار
    • تكنولوژي ( سخت افزار كامپيوتر ، شبكه و مخابرات )
  • تعريف مقتضيات و نيازمندهاي تكنولوژي اطلاعات از زمان حال تا مدت مشخص مثلا" سه تا پنج سال آينده.
  • مرتبط كردن طرح جامع به فرآيند برنامه ريزي هاي سرمايه گذاري در تكنولوژي اطلاعات سازمان

4-3-2- مرحله دوم  – مشخص كردن  وضعيت موجود( IT Baseline)

در اين مرحله سئوالات زير پاسخ داده مي شود:

  • سازمان چگونه وظايف خود را انجام مي دهد؟
  • چه تكنولوژي اطلاعاتي براي انجام  آن بكار مي گيرد؟
  • و چگونه از آن استفاده مي كند؟

فعاليت هاي اين مرحله عبارتند از:

  • تهيه و تنظيم يك فهرست كامل از  IT Baseline و استعداد موجود سازمان در زمينه تكنولوژي اطلاعات شامل مجموعه اطلاعات ، پايگاههاي داده ها، سيستم ها و محيط هاي كاربردي و  زير ساخت تكنولوژي
  • مشخص كردن جريان داده ها و اطلاعات در جريان بين بخش هاي مختلف سازمان

4-3-3- مرحله سوم – معماري هدف

سئوالات مطرح در اين مرحله عبارتنداز:

  • قصد داريم معماري تكنولوژي اطلاعات در سازمان ما درآينده چگونه باشد و چگونه بنظر برسد؟

در اين مرحله فعاليت زير انجام مي شود:

  • شناسائي پيشران ها و محرك هاي تكنولوژيك كه روي طرح جامع و معماري هدف در چند سال آينده ( مثلا" 5 سال ) تاثيرگذار خواهند بود. منظور از محرك هاي تكنولوژي عبارت از تغيير مولفه هايي است كه موجب تغيير معماري تكنولوژي اطلاعات و در ابعاد كلان تر، طرح جامع مي گردد. تكنولوژي هاي جديد و بديعي ممكن است به عرصه بيايد كه راه حل هاي نويني براي نيازهاي تجاري و سازماني ارائه  كند. بعنوان مثال هايي از محرك هاي تكنولوژيكي مي توان به اينترنت ، تكنولوژي هاي تراكنشي ، ارتباطات تحت  WEB، انتقال همزمان و ناهمزمان اطلاعات ، پيشرفت ها در زمينه شبكه هاي محلي و گسترده و امنيت اشاره كرد.
  • مشخص كردن محرك ها و پيشران هاي تجاري كه روي معماري تكنولوژي اطلاعات و طرح جامع در عرض چند سال آينده ( مثلا" 5 سال ) تاثيرگذار خواهند بود. منظور از محرك هاي تجاري عبارت از محيط تجاري و سازماني است كه برنامه هاي تكنولوژي اطلاعات و ملزومات طرح جامع در آن قرار دارند. محرك هاي تجاري يك نوع عقلانيت به تعيين اولويت ها و انتخاب گزينه ها مي بخشند، اين محرك ها تقويت كننده راه حل هاي تكنولوژي اطلاعات هستند. بعنوان مثال هايي از محرك هاي تجاري مي توان از قانون Clinger- Cohen  در آمريكا نام برد كه نياز عموم را به دسترسي به اطلاعات سازمان را از طريق اينترنت بيان مي كند. مثال ديگر ابتكاروزارتخانه هاي ديجيتال است يا ديپلماسي الكترونيكي e-diplomacy) در وزارت امور خارجه آمريكا.
  • انطباق ونگاشت فرآيندهاي تجاري به واحد كار پايه(Basic Work Unit) ؛ يك واحد كار پايه ، خدمات يا محصولات بنيادي را توصيف مي كند كه پشتيباني كننده ماموريت هاي سازمان هستند. در همين راستا بايد مثال هايي از عملكردها/ وظايف تجاري ( Business  function/ descriptions) براي هر واحد كار پايه پيدا كرد.
  • انطباق مجموعه اطلاعات فرآيندهاي تجاري و توصيف هاي واحد كار پايه .
  • نگاشت مجموعه اطلاعات و داده هاي مربوط به آنها به كاربردها و نرم افزارهاي هر واحد و هر بخش در سازمان
  • نگاشت كاربردها و نرم افزارها به زير ساخت تكنولوژيكي
  • توليد يك معماري هدف براي هر 4 ديدگاه طرح جامع
  • توسعه يك طرح جامع با پشتوانه قوي براي چند سال آينده  مثلا" 5 سال
  • مشخص كردن تكنولوژي هاي بنيادي براي هر واحد و بخش در سازمان
  • توسعه يك مدل مرجع تكنيكي و/ يا يك پروفايل از استانداردها
  • طرح و توسعه دياگرام شبكه طرح جامع

4-3-4- مرحله چهارم – تشخيص فرصت ها و تحليل خلاء ها

در اين مرحله سئوال زير پاسخ داده مي شود:

  • اختلاف بين وضعيت موجود( IT Baseline)و معماري هدف چيست و چگونه است ؟

فعاليت هاي اين مرحله عبارتند از:

  • مشخص كردن همه پروژه هاي لازم و ضروري براي رسيدن به معماري هدف
  • مشخص كردن فرصت هاي آني و كوتاه مدت كه مي تواند در پروژه هاي كوچك و خيلي سريع تحقق يابد.

4-3-5- مرحله پنجم – گزينه هاي گذار به معماري هدف

سئوال مطرح در اين مرحله عبارت است از:

  • چطور مي خواهيم بين اين Boseline( واقعيت) و معماري هدف(انتظارات ) پل بزنيم و اين دو را به يكديگر نزديك گردانيم ؟

فعاليت هاي زير در اين مرحله انجام مي شوند:

  • دسته بندي همه پروژه هاي كوتاه مدت ( مثلا" 6 تا 18 ماهه) ، ميان مدت (18 تا 36 ماهه) و  بلند مدت(3 تا 5 سال)
  • توضيح و شفاف سازي اهداف و نتايج مورد انتظار از هريك از پروژه ها
  • اولويت بندي پروژه ها در هر يك از دسته ها( كوتاه ، ميان و بلند مدت )
    • الف – در نظر گرفتن ملاحظات وابستگي بين پروژه اي (پيشنياز)
    • ب- انجام تجزيه و تحليل هزينه / سود(Cost/Benefit  Analysis)  
    • ج – ملاحظه و ارزيابي جايگزين هايي براي هريك از پروژه ها
  • تعيين ومستندسازي Dictionary Dataها، متدولوژي هاي توسعه نرم افزار و فرآيند مديريت پيكره بنديsses) (Configuration Management Proce - نوشتن وطراحي يك برنامه گذارطرح جامع IT Architecture Migration Plan)  

4-3-6- مرحله ششم – پياده سازي معماري و طرح جامع

در اين مرحله شروع به پياده سازي براي ساختن پل روي شكاف موجود بين وضعيت موجود و معماري هدف مي كنيم. فعاليت هاي زير در اين مرحله انجام مي شود:

  • مشخص كردن يك مدير پروژه طرح جامع مربوط به هر پروژه طرح جامع كه در حال اجراست.
  • تعيين برنامه زمانبندي پروژه براي هر يك از پروژه ها

4-3-7- مرحله هفتم  – مرور مداوم و به روز آوري

يك طرح جامع يك فرآيند است و نه فقط يك سند مكتوب يعني مكررا" اين طرح بايدچك و اصلاح گردد و به مرور زمان متكامل گردد.

5- نتيجه گيري و ارائه راهكار اجرايي

در فصل هاي قبلي اين گزارش دورنمايي از طرح جامع ، تعاريف مختلف آن گرايشات و حساسيت ها، چارچوب ها و متدولوژي ها و نحوه برنامه ريزي طرح جامع بدست آمد. ادعايي وجود ندارد كه اين دورنما همه جانبه و بدون خلل است و به نظر مي رسد اين بررسي قدم آغازين در شفاف سازي مفاهيمي بظاهر بديهي و ليكن غامض  چند شاخه اي و پرمناقشه باشد.

در اين قسمت يك نتيجه گيري كلي از فصول قبل و يك دسته راهكارهاي عملي كه متناسب با سازمان هاي موجود در كشور است ارائه مي گردد.به همين دليل مجددا" به يادآوري بعضي مفاهيم كليدي پرداخته مي شود. كه در واقع جمع بندي محسوب شده و مبنايي براي نتيجه گيري هاي بعدي خواهد بود.

در اولين گام به تعريف اهداف طرح جامع پرداخته مي شود. براستي هدف طرح جامع چيست؟ با توجه به آنچه كه تا بحال طرح گرديد، اهداف طرح جامع مي توان در موارد زير دسته بندي نمود:

  1. قرار دادن تمام امكانات ، تجهيزات و تسهيلات و نيز سيستم هاي متبني بر تكنولوژي اطلاعات  در راستاي اهداف سازمان و در خدمت راهبردهاي كلان و ماموريت هاي سازمان.
  2. انتخاب بهترين مسير بومي شده براي گزينش تكنولوژي ها و محصولات تجاري با توجه به سه عامل مهم هزينه، مزيت و ماندگاري تكنولوژي ، منظور از ماندگاري تكنولوژي، مدت زماني است كه تكنولوژي معتبر بوده و منسوخ نمي گردد. اين عامل بسيار اهميت دارد چرا كه در صورت گزينش اشتباه يك تكنولوژي كه روبه منسوخ شدن دارد بتدريج هزينه نگهداري و تعامل با ديگر تكنولوژيها را افزايش خواهد داد.
  3. توجه و برنامه ريزي در جهت بهترين سرويس به مشتري (گرايشات بازار) و توسعه كسب و كار و به عبارت ديگر توسعه و بسط ماموريت ها.
  4. استفاده بهينه از سيستم هاي موجود اعم از سخت افزار و نرم افزار ، خطوط ارتباطي ، استانداردها و نيروي انساني، بديهي است كه براي درصد استفاده از وضعيت موجود يك بررسي دقيق و مهندسي مورد نياز است زيرا نه مي توان وضعيت موجود را بكلي ناديده گرفت و نه مي توان دربست كل آنرا پذيرفت. موارددوم و سوم عوامل گرايشات بازار و تكنولوژي( Market/Technology  Trends) را نيز در نظر خواهد داشت كه شامل انتظارات آتي ( 5 تا 10 سال آينده بازار از خدمت سازمان ) و نيز تحولات محتمل در تكنولوژي مي گردد.

پرسش بعدي آن است كه چه فرآيندي براي رسيدن به اهداف فوق بايد طراحي نمود؟ فرآيند مراحل هفت گانه يكي از متداولترين روش ها براي طراحي طرح جامع است كه در اينجا با يك نگرش اجرايي تر به آن پرداخته مي شود . همانگونه كه پيش از اين ملاحظه گرديد فرآيند فوق شامل مراحل زير است:

  1. تعيين دورنماها، ماموريت ها و اصول سازمان و تكنولوژي اطلاعات
  2. برآورد وضعيت موجود تكنولوژي اطلاعات
  3. تعيين اهداف و موقعيت بالقوه تكنولوژي اطلاعات (ترسيم وضعيت مطلوب )
  4. اريابي فاصله فعلي تكنولوژي اطلاعات از وضعيت مطلوب
  5. برنامه گذار از وضعيت فعلي به وضعيت مطلوب
  6. ارائه روش ها و راهكارهاي اجرايي براي نيل به وضعيت مطلوب
  7. تدوين طرح جامع و بهبود و اصلاح مداوم آن

اما پيش از اين به تفضيل ملاحظه گرديد كه طرح جامع نه يك فرآيند استاتيك بلكه يك فرآيند ديناميك و پويا در بستر زمان و نيز سازمان است . به عبارت ديگر نمي توان پس ازتدوين طرح جامع كار را تمام شده تلقي نمود بلكه بايد آنرا نگهداري و به روز كرد و بتدريج آنرا به قامت سازمان بگونه اي برازنده كرد كه متناسب با نيازهاي سازمان گردد. به عبارت ديگر طرح جامع يك فرآيند برازشي (Tailoring)نياز دارد. نكته قابل توجه ديگر آن است كه مراحل هفت گانه فوق خود به تنهايي ديناميك محسوب مي گردند. بطور مثال برآورد وضعيت مطلوب در يك لحظه از زمان معني پيدا نمي كند. بلكه اين وضعيت مطلوب با سه محرك ماموريت ها، بازار و تكنولوژي  همواره جابجا  شده و در واقع به پيش رانده مي شود. وضعيت موجود نيز ثابت و ايستا محسوب نمي گردد. همچنين است روش هاي نيل به وضعيت مطلوب ، زيرا در يك شرايط پويا نمي توان روش هاي ايستا را بكار گرفت.

به همين دليل مراحل هفت گانه فوق را مي توان و بايد به يك ماشين سازماني تبديل كرد و يا از زاويه ديگر يك مكانيزم سازماني طراحي نمود كه بتواند مراحل هفت گانه را دائما" رصد نمايد و خروجي هاي لازم را ارائه داده و در نهايت طرح جامع اصلاح گردد. در اين نگرش طرح جامع خود در سازمان نهادينه خواهد شدو ماشين سازماني فوق وظيفه راه اندازي واصلاح نهاد فوق را برعهده خواهد داشت.

به همين منظور يك ساختار زير سازماني براي پيشبرد طرح جامع در شكل 9 معرفي شده است. قبل از پرداختن به ساختار مزبور يادآوري چند نكته ضروري است:

  1. اصولا" تجربه فرآيند هاي تصميم گيري در سازمان هاي ايراني نشان مي دهد كه مستندسازي تعهد شده (بطور مثال يك تيم مسئوليت توليد گزارش مدون در مورد يك موضوع را برعهده بگيرند) چندان نتيجه اي در بر نخواهد داشت. در بسياري از موارد مسئولين و كارشناسان حتي از تكميل پرسشنامه نيز خودداري مي كنند و لذا چنين تجاربي كه بطور مثال در آمريكا بسيار موفق و متداول مي باشد چندان در ايران كارساز نيست . لذا راهكار مفيد در تصميم گيري هاي  سازماني ، تشكيل كميته ها و گروههاي تخصصي و ابتكار جلسات هم انديشي و باصطلاح توفان ذهني و توليد گزارشات مقطعي و جمع بندي آنها مي باشد.اساس ساختار پيشنهادي نيز متبني بر اين تجربه بوده است .
  2. بدليل مستند شدن گزارشات و اعتبار بخشيدن به آنها و نيز جلب تعهد و همكاري مديران ارشد و نيز مديران مياني لازم است تا در راس هر كميته يا گروه حتما بصورت تشريفاتي از مديران ارشد مرتبط در سازمان دعوت بعمل آيدولي بدنه كميته ها و گروهها مي توانند مديران عملياتي و حتي كارشناسان باشند.
  3. بطور كلي اگر سطوح مديريت را در سازمان به سه دسته مديران ارشد ، مديران مياني و مديران عملياتي تقسيم نماييم ، بيشترين مقاومت ها از سوي مديران عملياتي صورت مي گيرد و لذا طرح جامع بايد ارتباط خوبي با اين مديران داشته باشد. جلب توافق اين دسته از مديران جنبه اي حياتي  خواهد داشت . طرح جامع بيش از همه بايد روي اين مديران اطلاع رساني علمي و تكنيكي انجام دهد در حاليكه روي  دو دسته عالي تر مديران كار سياسي و فرهنگي اولويت بيشتري دارد.
  4. مهمترين و اساسي ترين گام در فرآيند طرح جامع وجود يك فرد محوري ، با صلاحيت و قوي است . بنابراين لازم است تا از طرف عالي ترين مقام سازمان فردي با صلاحيت هاي درخشان ، مورد اعتماد، دانا به مسائل ، با روابط عمومي بسيار عالي بعنوان" معاونت فن آوري اطلاعات " و يا نماينده تام الاختيار مديريت عالي سازمان در طرح جامع ( با هر عنوان سازماني مناسب ) منصوب گردد. اين فرد بعنوان مسئول تدوين ، نگهداري و پياده سازي طرح جامع خواهد بود. در تمام كميته هاي عالي شركت خواهد داشت و در كميته هاي فرعي و گروههاي تخصصي نيز نمايندگان  او  حضور خواهند داشت. بدون چنين عامل انساني طرح جامع نمي تواند هويت خود را  در سازمان پيدا كرده و نيز مسئوليت پذير باشد. در اين گزارش بصورت مفروض از اين فرد بعنوان مدير طرح جامع نام برده مي شود.
  5. استثنا طلبان مانع بعدي در راه طرح جامع هستند. همواره در سازمان ها گروهي وجود دارند كه
     مي خواهند خارج از چتر طرح جامع باشند و البته قدرتمند نيز هستند چرا كه بخاطر حفظ قدرت فعلي شان تمايل به استثنا شدن دارند. بايد توجه نمود كه اجازه به توسعه استثنا طلبي به معني تضعيف قابل توجه طرح جامع است و اين خود مي تواند از اعتماد و رضايت عمومي در سازمان نسبت به طرح جامع بكاهد و به آن لطمه وارد سازد . لذا ضروري است كه به موارد استثنا در سازمان ، عالي ترين كميته يعني كميته راهبري رسيدگي كند. اين كميته بايد دلايل مستند و متقن براي استثنا شدن از واحد مربوطه دريافت كرده و دبيرخانه طرح جامع نيز آن را تائيد كرده باشند . بعد از آن است كه كميته راهبري مي توانداجازه استثنا شدن محدود را به واحد مربوطه بدهد.
  6. تمام گروهها مي بايد در كنار فعاليت تخصصي خود به مطالعه تطبيقي سازمان خود با سازمان هاي هم رديف در كشور و نيز سازمان هاي مشابه در ساير كشورها بپردارند. شايسته است كه كميته راهبري، هدايت جريان اطلاعات و نيز دسترسي گروهها به اطلاعات فوق را بر عهده داشته باشد. بنابراين همه  گروهها يك گزارش مطالعه تطبيقي نيز خواهند داشت .
  7. امروزه در اغلب سازمان هاي بزرگ ، مهندسي مجدد فرآيندها BPR    يا  Business  Process  Reengneering) )مقدم بر توسعه معماري تكنولوژي اطلاعات تلقي مي شود. منظور از BPR  تكنولوژي تحول سازمان بر محور فرآيند هايي است كه بنوعي داراي  مشتري و كاربر هستند. در اين تكنولوژي كليه فرآيند ها و بخش هايي كه بنوعي در خروجي سازمان تاثير ندارند هدف مي شود. يكي از محرك هاي BPR استفاده از تكنولوژي اطلاعات است . تكنولوژي اطلاعات علاوه بر آنكه بسياري فرآيندها را تسريع مي كند و با فرمت هايي كه در اختيار مي گذارد برخي ديگر را بكلي حذف مي نمايد، مي تواند فرآيندهاي جديدي كه موجب توسعه كسب و كار سازمان است معرفي و ايجاد نمايد. بطور كلي BPR داراي  شش مرحله زير است :
    1. بررسي فرآيند هاي موجود ، پالايش آنها و تجسم فرآيندهاي جديد
    2. ايجاد تغييرات مقدماتي
    3. تشخيص اشكالات در اجراي فرآيندها
    4. طراحي مجدد در تمام سطوح
    5. بازسازي مبتني بر تجهيز فرآيند به تكنولوژي اطلاعات و سازمان دهي مجدد فرآيند
    6. نظارت بر فرآيند جديد

بنابراين در هر سازمان بويژه سازمان هاي بزرگ و چند وظيفه اي توصيه مي شود كه BPR پيش از طرح جامع اجرا شود چرا كه با راندن BPR در سازمان بسياري از گره هاي كور سازماني ، فرآيند هاي زائد، خلاء ها و نقاط ضعف و اولويت فرآيند ها مشخص شده و تا حد زيادي تحليل سيستم  به انجام مي رسد. از همه مهمتر آنكه بسياري از پيشنهادهاي طرح جامع مانند استراتژي و اهداف سازماني، اهداف تكنولوژي اطلاعات روال ها و فرآيندهايي كه بايد مكانيزه شوند شناسائي شده و لذا طرح جامع در مرحله تدوين سريعتر به ثمر خواهد رسيد.

شكل 9 ساختار پيشنهادي راندن پروژه طرح جامع را نشان مي دهد. اين ساختار متشكل از سه بخش است.

اول – گروههاي تخصصي 4 گانه

اين گروهها فصلي بوده و پس از پايان مطالعات و ارائه گزارش ها وظايف آنها خاتمه مي يابد وليكن ضرورت دارد بصورت دوره اي مثلا" يكبار در سال مجددا" تشكيل جلسه داده و به ارزيابي و احيانا" اصلاح مفاد مستندات قبلي بپردازند. همانگونه كه پيش از اين يادآوري گرديد بهتر است تا اين گروهها تركيبي از افراد زير را داشته باشند:

  1. مديران ارشد مرتبط يا تا حدودي مرتبط با موضوع تخصصي گروه
  2. كارشناسان عملياتي مرتبط و آشنا با موضوع
  3. مدير طرح جامع يا نماينده او
  4. متخصص ها و نخبگان دانشگاهي و حرفه اي

گروههاي 4 گانه تخصصي عبارتند از :

  1. گروه مطالعه اهداف تكنولوژي اطلاعات(اهداف IT): يكي از وظايف اين گروه مطالعه و بررسي اهداف ، رسالت ها ، وظايف و ماموريت ها و جهت گيرهاي فعلي و آتي سازمان است و در كنار آن انتظار آتي (در اندازه هاي كلان) نيز مدنظر قرار خواهد گرفت . گزارش نهايي اين گروه ، مبنايي بر انتشار سند درونماها و ماموريت ها خواهد بود. البته لازم به تذكر است كه استراتژي  سازمان در راستاي استراتژي ملي معني پيدا مي كند و استراتژي IT سازمان نيز در راستاي استراتژي همه جانبه سازمان . وليكن به احتمال زياد در بسياري موارد اين استراتژي ها شفاف و مدون  بدست نخواهد آمد ، لذا ضروري است كه اين گروه به استخراج آنها از قوانين ، رهنمودها و وظايف مطرح در اساسنامه سازمان و نيز انتظارات عمومي اقدام نمايند. اين گروه گزارشات زير را منتشر خواهد نمود:
    • الف – استراتژي ، رسالت ها، اهداف و ماموريت هاي سازمان
    • ب – اهداف كلان IT سازمان منطبق بر گزارش قبل
  2. گروه مطالعه مقتضيات سازمان – پيشران هاي بازار: اين گروه با مطالعه گزارشات گروه اهداف IT و نيز با توجه به فعاليت هاي جاري ، انتظارات از IT و بالطبع  طرح جامع را استخراج كرده و گزارش  انتظارات و مقتضيات سازمان را تهيه  خواهد كرد. كميته راهبري بر ارتباط گروهها و بيش ار همه گروه اهداف IT و گروه مقتضيات سازمان نظارت خواهد داشت . ضمن آنكه گزارشي هاي  ادواري كه در طول فعاليت گروهها منتشر مي گردد  و توسط كميته راهبري بين تمام گروهها توزيع شده و بدينوسيله اطلاعات  توليد شده در اختيار تمام  گروهها قرار خواهد گرفت .
  3. گروه زير ساخت و معماري فني – گرايشات تكنولوژي : اين گروه با مطالعه زيرساخت هاي تكنولوژي يك اعم از سخت افزار ، نرم افزار ، شبكه سازي ، خطوط ارتباطي و سكوها و سيستم عامل و نيز تهيه پروفايلهاي استاندارد  و استخراج آمار توصيفي از وضعيت فعلي سازمان در زيرساخت فني و توپولوژي معماري به ضعف ها و قوت ها خواهد پرداخت . گزارش اين گروه نقش مهمي را در تخمين وضع موجود و نيز تصميم گيري  در مورد استفاده از سيستم هاي موجود ايفا خواهد نمود. در كنار مطالعه فوق ، اين گروه بايد گزارشي از گرايشات تكنولوژي ارائه كند و اينكه تكنولوژي در هريك از بخش هاي فوق  به چه سمتي در حال حركت است . اين گزارش در برآورد آن قسمت از سيستم هاي موجود كه قطعا" كنار گذاشته خواهد شد( بدليل منسوخ بودن تكنولوژي آنها) نقش حياتي را ايفا خواهد كرد.
  4. گروه سرويس ها و كاربردهاي فعلي و آتي : مطالعه اين گروه شبيه مطالعه گروه سوم است با اين متفاوت كه به روبناهاي تكنولوژي اطلاعات يعني سيستم هاي اطلاعاتي خواهد پرداخت . ابتدا سرويس ها  دسته بندي مي شوند، سپس مطالعات  روي تك تك  دسته ها  انجام مي شود. در صورتيكه از تكنولوژي BPR استفاده شده باشد كليه فرآيندهاي پالايش شده از پيش آماده خواهد بود و اين گروه تنها به سرويس ها و كاربردهايي كه متبني بر فرآيندهاي پالايش شده هستند خواهد پرداخت.

دوم – كميته راهبري” Steering Commetee”

كميته راهبري نقش رهبري كننده را در اين فرآيند بر عهده خواهد داشت . رياست اين كميته با عاليترين مقام سازمان و يا نماينده او خواهد بود. مدير طرح جامع نيز دبير اين كميته محسوب مي گردد. وظايف اين كميته بشرح زير است :

  1. برقراري ارتباط بين گروههاي چهارگانه  تخصصي
  2. انتشار و توزيع گزارشات ادواري گروه هاي تخصصي
  3. استقرار يك ستاد درون اين كميته براي جمع آوري  و هدايت و توزيع اطلاعات بين اعضاي كميته و گروههاي چهارگانه تخصصي
  4. رسيدگي به موارد استثنا از طرح جامع و صدور راي نهايي
  5. جمع بندي و داوري گزارشات گروههاي چهارگانه
  6. تدوين گزارشات نهايي
  7. تصويب ساختار و متدولوژي طرح جامع
  8. تصويب و تاييد طرح معماري  مفهومي
  9. نظارت برفرآيند تدوين طرح جامع

كميته راهبري از بدوشروع فعاليت هاي گروههاي تخصصي آغاز به كار كرده و حداقل تا انتشار اولين سند طرح جامع (معماري مفهومي ) بكار خود ادامه خواهد داد.
اين كميته توسط بازوهاي اجرايي خود و با استفاده از گزارشات گروهها ي چهارگانه ، جمع بندي و ايجاد ساختار واحد براي آنها اسناد كليدي زير را منتشر خواهد كرد.

  1. گزارش دورنماها، ماموريت ها، اهداف  و اصول  IT سازمان
  2. گزارش وضعيت موجود  ITسازمان
  3. گزارش وضعيت مطلوب IT سازمان

اعضاي اين كميته تركيبي از مديران عالي و ارشد سازمان ( عملياتي ، ستادي و فني )، مديران طرح جامع ، مديران گروههاي چهارگانه تخصصي و نخبگان و مشاورين دانشگاهي و يا  صنعت مي باشد.

سوم – دبيرخانه دائمي طرح جامع

اين دبيرخانه عملا" از مدير طرح جامع و چند دستيار تشكيل مي شود وليكن بازوهاي  اجرايي و مطالعاتي آن  چهاردفترزير مي باشد:

  1. دفتر مديريت سيستم هاي اطلاعاتي
  2. دفتر تكنولوژي
  3. دفتر سرويس ها  و سيستم هاي كاربردي
  4. دفتر داده ها و اطلاعات

پس از نهايي شدن گزارش هاي مطالعه  سه گانه كميته راهبري ، اين گزارش ها بعنوان مواد اوليه تهيه طرح جامع مورد استفاده قرار مي گيرند. فعاليت دبيرخانه در 2 فاز اساسي انجام مي شود .

  1. طراحي معماري مفهومي IT سارمان بعنوان " سند IT سازمان)
  2. تهيه طرح جامع بعنوان " سند معماري IT سازمان "

از آنجا كه فعاليت دبيرخانه  دائمي مي باشد هر دو سند فوق در معرض تغيير و تحول خواهند بود. دبيرخانه پس از دريافت گزارشات سه گانه كميته راهبري كه شامل كليه اهداف، اصول و ماموريت ها  IT است در اولين گام معماري مفهومي كه شامل برنامه گذار به موقعيت ايده آل است  را ارائه  مي كند  و آن را مبنايي براي تهيه طرح جامع قرار مي دهد/ اين برنامه همان طرح مفهومي يا سند IT است . دبيرخانه موظف است تا طرح معماري مفهومي فوق را به تصويب كميته راهبري برساند و به توصيه هاي اصلاحي آن توجه نمايد.

از نظر اجرايي براي در نظر گرفتن همه جوانب در طرح جامع هر چهار دفتر فوق بايد به تمام ملاحظات حوزه  خود توجه داشته و برنامه ها و توصيه هاي خود را ارائه دهند. به عبارت ديگر هر دفتر در 6 لايه طرح خود را بصورت مبسوط تهيه كرده و بصورت 6 گزارش مجزا به دبيرخانه ارائه مي كنند.

بديهي است كه در اين گزارشات بايد انطباق با سند ITو بالطبع اهداف و اصول IT را رعايت كرده باشند. اين 6 لايه عبارتند از:

  1. معماري (انطباق كامل با معماري مفهومي، اصول ، اهداف و سياست هاي  IT  سازمان )
  2. استاندارد( انطباق با استانداردهاي بين المللي، ملي و سازماني )
  3. امنيت ( انطباق با دغدغه هاي امنيتي سازمان )
  4. محصولات تجاري ( گزينش و شاخص هاي گزينش محصولات و راه حل هاي موجود در بازار)
  5. سرمايه گذاري (تعيين حيطه و شاخص هاي سرمايه گذاري و يا واگذاري به بخش خصوصي يا  بخشهاي ديگر)
  6. نيروي انساني و آموزش( تعيين نيازمندي هاي انساني در هر حوزه و نيز برنامه هاي آموزشي )
    ساختار هاي ترميمي فوق به عبارتي يك مدل مرجع تكنيكي را تشكيل مي دهد كه قاعده زيرين هرم برنامه ريزي استراتژيك  ITنيز بشمار مي رود. اين امكان وجود دارد كه در همه بخش هاي عمودي (دفاتر) گزينه اي براي همه لايه ها وجود نداشته باشد به هر صورت مفهوم ديناميك بودن طرح به اين معناست كه قضاوت در مورد آن سلول ( تقاطع بخش هاي عمودي و لايه هاي افقي ) مختومه فرض نشده بلكه اين امكان همواره وجود خواهد داشت كه گزينه ، راهكار، محصول  يا استانداردي براي آن پيدا شود. دبيرخانه با مرور كردن ادواري گزارشات ( يا به عبارت ديگر  Profileها ) 24 گانه فوق و رفع تناقضات و برقراري جلسات متعدد با دفاتر ، بتدريج نسخه هاي اوليه طرح جامع را نشر كرده و در اختيار دست اندر كاران و بخصوص كميته راهبري مي رساند. برگزاري جلسات ارائه طرح جامع و استفاده از نظرات اصلاحي كمك شاياني در اصلاح طرح جامع و جلب همكاري نخبگان خواهد داشت . طرح جامع با مكانيزم فوق بتدريج شكل مي گيرد و پس از تاييد كميته راهبري است كه در يك مقطع از زمان طرح جامع باصطلاح از حالت جنيني خارج شده و متولد مي گردد و براي اجرا آماده مي شود. فاز اجرا دغدغه هاي خاص  خود را مي طلبد كه درحوصله اين گزارش نيست اما آنچه شايان ذكر است ، فعاليت دفاتر و دبيرخانه حين اجراي طرح جامع است . هرگونه تغيير در طرح جامع توسط دفاتر يا دبيرخانه بايد به تصويب كميته راهبري رسيده و با محاسبه  ريسك و هزينه تغيير در اجراي طرح جامع و احيانا" خسارت هاي وارد شده به پيمانكاران صورت گيرد.

مراجع


1- جلالي نيا شهرام،" متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني"

2- چاروسه، امين. "برنامه ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات"

3- كورال ، شيلا . “ برنامه ريزي استراتژيك براي خدمات كتابخانه اي و اطلاعاتي . ” ترجمه مجيد اميدوار . تهران : مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران ، 1380.

4- Ward John, Peppark Joe. " Strategic Planning for Information Systems." Third Edition. Joun Wiley & Sons, LTD, 2002

5- Stueart , Robert D. “ Library and Information Center management .”fifth edition . Endewood , Colorado : Libraries Unlimited ;INC ,1998

6- FEDERAL CHIEF INFORMATION OFFICER (CIO) COUNCIL, FEDERAL ENTERPRISE ARCHITECTURE, VERSIONAL, FEBRUARY 2001.

7- PERKS, CORL. & BEVERIDGE, TONY, “GUIDE TO ENTERPRISE IT ARCHITECTURE”, NEW YORK: SPRINGER INC, 2003

8- NOLAN, R.L. 1979 "MANAGING THE CRISIS IN DATA PROCESSING." HARVARD BUSINESS REVIEW 57 (MARCH - APRIL), 115-126

9- JOHN ZACHMAN, ENTERPRISE ARCHITECTURE: THE ISSUE OF CENTURY - 1997, www.zifa.com

10- PARSONS, GREGORY L.1983. "FITTING INFORMATION SYSTEMS TECHNOLOGY TO THE CORPORATE NEEDS: THE LINKING STRATEGY." HARVARD BUSINESS SCHOOL CASE NOTE.

11- John A.Zachman. “A Framework for Information Systems Architecture” IBM System Journal ٢٦(no٢٣ – ١٩٨٧)

12- Paul Harmon. “Developing an Enterprise Architecture” Business Process Trends, ٢٠٠٣

13- Eugene McSheffery. “Integrating Business Process Models with UML

14- Systems Model” Popkin Software ٢٠٠١

15- John Zachman. “Enterprise Architecture and Legacy Systems”

16- “Zachman Framework for Enterprise Architecture “www.merritt tech.com

17- Spewak, steven H. Enterprise Architecture Planning. Developing a blueprint for data, application and technolology. John Wiley & sons . September 19930 .


فايل پيوست :
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    ممنون از مقاله خيلي خوبتون

  •  2. 

    ممنون

  •  3. 

    بسيار خوب تشكر

  •  4. 

    عالي

  •  5. 

    دست شما درد نكنه

  •  6. 

    ممنون

 

 

ابتداي صفحه
انتشار مقاله

شما مي توانيد مقالات خود را در سايت منتشر كنيد تا به نام خودتان در دسترس ديگران قرار گيرد و موجودي شما نيز افزايش يابد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

9-10
دی

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

16-17
دی

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.