نكته : «ده روش غلط مديريت»
|
|
مجموعه الكترونيك حاوي 100 حكايت مديريتي آموزنده و مفيد در يك CD |
دريافت مطالب مديريتي شامل جملات، حكايات و لطايف مديريتي از طريق SMS |
| نوع مطلب : نكته شماره سريال : 600504990 تعداد بازديد : 5750 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 27/06/1385 تاريخ انتشار : 27/06/1385 تاريخ ايجاد : 27/06/1385 امتياز 83 از 100 (3 امتيازدهنده) |
| عنوان نكته | ده روش غلط مديريت |
|---|---|
| نويسنده | مهشيد باستاني پورمقدم |
| متن نكته | 1) وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند. 2) مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند. 3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه ميكنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند. 4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد ميكنند. اين برخورد باعث ميشود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بيانگيزه باشند. 5) با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن ميزنند. 6) كارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدمهاي نالايق ميسپارند. 7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليتها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب ميكنند. 8) با عدم انعطافپذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب ميكنند. 9) به دليل عدم تشخيص فرصتها و تهديدها، از انجام به موقع و حركتهاي توام با ريسك معذور است. 10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشماندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات ميشود. |
| كليدواژه | سؤ مديريت؛ اشتباهات مديران؛ |
| منبع | روزنامه همشهري، شنبه 25 شهريور 1385، سال چهاردهم، شماره 4085، ص 21. |
- |
|||
مطالب مرتبط
- 1.
عالي بود
- 2.
در فرهنگ ما اين سخنان شعار باقي ميمانند، ولي ممنون
- 3.
جالب بود ، ولي فكر نميكنم اين فرهنگ در كشور ما جا بيفتد، بايد نسلي جديد را با اين فرهنگ وفق داد، با نظام آموزشي درست. حداقل 50 سال زمان لازم دارد. يعني دو نسل آشنا با اين فرهنگ تا همديگر را درك كنند.
- 4.
بنده به عنوان يك مدير با مطلب فوق موافقم و معتقدم بدينگونه عمل كردن اشتباه است . مشكل در اينجا است كه در برخي از موارد به نطر ميآيد مناسب ترين كار در موقعيت زماني كه قرار ميگيريم ، همين شكل اقدام كردن است . اكثر افرادي كه ميتوانيد روي نظريه آنها حساب كنيد عدالت را يكسان عمل كردن نميدانند ولي اوقات زيادي به لحاط جو حاكم يا مديريت اقتضائي مجبور ميشوند يكسان عمل كنند . در بسياري اوقات تك تك اشتباهات را به دلائلي كاملا" آگاهانه ولي با الزام و اجبار ، انجام ميدهند . دوست محترم صاحب نظر رديف 2 بايد توجه كنند كه همه تمايل ندارند شعار بدهند ولي الزامات ، ماهيت موضوع را به شعار تبديل ميكند . دوست محترم رديف 3 به نظرم هميشه نيمه پر ليوان را ميبينند . با وضعيت فعلي 50 سال كه خيلي خوب است !
- 5.
اگر مديران ما واقعا" مدير باشند و تخصص در مديريت به معناي كامل كلمه داشته باشند ، مي توان گفت مطالب ذكر شده در قالب نوشتار و گذراندن اوقات فراغت و به به و چه چه زدن سايرين صرفا" كاربرد ندارد .
ارزيابي و نظردهي
شما مي توانيد نكات مرتبط را در سايت منتشر كنيد تا به نام خودتان در دسترس ديگران قرار گيرد و موجودي شما نيز افزايش يابد