راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
حكايت

حكايت : «ويلون نوازي در مترو»

عنوانويلون نوازي در مترو
فرستنده حكايتخواجه پور، رضا
نويسنده شرحخواجه پور، رضا
كليدواژه‌هانحوه انتقال مطالب و مفاهيم ؛ تناسب با شرايط محيطي ؛ روش آموزش ؛ شرايط پياده سازي طرح ها و پروژه ها
منبعوبلاگ صبح اميد ، http://o24.blogfa.com/post-239.aspx
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري
اين مطلب يكي از مطالبي است كه توسط اعضاي سايت درج شده است.

ويلون نوازي در مترو

فرستنده حكايت : خواجه پور، رضا
نويسنده شرح : خواجه پور، رضا
منبع : وبلاگ صبح اميد ، http://o24.blogfa.com/post-239.aspx
كليدواژه‌ها : نحوه انتقال مطالب و مفاهيم ؛ تناسب با شرايط محيطي ؛ روش آموزش ؛ شرايط پياده سازي طرح ها و پروژه ها

متن حكايت

برای اشتراک دریافت ایمیلهای راهکار مدیریت، ایمیل خود را ثبت کنید:

در يك سحرگاه سرد ماه ژانويه، مردي وارد ايستگاه متروي واشينگتن دي سي شد و شروع به نواختن ويلون كرد. اين مرد در عرض ۴۵ دقيقه، شش قطعه از بهترين قطعات باخ را نواخت. از آنجا كه شلوغ ترين ساعات صبح بود، هزاران نفر براي رفتن به سر كارهايشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقيقه گذشته بود كه مرد ميانسالي متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هايش كاست و چند ثانيه‌اي توقف كرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. يك دقيقه بعد، ويلون زن اولين انعام خود را دريافت كرد. خانمي بي‌آنكه توقف كند يك اسكناس يك دلاري به درون كاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقيقه بعد، مردي در حاليكه گوش به موسيقي سپرده بود، به ديوار پشت‌ سر تكيه داد، ولي ناگهان نگاهي به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد.

كسي كه بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، كودك سه ساله‌اي بود كه مادرش با عجله و كشان كشان او را با خود مي ‌برد. كودك يك لحظه ايستاد و به تماشاي ويلون‌زن پرداخت، مادر محكم تر كشيد و كودك در حاليكه همچنان نگاهش به ويلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد. اين صحنه، توسط چندين كودك ديگر نيز به همان ترتيب تكرار شد و والدين‌شان بلا استثنا براي بردن شان به زور متوسل شدند. در طول مدت ۴۵ دقيقه‌اي كه ويلون‌زن مي نواخت، تنها شش نفر، اندكي توقف كردند. بيست نفر انعام دادند، بي‌آنكه مكثي كرده باشند، و سي و دو دلار عايد ويلون‌زن شد. وقتيكه ويلون‌زن از نواختن دست كشيد و سكوت بر همه جا حاكم شد، نه كسي متوجه شد. نه كسي تشويق كرد، و نه كسي او را شناخت.

هيچكس نمي‌دانست كه اين ويلون‌زن همان «جاشوا بل» يكي از بهترين موسيقيدانان جهان است و نوازنده‌ي يكي از پيچيده‌ترين قطعات نوشته شده براي ويلون به ارزش سه و نيم ميليون دلار مي‌باشد. جاشوا بل دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يكي از تئاتر هاي شهر بوستون، برنامه‌اي اجرا كرده بود كه تمام بليط هايش پيش‌فروش شده بود و قيمت متوسط هر بليط يكصد دلار بود.

اين يك داستان حقيقي است. نواختن جاشوا بل در ايستگاه مترو توسط واشينگتن پست ترتيب داده شده بود و بخشي از تحقيقات اجتماعي براي سنجش توان شناسايي، سليقه و الويت ‌هاي مردم بود.

نتيجه: آيا ما در شزايط معمولي و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درك زيبايي هستيم؟ لحظه‌اي براي قدر‌داني از آن توقف مي‌كنيم؟ آيا نبوغ و شگرد ها را در يك شرايط غير منتظره مي‌توانيم شناسايي كنيم؟ يكي از نتايج ممكن اين آزمايش مي تواند اين باشد؛ اگر ما لحظه‌اي فارغ نيستيم كه توقف كنيم و به يكي از بهترين موسيقيدانان جهان كه در حال نواختن يكي از بهترين قطعات نوشته شده براي ويلون است، گوش فرا دهيم، چه چيز هاي ديگري را داريم از دست مي دهيم؟

صد حکایت مدیریتی
همه حكايتها
کانال تلگرام


شرح حكايت

بهترين دستاوردها اگر در محيطي ارائه شوند كه سنخيتي با آن دستاوردها نداشته باشند، مورد بي مهري و عدم توجه قرار خواهند گرفت. لذا شرط موفقيت كامل يك طرح و يا سيستم، همخواني آن با شرايط محيطي آن خواهد بود.

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.

  •  2. 

    اي كاش مي شد تمام اعمالي كه انجام مدهيم را قبلا آزمايش مي كرديم وبعد از مشاهده نتيجه آن كار راانجامش ميداديم ويا انجام نميداديم.كاش براي هر عمل قبل از انجام دو نتيجه خوب وبدومحتملات را با نتيجه اش مي توانستيم تشخيص بدهيم وقبل از تمام شدن وقت ميتوانستيم كار ي كه مد نظرمان هست را انجام دهيم.نه اينكه منتظر بمانيم تا نتيجه اش را ببينيم.

  •  3. 

    بد نيست به اين نكته هم توجه شود كه هر چيزي كه مفت وارزان ارائه شود بي ارزش ميشود

  •  4. 

    خيلي ممنون. بنده از عضوهاي پرو پا قرص اين سايت هستم به لحاظ شرايط كاري بنده مطالب ارائه شده در اين سايت خيلي ارزشمند مي باشد. باز هم از همه دست اندركاران سپاسگزارم.

  •  5. 

    اين حكايت را مي توان اينگونه هم تفسير كرد كه ما در زندگي روزمره مان قدر بسياري از چيزها را كه در اطرافمان است را نمي دانيم مثلا قدر يك خانواده خوب را متوجه نمي شويم ويا قدر شغل مان را نمي دانيم

  •  6. 

    زندگي با سرعتي سرسام اور در گذر است چگونه ميتوان لحظاتي درنگ كرد و ارزش زيباييها را دريافت؟

  •  7. 

    يك عمل درست در زمان نامناسب عمل درستي نيست

  •  8. 

    من اگه توي مترو بودم بدون اينكه به ويلون زن توجه كنم چند لحظه صبر ميكردم و با ويلون روحييمو بالا ميبردم بعد ميرفتم ولو ديرتر

  •  9. 

    حالا شما دوست داريد چه طور شنيده بشيد؟؟؟؟؟؟

  •  10. 

    به نظر شما چند نفر از آنهايي كه بليط كنسرت را پيشاپيش خريده بودند و در كنسرت شركت كردند واقعا متوجه زيبايي موسيقي نواخته شده شدند؟ چند درصد واقعا از روح موسيقي آن شب لذت بردند و چند درصد تنها به خاطر معروف بودن اسم نوازنده در كنسرت شركت كردند؟

  •  11. 

    من صبر ميكردم صداي موسيقي را ميشيندم ولذت ميبردم وبه او انعام ميدادم.

  •  12. 

    هر نكته و حرفري در جا و زمان مناسب خود ارزشمند است

  •  13. 

    ولعصر ان الانسان لفي خسر قسم به زمان انسان در حال زيان است

 

 

ابتداي صفحه
انتشار حكايت

حكايت‌هاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

16-17
دی

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.