مرد بالنسوار و مرد روي زمين
|
کاریکاتورها، تصاویر، فیلم ها، داستانها و حکایات، کلمات قصار و جملات برگزیده، طنز، لطیفه ها و جوک های مربوط به مدیریت و سازمان را مشاهده فرمایید.
|
| نوع مطلب : لطيفه شماره سريال : 452725321 تعداد بازديد : 3109 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 01/05/1385 تاريخ انتشار : 01/05/1385 تاريخ ايجاد : 01/05/1385 امتياز 0 از 100 (0 امتيازدهنده) |
| عنوان | مرد بالنسوار و مرد روي زمين |
|---|---|
| متن كامل لطيفه | مردي در يك بالن در حال پرواز كردن بود كه متوجه شد گم شده است. در حالي كه ارتفاع بالن را كم ميكرد، مردي را ديد. مرد بالنسوار فرياد زد: "ببخشيد، ميتوانيد به من كمك كنيد. من به دوستم قول دادم كه نيم ساعت پيش او را ملاقات كنم، اما حالا نميدانم كجا هستم." مرد روي زمين پاسخ داد: "بله. شما در يك بالن در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين معلق هستيد. شما از شمال بين 40 و 42 درجه عرض جغرافيايي و از غرب بين 58 و 60 درجه طول جغرافيايي قرار داريد." مرد بالنسوار پاسخ داد: "شما بايد مهندس باشيد." مرد روي زمين گفت: "بله. از كجا فهميدي؟" مرد بالنسوار گفت: "خوب، همه چيزهايي كه گفتي از نظر فني درست است، اما من نميدانم با اطلاعاتي كه دادي چكار كنم و در حقيقت هنوز گمشده هستم." مرد روي زمين پاسخ داد: "شما بايد مدير باشيد." مرد بالنسوار گفت: "بله من مدير هستم، اما از كجا فهميدي؟" مرد روي زمين گفت: "خوب، شما نميداني كجا هستي و نميداني كجا ميروي. شما قولي دادهاي اما نميداني آن را چگونه عملي كني و انتظار داري من مشكلت را حل كنم. واقعيت اين است كه شما دقيقاً در همان موقعيت پيش از برخوردمان قرار داري اگر چه ممكن است در بيان آن مقداري خطا داشته باشم." ---- A man flying in a hot air balloon realized he was lost. Reducing altitude, he spotted a man on the ground and descended to shouting range. "Excuse me," he shouted. "Can you help me? I promised my friend I would meet him a half hour ago, but I don't know where I am." The man below responded: "Yes. You are in a hot air balloon, hovering approximately 30 feet above this field. You are between 40 and 42 degrees North Latitude, and between 58 and 60 degrees West Longitude." "You must be an engineer," responded the balloonist. "I am," the man replied. "How did you know?" "Well," said the balloonist, "everything you have told me is technically correct, but I have no idea what to make of your information, and the fact is I am still lost." Whereupon the man on the ground responded, "You must be a manager." "That I am" replied the balloonist, "but how did you know?" "Well," said the man, "you don't know where you are, or where you're going. You have made a promise which you have no idea how to keep, and you expect me to solve your problem. The fact is you are in the exact same position you were before we met, but now it is somehow my fault." |
| كليدواژه | مدير؛ مهندس؛ مشاور |
|
توجه: بيشتر مطالب سايت داراي مطالب مرتبط هستند. مطالب مرتبط به صورت دستهبندي شده پس از فرم «ارزيابي مطلب جاري» آمدهاند. بر روي هر دسته كليك كنيد تا مطالب آن نمايش داده شود. |
- 1. مديريت (Management)
تعريف : واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان.
شرح : مديريت واژهاي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي است. مديريت را ميتوان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد. همچنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي ....
- 2. مهندسي صنايع (Industrial Engineering)
تعريف : مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستمهاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و رو....
شرح : مهندسي صنايع عنوان يك رشته تحصيلي در دانشگاهها است. ممكن است عناوين ديگري براي اين رشته به كار رود كه از آن جمله ميتوان به مهندسي سيستم و مديريت صنعتي اشاره كرد. مهندسي صنايع مجموعهاي از مفاهيم، ر....
- 3. وظايف مديريت (Management Functions)
تعريف : فهرستي از فعاليتهاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند.
شرح : حوزههاي وظيفهاي اصلي مديريت، صرفنظر از نوع و سطح مديريت، عبارتند از: برنامهريزي، سازماندهي، هدايت، بكارگماري و كنترل. نويسندگان وظايف مختلفي را براي مديريت برميشمرند و يك فهرست قطعي و مورد قبول هم....
- 1. غاز و سار
لطيفهها، جوكها و عبارات طنز مرتبط با مديريت و مهندسي صنايع را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد
