راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
كاريكاتور و تصوير

كاريكاتور و تصوير : «آدم هاي بزرگ و سازمان هاي كوچك»

عنوانآدم هاي بزرگ و سازمان هاي كوچك
طراحذاكري، عليرضا
كليدواژه‌هارشد سازماني ؛ رشد فردي ؛ توسعه سازماني ؛ پويايي سازماني ؛ تعالي سازماني
لينكhttp://www.alirezazakeri.blogfa.com/cat-2.aspx
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

آدم هاي بزرگ و سازمان هاي كوچك

طراح : ذاكري، عليرضا
كليدواژه‌ها : رشد سازماني ؛ رشد فردي ؛ توسعه سازماني ؛ پويايي سازماني ؛ تعالي سازماني

برای اشتراک دریافت ایمیلهای راهکار مدیریت، ایمیل خود را ثبت کنید:


مدیکاتور
همه كاريكاتورها
کانال تلگرام


لينك : http://www.alirezazakeri.blogfa.com/cat-2.aspx
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    واقعا بايد واسه نيروي انساني ارزش قائل شد.واسه افكار بزرگي كه دارن.بعضي وقتها يه كارگر معمولي يه شهرت بزرگ و اعتبار واسه يه سازمان مي تونه بياره با ايده هاش.اگه به افكار كارمندامون ارزش قائل شيم و وقت بگذاريم.

  •  2. 

    وقتي افراد بزرگ ميشن ظرفيت محيط اطراف هم بايد زياد بشه، وگرنه هم فرد و هم محيط هيچكدوم تحمل ندارن و همديگرو نابود ميكنن!

  •  3. 

    ز آب خرد ماهي خرد خيزد نهنگ آن به كه از دريا گريزد

  •  4. 

    از آنجايي كه امروزه نيروي انساني را جز سرمايه هاي فكري و معنوي سازمان ها مي دانند، تعيين درست موقعيت و جايگاه آنها در سازمان مي توان با ايجاد سينرژي به افزايش بهره وري در سازمان منجر شود و به همين ترتيب اگر ميزان توانايي شخص با جايگاهش متفاوت باشد درنتيجه با از دست دادن منابع و فرصت ها بهره وري كل سازمان نيز كاهش يافته و رفتار فرد مذكور در ساير افراد نيز اثرات مخربي خواهد داشت.

  •  5. 

    مطب غير واقعي است زيرا در صورت رشد فرد سازمان رشد نموده و بلعكس رشد سازمان به رشد فرد و در صورت عدم همخواني جدايي اين دو فرايند زنده (سازمان و فرد )اتفاق مي افتد كه كاملا طبيعي است .

    انسان بواسطه دارايي عقل و اختيار هيچ وقت محكوم به انتخاب نيست در صورت وقوع اين اتفاق يكي از دو پيش فرض دارايي داراي مشكل است كه به مشكل شخصيتي خود فرد بازميگردد.

  •  6. 

    به نظر من آدمها بايد در جايگاه خودشون باشن . آدمها هر چي بزرگتر ميشن بايد جايگاه خودشون رو هم بالاتر ببرن . در غير اين صورت در جاي خودشون به هيچ جايي نمي رسن و همچنان ضعيف ميمونن تا اينكه در همانجا بازنشست و فرسوده بشن . با رشد عقلي بايد جايگاه آدمها به اندازه خودشون تغيير پيدا كنه.

  •  7. 

    This is a tangible example of brain drain which we already have experienced thousands times but no considerable attention. Action speaks louder than words.

  •  8. 

    با سلام مديران با فكرهاي محدود به زير دستان با توانايي هاي بيشتر مديريت و رهبري مي كنند. آب مانند فكر مدير است كه بايد وسيع باشد . وگرنه باعث هلاكت كارمندان مي شود

  •  9. 

    چنانچه در سازمان رشد و بلوغ فقط در نيروي انساني وجود داشته باشد و در راستاي آن سازمان رشد نكند و به بلوغ سازماني نرسد نه تنها باعث از بين رفتن نيروي انساني خواهد شد بلكه باعث نابودي و گسستن سازمان نيز مي شود.

  •  10. 

    هزينه پيشي گرفتن پيشرفت فرد بر سازمان ، موجوديت فرد و سازمان است.

    البته اين مساله هم به قابليت و تمايل رشد پذيري و انعطاف سازمان مربوط است و هم به تعهد نيروي انساني!

  •  11. 

    به نظر من بايد براي افراد سازمان همراه با بزرگ شدن كارشون مسئوليت شون جاي بزرگ ديد يا همان ارتقاء در سازمان است . شايد خيلي وقتا به چشم نميان

  •  12. 

    به نظرمن يعني بي فكري - انجام يك كار بدون فكر - اين موضوع را به عينه ديدم مسئولي دستگاهي را در كارگاهي ساخت و دستگاه آنقدر بزرگ بود كه از كارگاه بيرون نميامد و مجبور شدن ديوارها را خراب كنند و دستگاه را بيرون بياورند بعد از بيرون اوردن دستگاه هم كارايي نداشت

  •  13. 

    برداشت من از اين تصوير اين بود كه افراد بزرگ وقتي در سازمان كوچكي قرار ميگيرند كه گنجايش استعداد انها را ندارند نه تنها باعث نابودي خود و تلف شدن استعداد ها خود مي شوند بلكه باعث از بين رفتن سازمان هم مي شوند .شايد اشتباه اوليه اي كه در نهايت به اين مشكل منتهي مي شود .انتخاب غلط فرد در شغل و سازمانش بوده است.

  •  14. 

    من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد ....

  •  15. 

    سلام اين درسته كه گاهي با رشد داخل يه سازمان كم ظرفيت باعث ركود فرد ميشه اما فردي كه به رشد فكر ميكنه توانايي تغير ورشد سازمان روهم داره در غير اينصورت سعي ميكنه محيطش رو عوض كنه چون تحمل نابودي يا ركود رو نداره

  •  16. 

    سازماني كه كوچك فكر مي كنه و فردي كه فراتر از سازمان مي انديشد، اگر ادامه دهند هر دو تباه مي شوند پس يا سازمان براي پيشرفت خود افق هاي فكري اش را مي گستراند يا فرد از ان جدا مي شود كه در اين حالت فقط سازمان است كه متضرر مي شود.

  •  17. 

    وقتي سازماني بزرگ ميشه بايد تو محيط بزرگ تر (بين المللي) وارد بشه وگرنه از بين ميره(محيطي مثل دريا كه هر چقدر رشد كنه بازم فضا براي پيشرفت هست)

  •  18. 

    افكار بزرگ را بايد ارزش بزرگ نهاد

  •  19. 

    بنظر مياد تدابير انسان هرچ

    قدر بزرگتر و بيشتر باشه هرچقدر محدوديتها و خصارها هم بزرگ باشه سرانجام با تلاش و كوشش بسيار مي تونه مشكلات رو ازيش رو برداره بانشكر ايامهاي زيبا و خواندني شما aseman782@yahoo.com

  •  20. 

    به نظر من امكان نداره يه سازمان كوچيك يه آدم بزرگ تربيت كنه، نهايت بزرگي نيروي انساني بزرگي سازمانه، شايد آدما ظرفيت بيشتري براي رشد داشته باشند ولي نمي تونن از سازمانشون بزرگتر شن.

  •  21. 

    به نظر من خيليا هستن كه افكارشون مي تونه دنيا دنيا موفقيت به همراه داشته باشه اما به خاطر دستاي خاليشون كسي بهشون اجازه خودنمايي نميده و كسايي هستن كه به واسطه پول و شهرت خانوادشون در نك قله ايتادن اما افكار كوچيكشون از خاك ارزش كمتري داره و ديگران و دستاي پرشون اونارو به اوج قدرت رسونده و براي همين غرور داره خفشون مي كنه.پس افكار بزرگه كه سازمانمون مي تركونه نه دستاي پر از پول بعضيا.

  •  22. 

    با توجه به تجربه خودم در محيط كار ‘ بنظرم اين تصوير نقش آموزش در سازمانهاي ايراني را نشان مي دهد .منظورم اينست كه آموزشهاي بسيار خوب كه باعث رشد افراد ميشود ‘ در سازمان اجرا شده اما موقعيت براي استفاده از توانايي ايجاد شده در فرد نه تنها ايجاد نشده بلكه با تغيير سياستهاي كاري درواقع همه آنها بلا استفاده مانده و تمام سرمايه گذاري انجام شده از ميان رفته و شخص نيز نا اميد ميشود.همه اينها از نداشتن چشم انداز واقعي براي سازمانها ناشي ميشود.چشم اندازها ‘ اهداف و ماموريتها مدام در حال تغيير هستند.كه حتي عمر افراد نيز كفاف استفاده از آموزشها و تجاربشان را نه در سازمان خودشان و نه در صنايع ديگر را نمي دهد.

  •  23. 

    من با نظر شماره 20 موافقم براي همين خودم هروقت تو يك شركت يا يك سازماني احساس راكد بودن مي كنم ، سعي مي كنم جايگاهمو يا در آن شركت تغيير بدم و يا اگر نشد شركت كاريم رو تغيير بدم.

  •  24. 

    زماني كه سازماني طرفيت و امكانات كافي جهت اجراي ايده هاي بزرگ يك مدير توانا را نداشته باشد اين موضوع منجر به از بين رفتن سازمان و همچنين به هدر رفتن توانايي ها و ايده هاي ناب مدير خواهد شد ، نتيجه اينكه مديران توانا مي باييست قبل از اجراي ايده هاي ناب خود ابتدا با توجه به امكانات قابل دسترس اقدام به طرفيت سازي در سازمان نموده و سپس با ايجاد زمينه مناسب اقدام به اجراي ايده ها نمايند.

  •  25. 

    آدم بزرگ در سازمان كوچك باعث نابودي و از هم گسيختگي سازمان و همچنين پايان زودهنگام عمر مديريت آن مدير مي شود

  •  26. 

    بيانگر اين مطلبه كه آدم هاي كوچك و حقير و بيسواد رو بزار تو كارهاي بزرگ و مهم تا راحت واسه خودشون جولون بدند و هر كاري دلشون ميخواد بكنن ، اما آدم هاي پر و باسواد و پخته و با تجربه و بزرگ رو بزار تو راس كارهاي چيپ و كوچيك تا اينقد اذيت بشن و آزار ببينن كه آروم آروم از بين ببريشون.

  •  27. 

    با اينهمه بيكاري و اينكه همه مجبورند براي گذراندن زندگي يكجايي كار كنند محيط كارهم جز قفس چيزي نيست اكثر سازمانها هم همينطورند چون هيچ كس از روي علاقه و تناسب رشته و غيره استخدام نشده بلكه فقط به خاطر پول درآوردن استخدام شده ادامه ميدهد آخرش هم يكجايي به بن بست مي رسد

  •  28. 

    در بعضي از سازمانها(تنگ ماهي) مسئله ارتقا شغلي در نظر گرفته نشده است به نحوي كه اگر يكي از كاركنان آن سازمان(ماهي) از نظر تجربه و آگاهي رشد كرد جايگاهي براي وي وجود داشته باشد بلكه بايد هميشه در همان اندازه با همان تجربيات به حيات كاري خود ادامه دهد.

  •  29. 

    هر كسي بايد در جايگاه متناسب با توانائيهاي خود قرار گيرد، تا هم سازمان از او منتفع شود و هم او بتواند در كنار خدمت، به رشد ادامه دهد.

  •  30. 

    در برخي سازمانهاي محدود افرادي هستند كه رشد مي كنند ولي سازمانشان رشد كافي نمي كند و بي توجه به اين عدم رشد سازمانشان تاجاي ممكن تحمل مي كنند و از آن به بعد يا بايد از سازمان محدود و غيرقابل رشتي كه درآن گيرافتاده اند جدا شوند يا بايد به همراه سازمان غير قابل رشدشان ازبين بروند و حذف شوند. در واقع رشد و تعالي سازمان اگر امكان نداشته باشد هيچ دليل منطقي براي بقا و ماندگاري در آن براي افراد قابل رشد وجود ندارد.

  •  31. 

    وجود آدمهاي بزرگ در سازمانهاي كوچك باعث مي شود نتوانند كارا و موثر باشند و به عبارتي باعث تلف شدن افراد بزرگ مي شود و بر عكس وجود آدم هاي كوچك در سازمانهاي بزرگ باعث نابودي و عدم كارايي سازمان مي شود به عبارتي هر دو باعث نابودي مي شوند اولي نابودي فرد و دومي نابودي سازمان را در پي خواهد داشت.

  •  32. 

    به نظر من آدم اگر بزرگ باشه و فكرش هم بزرگ باشه توي سازمان كوچك ميميره و يا نمي مونه

  •  33. 

    رشد كنترل نشده

  •  34. 

    هر موجودي بايد به تناسب محيط پيرامون خود رشد كند و گر نه محكوم به فناست

  •  35. 

    افكار افراد در تنگناهاي سازماني دچار افت و خيزهايي ميشه كه اگه اهميت كافي براي رشد انها قايل نشويم و انها رو تغذيه نكنيم محكوم به شكست و نابودي هستيم .اين ضعف عملكرد يا به زيان سازمان است كه برابر با خروج كارمند از سيستم است يا سبب نابودي سازمان است در هر صورت براي داشتن نيروي انساني قوي و بزرگ هم به رشد سازمان بيانديشيم ،هم به رشد و تقويت نيروي انساني .

  •  36. 

    متاسفانه سازمانها و موسسات موجود در كشور عموما" در حال سكون بوده و فاقد رشد روز افزون مي باشند و بر اين اساس رشد كاركنان در يك سازمان مساويست با فسيل شدن يا از بين رفتن آنها .شكستن حصارهاي سنتي توسط كاركنان داراي خلاقيت و رشد آنها مترادف با شكسته شدن تنگ ماهي توسط يك ماهي در حال بزرگ شدن است .

  •  37. 

    اين عكس به خوبي موضوع را بيان مي كند ..وقتي فردي داراري توانايي بالايي باشد و در سازماني قرار گيرد كه نتواند پاسخگوي توانايي او باشد باعث ركود و تنفر فرد از سازمان مي شود و هيچگونه احساس مسئوليتي نسبت به سازمان ندارد .در نتيجه اين حالت هم آن فرد و انگيزه هاي او را از بين مي برد و هم باعث تخريب سازمان و كاركنان ديگر سازمان مي شود.

  •  38. 

    جاي نهنگ فقط درياست

  •  39. 

    اين نقص يك مدير است كه سازمانش با رشد او رشد نكرده است. به عبارت ديگر وظايف تقسيم نشده اند و تفويظ اختيار نشده است.

  •  40. 

    رشد فرد متناسب با رشد محيط سازمان نبوده است در واقع عدم توجه به نبازمنديهاي محيط بيرون سازمان باعث نابودي استعدادهاي فرد مي شود.

  •  41. 

    راه كار چيه!

    به نظر من بهتر بود درون تنگ ماهي چند تا ماهي ديگه و سك ماهي و جانوران ديگه هم نقاشي مي شد اونوقت بهتر موضوع تداعي مي شد .!!

  •  42. 

    انسان هاي بزرگ نمي توانند در محيط هاي بسته و كوچك ساكن بمانند

  •  43. 

    آدمهايي كه از سازمانهاشون بزرگتر باشند هم خودشون از بين ميرن هم سازمانشون

  •  44. 

    سازمان كوچك براي مديراني كه در حال رشد هستند، آفت است: هم سازمان نابود مي شود هم مدير.

  •  45. 

    گاهي ترس از تغيير تنگ باعث اين اتفاق مي شود. آدمهاي بزرگ اگر ترس از تغيير نداشته باشند هيچ وقت اين مشكل برايشان پيش نمي آيد. سازمان هاي كوچك اگر به تناسب بزرگ شدن كارمندان خود بزرگ نشوند آنها را از دست مي دهند پس مدام در حال تغيير و در جا زدن هستند آدمهاي بزرگ هم اگر متوجه كوچك شدن سازمان براي خود نشوند فرسوده مي شوند. هر تنگي مي تواند بستري براي بزرگ شدن ما باشد نه جايي براي زندگي

  •  46. 

    !! Too much growth without considering the environment ends up in disaster

  •  47. 

    اين كاريكاتور تقريبا وضع موجود و مبتلا به اكثر(همه) سازمان هاي امروزي ما مي باشد. به نظر من بايد اين گونه افراد از ساز مان ها خارج شده تاسازمان در وضع موجود يا به بلوغ برسد ويا از هم پاشيده شود چون ارزش اين افراد بسيار زياد است لذا بايد خودشان مواظب خودشان باشند ضمنا اين موضوع در شرايط جاري مملكت ما تقريبا سياسي مي باشد تا مديريتي لذا اميدوارم كشور ازاين وضع نجات پيدا كند

  •  48. 

    آنچه كه بايد به آن توجه داشت انتصاب شغل وشاغل مي باشد .....

  •  49. 

    اگرفردي رشدكندولي سازماني كه درآن مشغول به كاراست ثابت باشد وهيچ گونه طرح وبرنامه اي براي رشد نداشته باشددوحالت پيش مي آيد:1-يا اين فرد سازمان را براي به دست آوردن جايگاهي مطابق با توانايي هاي خودترك مي كندكه دراين صورت ممكن است سازماني را درسطح استعداد وتوانايي هاي خودپيدا كندودرآن مشغول به كارشودويا اينكه چنين سازماني راپيدا نكند ودچارياس وسرخوردگي شده ودچارمرگ دروني شود،2-يا اينكه فرد درهمان سازمان باقي مي ماند وبه رشد خود ادامه مي دهدولي باديدن اينكه سازمان فرقي بين او وديگرافرادي كه از لحاظ توانايي درسطح پائين هستند قائل نمي شود دچار نااميدي شده وازدرون تحليل برود وبه عبارتي خود وسازمان رادچارمرگ زودرس كند.(افرادرابايد باتوجه به قابليت هايشان به كارگماشت).

  •  50. 

    وقتي يك مجموعه تماما سعي در رشد داشته باشد ولي تك بعدي حوادثي اينگونه پديدار مي شود.

    اين بزرگ شدن هم مي تواند داخلي باشد و هم مي تواند خارجي باشد

    نتيجه يكي است

  •  51. 

    آدم ياد طراحي خيابوناي شهر ميفته كه طوري طراحي ميشن كه ديگه بعد از 10 سال جواب نخواهند داد......

  •  52. 

    سعي كنيد در محيط هاي كوچك زماني كه در راس چارت قرار گرفتيد بعد از مدتي سريع مجموعه را ترك و به مجموعه بزرگتري برويد

  •  53. 

    آدم بزرگ تو محيط كوچيك رشد نمي كنه، پس بايد بزنه بيرون. اگه ديديد كه يه آدم بزرگ تو يه محيط كوچيك به دليل شرايط خاصي كه داره دوام آورده، مطمئن باشيد كه رشد مجموعه ديگه براش مهم نيست و فقط هست كه زندگيشو تامين كنه.

  •  54. 

    اين تصوير زياد با واقعيت جور نيست هيچ شخصي در يك سازمان كوچك اينقدر رشد نميكند كه از آن سازمان بزرگتر شود يا اگر هم رشد كند سازمان هم بزرگتر ميشود.

    ايشي كاوا مي گويد: "يك شركت بهتر يا بدتر از كاركناني كه دارد نيست"

  •  55. 

    اگر رشد سازمان با رشد زيرمجموعه ها و نيروي انساني متناسب نباشد هر دو محكوم به شكست خواهند بود.

  •  56. 

    افراد سازمان در يك محيط مناسب رشد مي كنند.وقتي محيط مناسب از بين برود نه تنها رشدافراد متوقف ميشود بلكه از بين ميروند

  •  57. 

    فضا بايد براي رشد مناسب باشد

    سازمانهائي كه رشدشان با محيط متناسب نباشد محكوم به نابودي هستند

  •  58. 

    بالاتر از نيروهاي موجود رشد كني .همان نيروها كمر بر نابوديت مي بندند.

  •  59. 

    نيرويي كه در حجم اشتباهي قرار گرفته است

  •  60. 

    مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم

    بحث رشد آدمها و لزوم رشد جايگاه افراد جزء لاينفك سرنوشت افراد است . افراد كارا و خوش فكر همواره در حال رشد هستند . اين وظيفه سازمان است كه به ارتقاي جايگاه آنها بينديشد . رشد جسمي ماهي تشبيهي براي رشد فكر افراد است .

  •  61. 

    مفهوم تصوير : همانگونه كه افرارد مستعد در حال رشد و نبوغ هستند شركت ها و سازمان نيز بايد پويا و در حال رشد باشد در عير اينصورت منجر به متلاشي شدن سازمان و افراد خواهد شد

  •  62. 

    با سلام ، سازماني كه انعطاف پذير نباشه و خودش رو براي بزرگ و كوچك شدن در موقعيت هاي مختلف آماده نكنه ،نتيجش از دست دادن منابع داخلي و فرصت هاي خارجيه.

    به عبارتي:سازمان غير منعطف=نابودي

  •  63. 

    با سلام به شما

    بهمراه توسعه و رشد انسانها بايد محيط آنها هم توسعه و رشد كند تا هم افرايي صورت پذيريد در غير اينصورت موجب عقب رفت يا در جا ماندگي ميشود.

  •  64. 

    وقتي فردي در سازماني به مرور زمان رشد مي كنه وبزرگ ميشه بعد از مدتي توقع اش زايد مي شه و مثل سمي براي مجموعه مي شود اگر از سازمان خارج نشه باعثا شكست سازمان خواهد شد

  •  65. 

    هميشه بايد براي پيشرفت افرادي كه در يك مجموعه كار ميكنند محيط را آماده كرد . افراد خواه نا خواه در يك محيط بزرگتر ميشوند و پيشرفت ميكنندو اين مجموعه يا سيستم است كه بايد خودش را متناسب با ظرفيت افراد تنظيم كند مثال آن ميتونه اين باشه كه براي يك دانش آموز مثلا" راهنمايي پس از گذروندن تمام مقاطع دوره راهنمايي واقعا" كار كردن در اون محيط و همون درسا براش مشكله و نيازمند يك محيط بزرگتر (از لحاظ علمي و ظرفيتي) ميشه

  •  66. 

    افراد با زمينه اطلاعات مفيد بدليل نبود عدالت واقعي فنا مي شوند

  •  67. 

    يعني سازمان به تناسب نيروي انساني بزرگ شود وگرنه بهره وري كاهش ميابد

  •  68. 

    كارمنداني با قابليت بالا در سازمانهاي كوچك و غير منعطف به هدر ميروند( تلف ميشوند).

  •  69. 

    فرد بايد تا زماني كه سازمان براي توانايي فعلي او ميتوان مجال بروز بدهد در خدمت سازمان باشد و در صورت داشتن توان وتخصص بيش از جايگاه سازماني بايد يا جايگاهش ارتقا يابد يا در صورت لزوم در مجموعه و سازماني ديگر به فعاليت بپردازد تا از هدر رفتن تواني كه ميتواند به نفع خود فرد و جامعه اش كار انجام دهد جلوگيري كند

  •  70. 

    اين همون نظام سرمايه داري هست ادم هاي كوچك حتي اگر بزرگ شوند و رشد كنند هم محكوم به مرگ اند. شنيدين ضرب المثل رو كه ميگه پاتو به اندازه ي گليمت دراز كن!!!

  •  71. 

    هرفردي باتوجه به تواناييهاي خودبايددرجايگاه متناسب قرار بگيردامااگر فردي با تواناييهاي بسياردرجايگاهي كه درشان اونميباشدقراربگيردسرخورده ميشودوآسيب ميبيند.

  •  72. 

    به اندازه اي رشد كن كه باعث از بين رفتنت نشه

  •  73. 

    كاركنان در سازمان هايي كه به يادگيري و آموزش و به روز كردن انديشه كاركنان توجه اي نميكنند به مرور زمان دچار يك نوع يكنواختي و فرسودگي شغلي شده و در واقع در سازمان به مرور نابود ميشوند .....سازمان نيز بايد به همراه تعالي انديشه كاركنان رشد كند و پيشرفته تر شود

  •  74. 

    باتوجه به اهميت هم سازمان وهم فرد تغييرلازمه ي هردومورده هم فردوهم سازمان درغيراينصورت كاريكاتوربالا به وقوع خواهدپيوست

  •  75. 

    به نظر من فرد بايد با بزرگ شدن فكرش بايد سازمانم يا بزرگ كنه يا عوض كنه كه شكستن منجر نشه

  •  76. 

    اطرافيان به رشد شما اهميتي نمي دن تا اينكه رشد خودت باعث از بين رفتن خودت ميشه

  •  77. 

    دقيقا حال روز كشور در اين چند سال اخير متاسفانه

  •  78. 

    انسانهاي كوچكي كه بيخود و بدون دريافت ظرفيت واقعي پرو بال داده ميشوند و بزرگ ميشوند باعث ايجاد فساد و تباهي و خرابي هاي ميشوند كه ممكناست هم خود را نابود كنند هم تشكيلات مرتبطه را

    بعنوان مسال شخصي كه جنبه و ظرفيت رئيس شدن را ندارد و اصلا در حد و اندازه هاي يك رئيس نيست را در جايگاه بزرگ رياست قرار دهيم و تعريف و تمجيد هاي بيمورد شود روزي ميشود كه با توهم برتر بودن هم باعث سرن

    ون شدن خود ميشود هم سرنگون شدن سازماني كه او رياستش را انجام ميدهد.

  •  79. 

    انسان هايي كه ازنظرانديشه بزرگ هستنددرسازمان هاي بوروكراسي ميميرند

  •  80. 

    يه انسانها يه اندازه ظرفيتش كار بده كسي لياقت نداره رو زياد بزرگش نكن

  •  81. 

    افراد زماني مي توانند در يك سازمان موفق و مثمرثمر واقع شوند كه ظرفيت سازمان به اندازه توانايي آن افراد باشد تا شخص بتواند در آن سازمان ارتقاء يابد و هم باعث ارتقاء شخصي و هم سازماني گردد در غير اينصورت هم سبب انحدام خود و سازمان مي گردد.

  •  82. 

    با گذشت زمان كه سازمان ها بيشتري به عرصه رقابت پا پيش مي گذارندبايد سازمان مورد نظر قابليت گسترش سازمان درهمه ي زمينه هاي فكري (كار آفريني ،نوآوري و..) داشته باشد تا به وسيله سازمان هاي ديگر به هلاكت نرسند

  •  83. 

    به نظر من آدم هاي بزرگ هرگز در سازمان هاي كوچك رشد و پيشرفت نمي كنند هر كسي تا حالا در خانه اش يك تنگ ماهي داشته آيا شما ديده ايد ماهي تان انقدر بزرگ شود شايد ماهي تان ضعيف شود و در نهايت از بين برود ولي بزرگ نمي شود آدم هاي بزرگ هرگز در سازمان هاي كوچك رشد نمي كنند اين تجربه بند ه است

  •  84. 

    رشد فكري مديريتي بايد همواره وسيع تر از عوامل سازمان باشد در غير اينصورت باعث تخريب سازمان خواهد شد.

    با تشكر:ميلاد

  •  85. 

    عدم تناسب و سازش فرد با محيطش در اثر رشد

  •  86. 

    كسي قدرش را خواهد دانست؟؟؟

    بنظرم بيشتر جنبه سياسي داره

  •  87. 

    هر كسي را بهر كاري (جائي) ساختند...

  •  88. 

    بايد قبل از اين كه به بحران برسيم يا سازمان رو خيلي قوي تر كنيم يا بتونيم از مرزهاي اون فراتر بريم....

  •  89. 

    خيلي از سازمانها اجازه رشد به نيروي انساني ميدهند اما خود آن سازمان هم باعث مرگ نيرو مي شود تصوير خيلي واضح و روشن است

  •  90. 

    رشد و توسعه منابع انساني بايستي با رشد سازمان متناسب باشد در صورتي كه فرد در سازمان رشد نمايد ولي سازمان در همان سطح از فرهنگ و شخصيت سازماني بماند به مثابه ماهي بزرگي است كه در تنگ كوچكي مانده است اين الگو مي تواند نيز برعكس باشد از طرفي تحليل فوق نه تنها در سازمان بلكه در تمامي سيستمهاي جاري ازقبيل سيستمهاي اجتماعي و اقتصادي و غيره كاربرد دارد و حتي رويكردهاي آن در خانواده نيز ديده مي شود لذا به رشد متوازن در هر سيستمي اشاره دارد. باتشكر(ي-ك)

  •  91. 

    به قول ضرب المثل قديمي:

    هركه بام اش بيش برف اش بيشتر

  •  92. 

    هر چه بيشتر بزرگ باشي ، زندگي برايت سخت تر ميشود. مديران بلند پايه سازمان بمراتب خيلي بيشتر از كاركنان ساده داراي مسئوليت هستند و زندگي سازماني سخت تري دارند.

  •  93. 

    با سلام

    به نظرم با توانا تر شدن كارمند لازمه حوضه اختياراتش هم بزرگتر بشه و شرايط مساعدي براي بهبود در اختيارش قرار بگيره .

  •  94. 

    متاسفانه برداشت سازمانها از نيروي انساني مثل روز اول استخدام است غافل از اينكه تواناييهاي بالقوه نيروها در حال فعاليت است و اگر سازمان به آن توجه نكند باعث از بين رفتن نيروي انساني مي‌شود

  •  95. 

    آدمهائي كه به مدد ويژگيهاي خدادادي رشد مي كنند و نسبت به سايرين از توانائي بيشتري در انجام امور برخوردارند ، شايسته است در جهت پيشرفت و آباداني كشور در جايگاه مناسب تري قرار گيرند و به دليل تنگ نظري و حب و بغض شخصي گرفتار روزمرگي نشوند.

  •  96. 

    با سلام بنظر من بيانگر اين مسئله است كه اگر رشد سازمان متناسب با رشد سرمايه هاي انساني نباشد، منجر به از بين رفتن سازمان و تباه شدن ظرفيتهاي سرمايه انساني مي شود .

  •  97. 

    سازمان هاي كوچك توان حفظ و نگهداري افراد بزرگ را ندارند و در صورت اصرار به اين كار هم سازمان و هم آن افراد آسيب هاي جدي مي بينند. مگر اينكه تغييرات جدي ايجاد شود.

  •  98. 

    وقتي يه آدم كوچك و بي مقدار را براي يه كار بزرگ مأمور مي كنند شروع به خودنمايي مي كند بدون اينكه كارخاصي انجام دهد و درمقابل وقتي يه آدم بزرگ را براي يه كار كوچك مأمور مي كنند در حقيقت دست و پاي اونو بسته اند و انگيزه را ازش گرفتند.دقيقا بعضي از سازمانهاي ايران!

  •  99. 

    بسمه تعالي

    به نظر اينجانب ، اين كاريكاتور نمايانگر اينست كه هميشه در مجموعه اي درخور و شايسته خويش فعاليت نماييد؛ اگر سازمان يا مجموعه را كوچكتر از حد شايستگيهاي خود مي بينيد ، فعاليت خود را به آن محدود كنيد و در جايي ديگر به فعاليت هاي فوق برنامه بپردازيد، زيرا سازمان ضعيف زماني كه خود را لايق افكار و نظرات و برنامه هاي شما نبيند با هر ترفندي شما را از بين خواهد برد ، حتي اگر خودش از بين برود .

    به هر حال هميشه نمي توان باعث ارتقا يا شكستن حصارهاي موجود در يك سازمان شد بلكه اگر فعاليت شما بيش از حد به چشم آيد باعث انواع افتراها و تفكرات نامربوط همكاران و مديران سازمان خواهيد گرديد.

    مشكلي كه براي بعضي افراد فعال به خصوص در سازمانهاي دولتي وجود دارد.

    با آرزوي موفقيت براي تمامي خدمتگزاران به جامعه

    اميد ملك

  •  100. 

    بي كفايتي (راز موفقيت را نياموخته) و عدم شايسته سالاري و رشد نامتوازن مدير و سازمان و ناسازگاري با محيط (مجموعه توانايي هايي كه با اهداف و محيط ناسازگاري داشته باشد استراتژي راهبردي شكل نميگيرد و استراتژي خطي و ساده در قرن 21 جوابگو نيست ) براي رسيدن به قله هاي موفقيت علمي دانش پايه با صنعت مكمل شوند

  •  101. 

    سلام

    مثال مديريتي ماهي كوچك در يك درياي بزرگ بهتر از ماهي بزرگي در يه تنگ كوچيكه.

    يعني اگر شما با يه سمت كمتر و كوچكتر در يك سازمان بزرگ باشيد كه جا براي رقابت و يادگيري وجود داره خيلي بهتره تا اينكه مثلاً مدير يك شركت 5 نفره كه هيچ آموزش و رقابت و پيشرفتي نداره باشيد.

    موفق باشد

  •  102. 

    به نظر من همزمان با پيشرفت و رشد مدير در يك سازمان بايد بر وسعت و ابعاد سازمان نيز افزود تا مدير مانند يك ماهي در يك تنگ كوچك دچار خفگي نشود.

  •  103. 

    با توجه به اينكه تكنولوژي روز به روز افزايش پيدا مي كند و انسانها هم چون جوياي كمال هستند بدنبال يادگيري آن هستند پس به دنبال چنين مسئله اي سازمانها هم براي حفظ بقاي خود ناچارند به روز باشند حال اگر اين به روز شدن فقط در افراد درون سازماني باشد و سازمان پذيراي تغييرات جديد نباشد انسان در چنين محيطي قادر به كار كردن نمي باشد و احساس پوچي ميكند

  •  104. 

    اين عكس نماد مدير عامل شركتهاي خصوصي ايراني هستش كه هرچي برگتر ميشن كمتر ميتونن فضاي دور بر خودشون رو ببينن و وقتي متوجه ميشن چه بلايي سرشون آماده كه تنگ بلورشون شكسته

  •  105. 

    به نظر بنده يعني اينكه شخصي كه از قابليت و توان حرفه اي بالايي برخوردار است و در سازماني كار مي كند كه گنجايش آن را ندارد به مرور دچار كسلي، بيهودگي و ركود حرفه اي ميشود.

  •  106. 

    كوچك زيباست، اما چيزي كه واقعا زيبا است، اندازه مناسب است. "جان نيسبيت"

  •  107. 

    بنظر بنده گوياترين تصوير در مورد مديران و متخصصان شركتهاي دولتي و خصوصي در ايران است . بسياري از مديران ما همان ماهي تنگ اول هستند . و اندكي آدمهاي بزرگ هستند كه واقعا شركتها گنجايش آنها را ندارند و متخصصين اينچنيني يا در شركت حالت مرده پيدا كرده اند و يك گوشه نشسته اند و يا اكنون بيكار در منزل نشسته اند . چون مديرا كوچك و نالايق براي آنها تنگي كوچك ايجاد كرده اند تا آنها خفه شوند .

  •  108. 

    خورشيد جايش در آسمان است نه در خانه

  •  109. 

    نشان از اين دارد كه يك مدير همه مسئوليت را فقط براي خود نبايد نگهداري كند و بايد با تفويض اختيار ديگران را هم در كار شركت دهد در غير اين صورت دچار چنين وظعيت نا خوشايندي خواهد شد وظيفه مدير مديريت است نه آنكه كليه كارها را خود انجام دهد تا آخرش منفجر شده و سازمان هم از هم بپاشد

  •  110. 

    كارهاي بزرگ رابايد به آدمهاي بزرگ و كارهاي كوچك را به آدم هاي كوچك واگذار نمود اگر معكوس باشد هر دو براي سيستم مفيد نخواهند بو. انسانها وقتي به توانمندي مي رسند و امكان انجام كارهاي بزرگ را دارند بايد امكانات وملزومات در حد آنها مهيا گردد وگرنه توانمندي آنها منفعل شده و انگيزه خدمت را از دست مي دهند.

  •  111. 

    در اينجا ماهي نماد نيروي انساني است و تنگ نماد واحد كاري او. بنابراين با رشد فكري و بلوغ سازماني او بايد به او ارتقا داد تا در تنگي بزرگ تر يا واحدي بزرگتر با ظرفيت كاري بيشتر و مسئوليتهاي بيشتر و بزرگتر فعاليت نمايد و گرنه نيروي انساني در حال تلف شدن در تنگ كوچك خواهد بود و بلاخره در ان خواهد مرد البته فكر او نه خود او.

  •  112. 

    قرار دادن آدم هاي بزرگ در جاهايي كه براي توانايي هاي آنها كوچك است ؛ باعث از بين رفتن خلاقيت ، استعداد و توانايي آنها مي شود .

  •  113. 

    خيلي متاسف شدم از اينكه نظرات منفي زادي رودستاي خوبم نوشتم

    از شما ميخوام منفي نباشيد

    از اين كاريكاتور درس بگيريم ومتوجه بشيم كه بايد محيط مناسب براي خودمون انتخواب كنيم تا باحد اكثر رشد وبالندگي دچار مشكل نشيم

  •  114. 

    بنظر من شخص در سازمانهاي بزرگ تجربه پپيدا ميكنه رشد ميكنه ودانش اندوزي ميكنه اما در شخص در سازمانهاي كوچكي كه قابل رشد نباشد محكوم به مرگ است

  •  115. 

    تناسب فرد با سازمان الزام است

  •  116. 

    اينكه اوون همون ماهي روز اوله كه بنا به اقتضاي رشدش اين بلا سرش آمده باور نكردنيه چون همچين رشدي در همچين محيطي صورت نميگيره و حال قبول ميكنيم كه اتفاق افتاده و رشد كرده

    انجام دادن كارهاي بزرگ نياز به آدمهاي بزرگ داره پس آدمهاي بزرگ نياز به فضاي حركت و مانور دارن چون هرچقدر يك خلبان ماهر باشه نمتونه توي اتاق خواب پرواز كنه

    برداشت دومم اين ماهي از جاي ديگه آمده در اين حالت هم فقط به يك ضرب المثل اكتفا مي كنم كه : هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد----- مشكلي كه امروز گريبان گير اكثر شركتها و سازمانها شده است مثلا فلان طرح در فلان شركت در قاره ناكجا آباد موفق بوده حالا 50 تا كارشناس ميخوان همون طرح و در مهد صنعت ايران با نيروهاي متخصص با ماشين آلات روز دنيا راه اندازي كنند ...

    بيايم واقع بين باشيم . بيايم حرفها و عملكردمون در حد خودمون و مكان و سازمان و قدرت همه جانبه آن بزنيم /// ايده بدهيم و اجرا كنيم نه اينكه گنده برداريم بعد زيرش بمانيم كه جز ازبين رفتن خودمون و سازمان كار ديگه اي نداره ....

  •  117. 

    اين كاريكاتور متاسفانه در مورد بزرگ بودن آدمها بار منفي دارد، در واقع آدم بزرگ ظرف و دنياي اطراف خود را تخريب نميكند. در واقعيت تنها پيامد كوچكي ظرف انسان صدمه به خود فرد است. ولي در مديريت امروزه ميتوان اينطور برداشت كرد كه بايد كوچك بماني تا همه چيز خوب و آرام بنظر برسد چون محيط اطراف ما قابل رشد نيست.در صورت رشد ماهي يا نماد نيروي انساني، ظرف يا نماد محيط كاري در هم ميشكند و ماهي نيز محكوم به فنا خواهد بود. (برداشت من از تصاوير است و به معني موافق بودنم با اين نكته نيست)

  •  118. 

    با سلام .ار آنجا كه در يك سازمان با فراهم شدن رشد افراد مي بايست به همان نسبت سازمان نيز ظرفيت خود را افزايش دهد تا زمينه براي رشد بيشتر افراد كه متعاقبا" رشد سازمان را در پي خواهد داشت فراهم گردد . تصوير حاكي از آن است كه در يك سازمان در صورت عدم فراهم شدن زمينه رشد افراد تا يك مرحله رشد نموده تا جائي كه سازمان امكان برآورده نمودن خواسته هاي چنين فرد را نداشته و اين امر ضمن از بين بردن انگيزه كار در اين فرد با حذف نيروي كارامد سازمان نيز به نابودي كشانده ميشود

  •  119. 

    مرگ واجتناب ناپذيري رشد فيزيكي در محيطي بسته زماني مشخص دارد.

  •  120. 

    از هر ظرفيتي بايد در جاي مناسب خود و جايي كه بتواند كارايي و ارزش خود را نشان دهد استفاده كرد.فردي كه داراي ظرفيت و افكار بزرگي دارد مسلماً وي بايد در جايي بكارگيري شود كه افكارش جاري و ثاري گردد مگر نه در جايي كه داراي ظرفيت پايين است نظرات و افكار وي براي آنجا بزرگ و غير قابل استفاده خواهد بود و البته اين براي افراد كم ظرفيت هم بايد عملي شود؛نبايد فرد ضعيف را در تنگ آبي كه بزرگتر از خودش هست رها كني زيرا خفه مي شود.

  •  121. 

    اين اتفاق براي من در عمل پيش اومده ولي هنوز در مرحله يكي مونده به آخر هستم در صصدم جام و عوض كنم به لطف خدا . شما هم برام دعا كنيد خوبان

  •  122. 

    عدم رشد سيستم متناسب با خواسته ها و نياز مشتري

  •  123. 

    ين اتفاق وقتي مي افته كه يك نفر در سازمان فقط به فكر رشد خودش يا مجوعه خودشه و به سيستم فكر نمي كنه. هميشه بايد ظرفيت سنجي بشه اما نه به اين صورت كه آدم از يه حدي جلوتر نره بقيه رو هم بالا ببره

  •  124. 

    با سلام به نظر من اگر يك فردي از نظر فكري وعقلي رشد ميكنه وبزرگ ميشه بايد با فكر وخلاقيتش بتونه يا محيطو تغيير بده ويا خودشو سازگار با اون بكنه!وگرنه محكوم به فناست!

  •  125. 

    1-مديران به نسبت بزرگ شدن بايد در سازمانهاي بزرگ تر مديريت نمايند .يعني ظرف هر مدير به نسبت رشدش بايد بزرگ شود در غير اين صورت هم مدير هم سازمان را از بين خواهيم برد

  •  126. 

    به نظر مي رسد كه انسان ها(خصوصا مديران) بسيار بزرگ براي كار فعالانه در سازمان هايي كه سطح كار و پيچيدگي امور آن متناسب با توانمندي ها و ظرفيت هاي اين افراد نيست، مناسب نمي باشند و با ماندن در آن محيط، به واسطه كاهش اثربخشي و عدم ارضاي نيازهاي سطوح فوقاني هرم مازلو در اين افراد، ممكن است هم به خود و هم به سازمان، صدمات جبران ناپذيري وارد كنند.

  •  127. 

    نامناسب بودن محيط ومشاغل با افراد واستعدادها ،تخصص ومهارت آنها .نمونه هاي عملي آن پزشكان عمومي كه با اين همه هزينه اي كه صرف آموز ش وتربيت آنان ميشود در پست هاي مديريتي منسوب وبا اين كار هم خود وهم سازمان مربوط را به نابودي مي كشانند.

  •  128. 

    رشد ناقص - يعني تفكر بزرگ شده اما آنقدر توانا نشده كه بتواند جايگاهش همراه خويش تغيير دهد.

    با شماره 5 و 12 كاملا موافقم.

  •  129. 

    آزادد به هر قيمتي

  •  130. 

    به گفته ناپلئون : لشگري از شيران به فرماندهي يك گوزن لشگري از شيران نخواهد بود .عدم تناسب افراد با شغل و محيط كار به خصوص افرادي كه نگرش عامل بودن دارند و تلاش زيادي براي ارتقا سازمان خويش دارند ولي متاسفانه با عدم همكاري همكاران و واحدهاي مختلف سطح سازمان روبرو ميشوند

  •  131. 

    اين تصوير من را ياد چرخه عمر محصول ميندازه كه ابتدا سازمان توليد كننده محصول سهم كوچكي در بازار داره و به تدريج با افزايش سهم بازار به مرحله رشد و اشباع و افول ميرسد.

  •  132. 

    با سلام ،

    بقول ملاصدرا شيخ بهائي : برگه جاي ماهيهاي كوچك است ، نهنگ ها بايد در اقيانوس زندگي كنند . پس وقتي يك فكر و انديشه بزرگ با توانائيهاي فردي در محل كوچك باشد باعث اتلاف استعداد ها و نيروهاي بلقوه شده و باعث نابودي آن ميگردد .

  •  133. 

    به نظر من يك فرد زماني مي تواند رشد نمايد كه سازمان رشد نمايد اگر فردي رشد نمايد نمي تواند در سازمان كوچكي باشد واگر در سازمان كوچكي باشد نشان دهنده مشكل در سيستم مي باشد وخود فرد مي باشد

  •  134. 

    مشكلات كوچك موقعي كه كوچك است حل كن وقتي بزرگ شدند ممكن است ديگر حل نشوند

  •  135. 

    با عرض سلام وخسته نباشيد ظرفيت افراد در امور مديريتي مد نطر قرار گير تا از اتلاف هزينه ها وسرمايه هايي كه براي تربيت افراد خرج شده هدر نرود.

  •  136. 

    براي افراد كوچك و نابالغ سازمان هر چه قدر هم كوچك باشد براي انها بزرگه و تحمل ان راحته . اما براي افراد بزرگ و بالغ اگر سازمان با رشد انها رشد نكنه تحمل سازمان را نخواهند داشت و سازمان نيز تحمل آنها را نخواهند داشت و هر دو نابود مي شوند.

  •  137. 

    جامعه اي موفق است كه هر كسي در جايگاه واقعي خويش قرار گيرد .انسانهاي بزرگ نبايد در پستهاي كوچك و انسانهاي كوچك در پستهاي بزرگ قرار گيرند .

  •  138. 

    با سلم و ادب من فكر ميكنم كه بايد با دنياي بزرگ تر هم اشنا شد

  •  139. 

    من اين رو در زندگي جاري خودم به راحتي لمس ميكنم.واقعيتي بزرگ و غيرقابل انكاره.دوستاني كه اين رو باور ندارند مطمئن باشن كه اشتباه ميكنند.اگر سرعت رشد كاركنان بيش از شركت باشه و شركت نتونه از سنتها دور شه و اينبالاخص از طريق مديريت عالي تحميل بشه،بدون شك كارمند اين احساس رو داره كه در زنداني قرار گرفته كه كدام بايد كارهايي رو تكرار كنه و نهايتا به اين نتيجه ميرسه كه بايد از اون سيستم خارج بشه و وارد سيستمي بزرگتر بشه

    در اين شرايط امكان داره هم خودش آسيب ببينه و هم سيستم.اما موندن در اون سيستم بدون انجام اصلاحات براش غيرممكن ميشه

    امروز من در سيستمي هستم كه به خاطر اونكه هيچكس قدرت فهم علوم من رو به عنوان يك سرپرست مالي نداره،ناچار راهي جز جدايي نميبينم چون از سمت مديريت عالي سيستم با محدوديتن اصلاح امور مواجه هستم و اين يعني اوج نابود كردن ارزش زندگي

  •  140. 

    هميشه تغيير و جابجايي براي انسان لازم و اگر تغييرات فقط براي شخص باشد بدون جابجايي نتيجه اي جز انفجار ندارد يا اينكه تغييرات بايد هم زمان هم در خود فرد ايجاد شود و هم جايي كه در آن قرار دارد تحمل تغييرات بزرگ را داشته باشد

  •  141. 

    باسلام بعنوان شخصي كه 8سال در پست مديريتي ميباشم اظهار نظر ميكنم

    لازم است ابتدا در يك رنكينگ سايز مدير بزرگ يا كوچك شناسايي و معرفي شود

    و سايز شركت بزرگ يا كوچك هم مشخص گردد.

    شاير تصور كنيم بزرگ هستيم درصورتي كه در يك مجموعه كوچك زندگي ميكنيم و اين مساله تا واقعيت فاصله زيادي داشته باشد.

    مرز بين تصور و واقعيت در ايران مشخص نيست و هيچ رنكينگي وجود ندارد.

    در حالت كلي هرزمان كه احساس كوچكي فضا به يك مدير بالغ دست دهد بايد عرصه را واگذار و به يك مجموعه درخور عزيمت نمايد .

  •  142. 

    با احترام به تمام نظرات ميشه از يه جنبه ي ديگه هم بهش نگاه كرد: اكر به يك فرد در يك سازمان زياد از حد پرو بال داده بشه و كسي رو بيش از حد توان و ظرفيتش بزرگش كني نهايتا به خاطر بي سوادي يا ناداني هم به خود سازمان ضربه ميزنه هم خودشو نابود ميكنه. پس به خاطر روابط آدمارو تو جاي نامناسب قرار نديم.

  •  143. 

    1- نكته اول اينكه مديران سازمان بايد از واقع بيني كافي در خصوص ايجاد زمينه توسعه سازمان برخوردار باشند در غير اينصورت سبب ورشكستگي سازمان مي گردند (تجارب از اين نوع در خصوص شركتهايي كه زمان نامناسبي مثل دوران انتقال روساي جمهور را باري توسعه شركت انتخاب ميكنند وجود دارد. آنها ظاهراً نمي دانند كه دوران انتقال با ركود بيش از يكساله در بازار كسب و كار همراه است و پيامد توسعه بدون پشتوانه خرد شدن محيط كسب و كار سازمان و نابودي سازمان خواهد بود).

    2- نكته دوم به تجربه ژاپني ها بر ميگردد. در ژاپن براي مديريت منابع سازماني از الگوي 2-6-2 استفاده مي گردد. بدين معني كه نيروهاي ممتاز سازمان را تا سقف 20% با سازمان با رتبه بالاتر مبادله ميكنند و نيروهاي ضعيف سازمان را تا سقف 20% با سازمان با رتبه پائين تر مبادله مي كنند. لذا حجم و چالاكي سازمان ثابت باقي ميماند و ضريب تحرك واقعي آن در فضاي كسب و كار تغيير نمي يابد و از سوي ديگر نيروهاي خيلي قوي يا خيلي ضعيف نيز موجب تلاطم رواني و برنامه اي در مديريت سازمان نمي گردند.

  •  144. 

    اين تصوير خيلي جامع نيست، چون لزوما اين طور نيست كه اگر شخصي بزرگ بشه و هم خودشو و هم سازمانشو از بين مي بره!!! اين طور نيست، به نظرم از اين به بعد موضوع كمي فرق داره، اون فرد مثل خودمن مي تونه اون سازمان را ترك كنه، به همين راحتي

    نه كسي صدمه ديده و نه سازماني از بين رفته، البته من دريك جاي دولتي كار مي كردم اما در يك محيط خصوصي هم به همين روال است، البته من مديري را مي شناسم كه در 10 سال اخير مديران بالادستي اش بسيار بي كفايت منصوب مي شوند اما ايشون همچنان در جاي خود باقي مانده و به خوبي مديريت مي كنند ولي تنها فرقي كه كرده ايشون ديگه مثل قبل نيستند يعني سعي نمي كنند خيلي تو چشم باشند، يعني چراغ خاموش !!!!!!!!!!!

  •  145. 

    انسانهاي توانا را نبايد محدود كرد ولي هيچ فردي نمي تواند بالاتر از مسئول خود پرواز كند.........

  •  146. 

    قرار دادن آدم هاي بزرگ يا موجودي كه به تكامل مي رسد در جا هاي كوچك و تنگنا، موجب از بين رفتن آن خواهد شد.

  •  147. 

    اين داستان داستان مرگ آدمهايي كه بزرگ فكر مي كنند توي يك جامعهكوچك

  •  148. 

    يك روز ملا نصر الدين براي تعمير بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختماني را بر پشت الاغ بگذارد و به بالاي پشت بام ببرد. الاغ هم به سختي از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختماني را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پايين هدايت كرد. ملا نمي دانست كه خر از پله بالا مي رود، ولي به هيچ وجه از پله پايين نمي آيد. هر كاري كرد الاغ از پله پايين نيآمد.

    ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد كه استراحت كند. در همين موقع ديد الاغ دارد روي پشت بام بالا و پايين مي پرد. وقتي كه دوباره به پشت بام رفت، مي خواست الاغ را آرام كند كه ديد الاغ به هيچ وجه آرام نمي شود. برگشت. بعد از مدتي متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهاي الاغ از سقف چوبي آويزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمين افتاد و مرد!

    ملا نصر الدين با خود گفت

    لعنت بر من كه نمي دانستم اگر خر به جايگاه رفيع و بالايي برسد هم آنجا را خراب مي كند و هم خودش را از بين مي برد.

  •  149. 

    اگر مدير ارشد فردي را براي جايگاهي انتخاب كند و آن فرد بي اختيار و تنها در اثر خوش بيني مدير رشد كند در حالي كه خود توانايي درك جايگاه خودش را نداشته باشد و مدير نيز چاره اي براي اين رشد سرطاني نبيند آن جايگاه آسيب مي بيند ( مدير ضرر مي كند ) و آن فرد نيز قرباني خواهد شد.

  •  150. 

    ماهي داخل دريا نهنگ مي شود.

  •  151. 

    وقتي تازه وارد سازماني ميشي در صورت تطبيق سازمان با توانايهات تو اون سازمان موندگاري اما در غير اين صورت خارج ميشي (ايده ال) فرد با تواناييهاي كم جايي در يك سازمان بزرگ نداره و برعكس

  •  152. 

    افراد در رون سازمانها بزرگ مي شوند و بايد براي بقاء خود به بزرگ شدن سازمان نيز كمك كند در غير اينصورت خو و سازمان را از بين خواهند برد.

  •  153. 

    وقتي يه سازمان شروع به كار ميكنه در يك محيط صنعت بسيار كوچك به نظر مي رسد اما وقتي با عملكرد هاي خوب و موفقيت آميز پيشرفت ميكند بايستي محيط يزرگتري براي خود انتخاب كند و به طور مداوم محيط بيروني خود را تغيير دهد وگرنه با وجود اينكه سازمان بزرگ شده اما شكست مي خورد

  •  154. 

    با سلام

    ضمن تشكر واحترام به فعاليت هاتون وحتي طرح ارائه شده. به نظر من طرحتون بدبينانه وبازدارنده است

    اصولا ادمها در شركتهاي درحال رشد, رشد پيدا ميكنند.ضمن اينكه يك نيروي موفق ميتواند محيط كاري خود را عوض كند. در طرح ارائه شده رشد = نابودي تلقي ميشود؟؟؟؟؟؟؟

  •  155. 

    به نظر من اين تصوير اشاره به تنهايي وفرصتهاست.به اين معنا كه تنها بودن هر چند يك فرصت است ولي تنها تلف شدن يك مصيبت است هر چند كه خيلي هم از نظر موقعييت بزرگ شده باشي .اكبريان

  •  156. 

    به نظر من آدم هاي بزرگ و سازمان هاي كوچك عنوان مناسبي براي اين تصوير نيست. چون آدمه اول كوچيك بوده، به مرور تو همين سازمان بزرگ شده، اما سازمان بزرگ نشده!

    تصوير عدم تطبيق و هماهنگي بين برنامه هاي رشد فردي و برنامه هاي رشد سازماني رو به نمايش ميگذارد.

  •  157. 

    به نظر من آدم ها ماهي نيستن كه نتونن تنگ بزرگتري براي خودشون پيدا كنند .انسان هاي بزرگ هم با شرايط سازگار مي شوند و هم محيط رو به نفع خودشون تغيير مي دهند

  •  158. 

    اصولا" در ايران آدمهاي كوچك به كارهاي بزرگ و آدمهاي بزرگ به كارهاي كوچك گمارده مي شوند.

  •  159. 

    "بايد به دريا پيوست"براي داشتن افكار بزرگ و بزرگتر بايد از محدوديت هاي موجود رها شد.در يك محيط بسته فقط با افكار كوچك و سطحي و ديد محدود مي توان به زندگي ادامه داد.پس جاي ما درياست ...

    الهه دانشمند

  •  160. 

    بنظر من همزمان با رشد و بزرگ شدن پرسنل ، شركت نيز بايستي با رشد بيشتري بسمت تعالي حركت نمايد تا گنجايش لازم براي حركت افراد بوجود آيد.

  •  161. 

    nahang dar darya khahad bod

  •  162. 

    موافق

  •  163. 

    تو سري خور بودن رو نشون ميده

    اينكه مبارزه نميكنه تا بهترين روكسب كنه و سكوت ميكنه و در نهايت نابودي خودش رو سبب ميشه

  •  164. 

    به نظر من انسانهاي بزرگ سازمان خودشون رو هم ميتونن از كوچيكي در بيارن مخالفم با اين تصوير.

  •  165. 

    به نظر من منظور از تصوير اينه كه افراد وقتي وارد سازمان ميشوند كمكم رشد ميكنند و پيشرفت ميكنند و آنقدر بزرگ مي شوند كه به نظر خودشان براي ان سازمان زياد هستند و تجربه خود را به سازمان بزرگتر مي برند .

  •  166. 

    نيروي انساني (بقول شما آدمها) از سازمان ها فرار نمي كنند، بلكه از رهبران و مديران كوچك داخل سازمانها (هرچند اين سازمان موفق ترين و بهترين سازمانها هم باشد)فرار مي كنند.

  •  167. 

    عدم مديريت مناسب مكان و شخصيت كه افراد رامنفعل ميكند

  •  168. 

    وقتي در يك سازماني رشد كردي بايد باعث رشد اون سازمان هم باشي كه سازمان هم ارتقا پيدا كنه در غير اين صورت رشد شما بيشتر از حد اون سازمان خواهد بود و شما يا بايد به فكر كار جديد و بزرگتر در سازماني با ظرفيت بيشتر باشيد و يا دچار سرخوردگي و در جا زدن بشويد.

  •  169. 

    good

  •  170. 

    آدما وقتي ميبينن محيطشون ظرفيت استقبال از ايده هاي بزرگشون رو نداره مجبور نيستن تو همون محيط بمونن به اميد اينكه شايد يه روز بزرگتر بشه!!! به نظر من قدرت ريسك اينجاها به درد ميخوره . كسي كه ايده هاي بزرگي داره تو همه محيطها حتي بزرگتر از محيط فعلي هم جا داره نبايد اونجا بمونه. اعتماد به نفس هم بايد اندازه ايده ها بزرگ باشه. تغيير محيط فعلي شايد ممكن نباشه ولي تغيير خودمون و تغيير محيط فعلي به جديد حتما ممكنه

  •  171. 

    برعكس اين قضيه هم ميتونه اتفاق بيافته دادن كارهاي بزرگ به افرادكوجك باعث نابودي سازمان ميشه .

  •  172. 

    چنين چيزي ممكن نيست زيرا مديران اول جايگاههاي خود را محكم و ميسازند

  •  173. 

    محيط كوچك براي آدمهاي بزرگ ومحيط بزرگ براي آدمهاي كوچك نابودكننده است تعادل وتوازن خوبه -اگركارهاي بزرگ را به آدمهاي كوچك وكارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ بسپاريم دسته اول توان انجام كار ودسته دوم رقبت انجام كار را ندارند وسازمان را به نابودي حتمي محكوم مي كنند-اروندي همدان

  •  174. 

    به نظر من هيچ آدم بزرگي در محيط كوچك محصور نميشود زيرا انسان زماني بزرگ مي شود كه اندازه و ظرفيت خود و سازمانش را شناخته باشد پس كسي كه چنين شناختي نداشته باشد بزرگ نيست و سازمان هر چند كوچك هم باشد براي او مناسب است بنابراين هيچ انسان بزرگي به سازمانهاي كوچك قانع نميشود .

 

 

ابتداي صفحه
انتشار كاريكاتور و تصوير

با ارسال تصاوير و كاريكاتورهاي مرتبط با موضوعات سايت، موجب افزايش موجودي خود شويد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

9-10
دی

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

16-17
دی

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.