راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
ديدگاه

ديدگاه : «مانند بزرگان»

عنوان دیدگاهمانند بزرگان
نویسندهاطاعت، حسن
فرستندهاطاعت، حسن
کلیدواژهبزرگان ؛ موفقيت ؛ كارآفرين ؛ مدير
منیعسايت شخصي نويسنده
لینکhttp://www.pazhoheshiar.com/weblog/fa/magaleh.asp
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

مانند بزرگان

نویسنده:اطاعت، حسن

مقدمه

خصوصيات افراد كارآفرين و مديران موفق از موضوعات مورد علاقه مديران، دانشجويان مديريت و علاقمندان به مباحث موفقيت و تعالي سازماني است. نگارنده در اين مطلب خصوصيات دو تن از بزرگترين كارافرينان كشور را مورد بررسي قرار مي دهد.

یكی از بهترین توفیق هایی كه در طول دوران كاری خود كسب كرده ام آشنایی با مردان اول صنعت IT ایران  است:

  • محمود نظاری، رئیس هیئت مدیره گروه شركتهای همكاران سیستم، مرد شماره 1 نرم افزار ایران
  • محمود امیری، رئیس هیئت مدیره گروه مادیران، مرد شماره 1 سخت افزار ایران

دلایل و سابقه آشنایی با هر كدام از این بزرگان، بسیار مفصل است كه بماند. اما دلیل نگارش ایــن یـــادداشت را عرض می كنم: همیشه عادت داشته ام رفتار انسانهای موفق را با كنجكاوی بررسی كنم. هدفم تقلید از آنان نیست، اما معتقدم صفات مشتركی در تمام انسانهای تأثیر گذار وجود دارد كه می توانند از عوامل اصلی موفقیت به شمار آیند. آقایان محمود نظاری و محمود امیری هر دو انسانهای بسیار موفق، الهام بخش و تأثیر گذاری هستند كه آشنایی با خصوصیات آنان برای اغلب افرادی كه در صنعت IT مشغولند جالب خواهد بود.

شروع كوچك، فكر بزرگ

آقای محمود نظاری 17 سال پیش كارش را از یك اتاق كوچك و با یك كامپیوتر قرضی شروع كرده است. آقای محمود امیری 40 سال پیش از یك نمایندگی كوچك ماشینهای اداری آغاز كرده است. اما هر دو افكار و ایده های بسیار بزرگی درسر داشتند. در لحظه شروع كار هیچكدام دقیقاً  نمیدانستند كه به اینجا خواهند رسید اما تصویری كه از آینده داشتند تصویر بسیار بزرگی بود.

استراتژی بعداً ایجاد می شود

در لحظه شروع كار، فقط عشق است كه حاكم است. استراتژی و Business plan، مال سن جا افتادگی است كه سرمایه ای جمع شده و نباید بی گدار به آب زده شود. همكاران سیستم در ده دوازده سال اول عمر خود، راه های متنوع و گاهی متضادی را رفته بود. آقای نظاری در سال 81 (یازده سال پس از تأسیس شركت) بود كه گفت اكنون دقیقاً می دانم كه فلسفه وجودی همكاران سیستم چیست، مشتریانش كدام است، چه محصولاتی را تولید خواهد كرد و چه محصولاتی را تولید نخواهد كرد. آقای امیری هم قطعاً با هدف تأسیس بزرگترین كارخانه تولید مونیتور خاورمیانه كار نمی كرد. این چیزی بود كه بعداً پیش آمد.

مشتری مهم است

آقای امیری می گوید بزرگترین موفقیت من این است كه می توانم در كمتر از دو ساعت به مشتری خدمات بدهم، آقای نظاری می گوید بزرگترین موفقیت من این است كه مشتری محصول مرا می خرد و با آن كار می كند. هر دو شركت البته در عمل مشكلاتی دارند اما هیچگاه از مشتری غافل نیستند.

فارغ از سیاست

امروزه رسم است كه هر آدم موفقی را به یكی از كانالهای قدرت منتسب می كنند اما هیچكدام از مردان شماره 1 نرم افزار و سخت افزار ایران - تا جایی كه من می دانم- به جایی وابسته نیستند. فارغ بودن از سیاست در رفتار و اندیشه هر دو آقایان مشهود است. جای سوال است كه چگونه می توانند از وابستگی های سیاسی دور باشند و در عین حال مجموعه هایی چنین عظیم را اداره كنند.

اسامی كوچك

هر دوی آقایان، مردم را به اسم كوچك صدا می كنند. چه خانم، چه آقا، چه مدیر، چه كارمند. و هر دو اصرار دارند تا جائیكه امكان دارد به این اصل پای بند باشند. شاید قصدشان این است كه هر تازه واردی را با رفتاری كه عرف ایران نیست خلع سلاح كنند و بازی را به دست گیرند. شاید قصدشان القای یك صمیمیت بیش از اندازه است. نمیدانم، ولی هر چه كه هست باعث می شود مخاطب در یك فضای متفاوت غافلگیر شود.

سوال

هر دو، همیشه سوال می كنند. سوال را با سوال پاسخ می دهند و پاسخ را به سوال بعدی وصل می كنند. سوالهایی كه می كنند گاهی به قصد آموختن است و گاهی به قصد یاد دادن. در سال 79 آقای نظاری تعداد كاركنان شركت مرا پرسید. جواب كه دادم بلافاصله پرسید سال آینده چند نفر خواهید شد؟ این سوال چشم مرا به افق های بسیار وسیع تری باز كرد. آقای امیری در اولین ملاقاتمان پرسید كه چند وقت یكبار ترازنامه شركت را بررسی می كنید؟ این سوال ها درس های مفصلی هستند. آقای نظاری در پاسخ به همكاران شركت من كه خواستار سخنرانی وی بودند به این سئوال اكتفا كرد: «نظر شما در مورد محمود نظاری چیست؟»

دغدغه عدم تكثیر!

آقای نظاری می گوید بزرگترین ناكامی من در این 17 سال این است كه نتوانسته ام افراد مناسبی را پیدا کنم که همانند یک کپی سه بعدی تمام رنگی جاندار عمل کنند و با آموختن اصول و بنیان های فکری موسسین شرکت، تجارتی را كه ایجاد كرده ایم به همین شکل ادامه دهند. آقای امیری می گوید من دارم پیر می شوم در حالیكه نتوانسته ام جوانهایی دقیقاً با افكار و ایده های خودم تربیت كنم ولی در عین حال، شركت را به آنان سپرده ام. انتخاب و آموزش مدیران جوان و سپردن شرکت به آنان، روحیه ای است که در هر دو مجموعه جاری است و به اعتقاد من، سهم اعظمی از رشد و توسعه خود را مدیون همین نگرش هستند اما سازمانها هر چقدر هم كه بزرگ و موفق باشند، از نظر فرد مؤسس، یك ساخته شخصی و یك ثمره عمر به شمار می روند. مثل پدری كه دوست دارد شخصیت خود را در فرزندانش تجلّی دهد، مؤسس ها هم دوست دارند سازمان بزرگشان دقیقاً طوریكه آنان فكر می كنند عمل كند.

جزئیات، جزئیات و باز هم جزئیات

هر دوی آقایان، مو را از ماست بیرون می كشند. چنان به جزئیات دقیق هستند كه وقتی در دفتر كارشان مهمان هستی ناخودآگاه لباس خود را مرتب می كنی مبادا كه ایراد بگیرند! دیده ام كه آقای نظاری حاضر به پذیرش خطای تایپی در حد یك ویرگول نبود و آقای امیری تداخل ناخودآگاه دو قرار ملاقات را به هیچ عنوان از منشی خود نمی پذیرفت.

حساسیتهای غیر عادی

اگر با آقایان نظاری و امیری كار می كنید مواظب زوایای غیر عادی، پنهان و فراموش شده رفتارتان باشید. چون به چیزهایی حساس هستند كه قابل پیش بینی نیست. آقای نظاری در بازدید اول خود از شركت من (سال 78) به جای میز جلسه، پشت كامپیوتری نشست كه به اینترنت وصل بود تا فردی را كه قبلاً پسوند com. را برای systemgroup ثبت كرده است پیدا كند. در بازدید دوم (سال 81) به كمد كتاب ها و نوارهای شركت حساس شده بود و نوار ویدئوی كلاس های مرا امانت گرفت. آقای امیری نام دختر كوچك مرا حفظ است اما شاید نام شركت مرا فراموش كرده باشد. این مردان بزرگ، به ما یاد می دهند كه گاهی كوچكترین جزئیات، شایستگی بیشترین توجه را دارند.

كیسه خلیفه ای در كار نیست

سالها پیش در معیت یك جمع، به مناسبت خاصی، توفیق دیدار با آقای خاتمی را داشتم. اعضای گروه، دلشان را برای سكه و پاداش صابون زده بودند ولی آنجا كه رسیدند، دیدند كه از این خبرها نیست. آقای خاتمی حرفهایش را زد و رفت! در دفتر آقایان نظاری و امیری هم از این خبرها نیست. دلیلی برای حاتم بخشی ندارند حتی اگر بدلایلی، این توقع در شما ایجاد شده باشد.

هویج و چماق

یكی از مشكلات اساسی من در شركت داری این است كه در كنار برخورد ملایم و آرام خود، ابزارهای كنترلی و نظارتی لازم را برای اعمال ضوابط و مقررات كار ندارم و معمولاً از همین ناحیه آسیب می بینم. آقایان نظاری و امیری هر دو خوش خلق، مهربان و گشاده رو هستند اما در كنار این هویج، چماقی هم دارند كه در مواقع لازم به كار می آید.

نظم آهنین امكان پذیر نیست

برخلاف پند و اندرزهای رایج كتابهای مدیریت زمان، وقت این آدمهای بزرگ را نمی توان در قالب قواعد و مقررات خود ساخته محدود كرد. هیچكدام از آقایان، تشكیلات آنچنانی برای اداره دفتر مدیریت ندارند و اختیار وقتشان تا حدود زیادی دست خودشان است. ظاهراً اندكی بی نظمی لازمه این فعالیتهای خلاقانه است. ذهن این آدمها بطور دائم در حال پردازش ایده و حل مسئله است بنابراین هر لحظه امكان دارد برنامه از پیش تعیین شده ای را بهم بزنند تا فرصت جدیدی را ایجاد كنند.

میز خالی

میز هر دوی آقایان خالی است. بدیهی است که نامه ها، گزارشها، پروپوزال ها، شرح پروژه ها، جزوه ها و سایر اوراق را از طریق اتوماسیون اداری می بینند ولی این تمام ماجرا نیست. به اعتقاد من، خالی بودن میز مدیر، سمبلی از توفیق وی در تقسیم کامل کار و فارغ شدن از گرفتاریهای اجرایی است. این توفیقی است كه كمتر سازمانی توان كسب آن را دارد.

نگاه به آینده

هر دو چنان مشتاق و با انرژی نسبت به آینده فكر می كنند و صحبت می كنند كه انگار صد سال دیگر زنده خواهند بود. گویی مرزی برای توقف آنان وجود ندارد. ایده های بسیار بزرگی كه اخیراً از هر دوی آقایان شنیده ام از تمام آنچه كه الان دارند بزرگتر است و با اطمینان می دانند كه این ایده ها را اجرا خواهند كرد. منبع این انرژی لایزال، قطعاً حرص مالی نیست، شوق كارآفرینی و ایفای نقش اجتماعی هم حدی دارد. نمیدانم از كدامین زلال سیراب می شوند.

تجارت سالم و تمیز

در و دیوار هر دو شركت گواهی می دهند كه ثمره هوش و خلاقیت و ابتكار و سخت كوشی هستند. بعید میدانم كه حتی یك دیوار از ساختمانهای همكاران سیستم و مادیران با پول آلوده بالا رفته باشد. هوا در این دو شركت، هوایی تمیز و نفس كشیدنی است. دست به هر چیزی كه بزنید لازم نیست كه بعداً دستانتان را آب بكشید، طهارت و سلامت اقتصادی، كاملاً مشهود است.

تفاوت ها

با وحود تمام این نقاط اشتراک، ظاهر و رفتار آقایان نظاری و امیری کاملا متفاوت است. آقای نظاری چهره و حالتی جستجوگر، كنجكاو، فعال، مشتاق و پرهیجان دارد. آقای امیری اما آرام، ری لكس، قانع و متفكر است. آقای نظاری حرف می زند اما آقای امیری گوش می كند. آقای نظاری فكرهایش را بیان می كند اما آقای امیری افكارش را بروز نمی دهد. آقای نظاری با اعضای فامیل كار نمی كند اما آقای امیری با تجارت فامیلی رشد كرده است. مهره مار آقای نظاری، هیجان و سرعت و هوش سرشار است. مهره مار آقای امیری، سن و لبخند و آرامش. آقای نظاری به اسباب بازیهای دیجیتال (از آخرین مدل hands free گرفته تا جدیدترین نمونه های hand held) علاقمند است، اما آقای امیری خودش را گرفتار نمی كند.

این تفاوت ها در کنار آن وجوه مشترک، بیانگر این واقعیت است که بزرگ بودن و موثر بودن، یک قالب مشخص و پیش ساخته ندارد که بتوان آن را به کار گرفت. برای اینکه «مانند بزرگان» عمل کنیم، ابتدا باید «مانندخودمان» باشیم.

حسن اطاعت – اردیبهشت 85
etaat@pazhoheshiar.com
هر گونه کپی، نقل و تکثیر فقط با اجازه کتبی مولف مجاز است.
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

 

 

ابتداي صفحه
بيان ديدگاه

ديدگاه ها (برداشت ها، تفسيرها، ايده، تحليل، بحث يا نقد) و نظرات شخصي خود يا ديگران كه مرتبط با موضوعات سايت مي باشند را در سايت راهكار مديريت منتشر كنيد و كاربران سايت را از آن ديدگاه ها آگاه سازيد.

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

18-19
آذر

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.