حكايت : «دير گچين»
|
|
مجموعه الكترونيك حاوي 100 حكايت مديريتي آموزنده و مفيد در يك CD |
دريافت مطالب مديريتي شامل جملات، حكايات و لطايف مديريتي از طريق SMS |
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 143819088 تعداد بازديد : 4795 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 07/02/1388 تاريخ انتشار : 07/02/1388 تاريخ ايجاد : 07/02/1388 امتياز 100 از 100 (2 امتيازدهنده) |
| عنوان | دير گچين |
|---|---|
| كليدواژهها | اندازه سازمان ؛ شناخت سازمان ؛ اشراف بر سازمان |
دير گچين
متن حكايت
در زمان سلطنت محمود غزنوي، پيرزني همراه كارواني سفر كرده بود و در منطقه اي به نام دير گچين، دزدان به كاروان او حمله آوردند و اموال او را بردند.
پيرزن پيش سلطان محمود رفت و شكايت كرد كه راهزنان مال او را غارت كرده اند و از او خواست كه مالش را بازستاند يا تاوان دهد.
سلطان گفت: «دير گچين كجا باشد!»
پيرزن گفت: «ولايت چندان گير كه بداني چه داري و به حق به آن برسي و نگاه تواني داشت.»
سلطان گفت: «راست مي گوئي» و دستور داد تاوان مال زن را به او دهند.
100حکایت مدیریتی(CD)
پيامك حكايت مديريتي
همه حكايتها
شرح حكايت
مديران توانمند و موفق، از ابعاد و اجزاء مختلف سازمان خود شناخت خوبي دارند.
- |
|||
مطالب مرتبط
- 1.
پايت را به اندازه گليمت دراز كن
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد







