حكايت : «دير گچين»
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 143819088 تعداد بازديد : 3030 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 07/02/1388 تاريخ انتشار : 07/02/1388 تاريخ ايجاد : 07/02/1388 امتياز 100 از 100 (1 امتيازدهنده) |
| عنوان | دير گچين |
|---|---|
| كليدواژهها | اندازه سازمان ؛ شناخت سازمان ؛ اشراف بر سازمان |
دير گچين
كليدواژهها : اندازه سازمان ؛ شناخت سازمان ؛ اشراف بر سازمان
متن حكايت
در زمان سلطنت محمود غزنوي، پيرزني همراه كارواني سفر كرده بود و در منطقه اي به نام دير گچين، دزدان به كاروان او حمله آوردند و اموال او را بردند.
پيرزن پيش سلطان محمود رفت و شكايت كرد كه راهزنان مال او را غارت كرده اند و از او خواست كه مالش را بازستاند يا تاوان دهد.
سلطان گفت: «دير گچين كجا باشد!»
پيرزن گفت: «ولايت چندان گير كه بداني چه داري و به حق به آن برسي و نگاه تواني داشت.»
سلطان گفت: «راست مي گوئي» و دستور داد تاوان مال زن را به او دهند.
شرح حكايت
مديران توانمند و موفق، از ابعاد و اجزاء مختلف سازمان خود شناخت خوبي دارند.
مطالب مرتبط
- 1.
پايت را به اندازه گليمت دراز كن
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد



