حكايت : «قلاب ماهيگيري»
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 126827393 تعداد بازديد : 3739 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 19/03/1388 تاريخ انتشار : 27/03/1388 تاريخ ايجاد : 19/03/1388 امتياز 100 از 100 (1 امتيازدهنده) |
| عنوان | قلاب ماهيگيري |
|---|---|
| نويسنده حكايت | شمس، سارا |
| كليدواژهها | فرصت ؛ فرصت يابي ؛ شناسايي فرصت ها ؛ نگاه خلاق |
قلاب ماهيگيري
متن حكايت
مردي گرسنه و فقير از راهي عبور مي كرد و با خود مي گفت: «خداي من چرا من بايد اينگونه گرسنه باشم. من بنده تو هستم و امروز از تو غذايي مي خواهم. تو به من دندان داده اي ، نان هم بايد بدهي.»
همانطور كه با خود در فكر بود به رودخانه اي رسيد. او به امواج رودخانه نگاه مي كرد و در افكار مريض و پر از درد خود غرق بود. ناگهان از دور برقي به چشمانش زد. خيلي خوشحال شد. فكر كرد كه حتما سكه طلايي است كه خدا براي او فرستاده تا او سير شود. به سمت نور دويد تا زودتر سكه را بردارد و با آن غذا يي بخرد. اما هر چه قدر نزديك تر مي شد نااميدتر مي شد. وقتي به آن شي فلزي رسيد ديد كه يك قلاب ماهيگيري است. مرد آن را برداشت. نگاهي به آن كرد ولي نفهميد كه آن شي چيست. او قلاب را به گوشه اي انداخت و رفت و در افكار پر از ياس و ناكامي خود غوطه ور شد. نمي دانست آن قلاب براي او آنجا گذاشته شده بود تا ماهي بگيرد و خود را سير كند. خدا به او پاسخ داده بود ولي او آنقدر هوش و ظرفيت نداشت كه آن پاسخ را بشنود.
شرح حكايت
قلاب هاي پيش روي خود را شناسايي كرده و از آنها استفاده كنيد.
براي دستيابي به فرصت ها بايد نوع نگاهمان را نسبت به پيرامون خود تغيير دهيم.
براي درك نعمات خدا بايد ديدمان را نسبت به لطف خدا تغيير دهيم.
مطالب مرتبط
- 1.
چشمان انسان دو تا است ، يكي طرف راست و ديگري سوي چپ روي انسان ؛ اما ديد انسان بايد زياده از دو تاباشد ، يعني هرشي و هرپديده را با يك ديد خاص بايد ديد و به آن نگاه كرد ؛ در غير آن انسان همانگونه ايكه پيش روي خود را نبيند در چاه مي افتد ، همينگونه اگر انسان ديد وسيع نداشته باشد حتما و حتما در چقوري هاي ناديدني برابر مي شود و گير مي ماند.
محمدمنيرمهربان
mmeharaban@yahoo.com
- 2.
چنين رهكاري را شما ارايه اصلا ربطي به مديريت ندارد
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد



