حكايت : «سنگ هاي مرمر شما كدامند؟»
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 109748219 تعداد بازديد : 3494 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 23/04/1388 تاريخ انتشار : 23/04/1388 تاريخ ايجاد : 23/04/1388 امتياز 66 از 100 (3 امتيازدهنده) |
| عنوان | سنگ هاي مرمر شما كدامند؟ |
|---|---|
| كليدواژهها | هدف ؛ برنامه ريزي ؛ نقشه كشيدن ؛ تفكر قبل از عمل كردن ؛ طراحي |
سنگ هاي مرمر شما كدامند؟
متن حكايت
مي گويند در زمانهاي دور پسري بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمي توانست با دستانش كار با ارزشي انجام دهد. اين پسر هر روز به كليسايي در نزديكي محل زندگي خود مي رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگي كه در حياط كليسا قرار داشت خيره مي شد و هيچ نمي گفت. روزي شاهزاده اي از كنار كليسا عبور كرد و پسرك را ديد كه به اين تكه سنگ خيره شده است و هيچ نمي گويد. از اطرافيان در مورد پسر پرسيد. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حياط كليسا مي آيد و به اين تكه سنگ خيره مي شود و هيچ نمي گويد.
شاهزاده دلش براي پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جاي بيكار نشسستن و زل زدن به اين تخته سنگ، بهتر است براي خود كاري دست و پا كني و آينده خود را بسازي.»
پسرك در مقابل چشمان حيرت زده شاهزاده، مصمم و جدي به سوي او برگشت و در چشمانش خيره شد و محكم و متين پاسخ داد: «من همين الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خيره شد.
شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ يك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه اي كه هنوز هم جزو شاهكارهاي مجسمه سازي دنيا به شمار مي آيد.
نام آن پسر «ميكل آنژ» بود!
مطالب مرتبط
- 1.
تفكر در مورد يك موضوع ، منجر به آفرينش يك اثر است .
- 2.
تفكر و تعمق پيش از عمل
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد



