راهكار مديريت :: براي افرادي كه به گونه‌اي با مديريت سر و كار دارند: مديران، مهندسان صنايع، حسابداران، مهندسان آي تي، مشاوران مديريت، شركت‌هاي خدمات مديريت، برنامه‌ريزان، دانشجويان و اساتيد و پژوهشگران رشته‌هاي مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلا
حكايت

حكايت : «رفوگران»

عنوانرفوگران
كليدواژه‌هافروش ؛ خلاقيت ؛ پشتكار ؛ ايده ؛ بومي سازي
منبعكتاب پيشگامان رشد زندگي نامه علي اكبر رفوگران موسس كارخانه فرانسه در ايران
درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري

رفوگران

منبع : كتاب پيشگامان رشد زندگي نامه علي اكبر رفوگران موسس كارخانه فرانسه در ايران
كليدواژه‌ها : فروش ؛ خلاقيت ؛ پشتكار ؛ ايده ؛ بومي سازي

متن حكايت

برای اشتراک دریافت ایمیلهای راهکار مدیریت، ایمیل خود را ثبت کنید:

علي‌اكبر رفوگران اوايل سال 1330 ازدواج كرد و در خانه پدرش با امكانات محدود تشكيل زندگي داد. در همين زمان پيش پدرش كار مي‌كرد. پدرش يك محموله بزرگ مداد ژاپني در سال 1332 خريده بود. آن زمان اجناس ژاپني كيفيت خوبي نداشتند و پرطرفدار نبودند. علي‌اكبر 23 ساله فكر كرد چه كار كند اين مدادها به فروش برسند تا هم پدر از دست آنها خلاص شود هم خود بتواند پولي به دست بياورد و جلوي پدر و همسرش خودي نشان دهد.

اين انديشه به ذهنش رسيد كه مي‌توان كاري كرد تا مدادها مورد توجه بچه‌هاي دانش‌آموز قرار گيرد. غروب آن روز به كارگاه يك جوان ارمني كه قالبساز بود رفت و از او خواست قالب كله عصا بسازد كه وقتي روي مداد قرار مي‌گيرد، مداد به شكل يك عصاي كوچك در بيايد و قالب كوچكي هم بسازد كه به وسيله آن، دو مداد روي هم سوار شوند. صاحب كارگاه ايده را به‌خوبي اجرا كرد و مداد در واقع عصايي زيبا به‌طول دو مداد با منگوله‌اي در قسمت بالا شد. به همسرش (كه در آن زمان 14 ساله بود) گفت آيا مي‌تواند با كلاف‌هاي نخ ابريشم منگوله درست كند و پاسخ وي مثبت بود. فردا صبح نزد پدرش رفت و يك صندوق مداد با شرط پرداخت يك ماهه از پدرش خريد و آن را به منزل برد و به كمك همسرش آن مداد را به شكل نمونه درست كرد. وي مطمئن شد كه با سود فروش آنها، مي‌تواند سرمايه خوبي دست‌ و پا كند و بر همين اساس به همسرش قول خريد خانه و طلا را داده بود. مدادها را پيش يك حراجي در بازار ناصر خسرو برد كه چيزهاي مختلف از جمله ساعت مي‌فروخت.

حراجي پس از ديدن مدادها توجهي به آنها نكرد. احساس شكست مي‌كرد. ناگهان انديشه‌اي به ذهنش رسيد. پرسيد: «سود فروش ساعتت چقدر است؟»

گفت: «20 تومان.»

رفوگران پيشنهاد كرد 20 تومان را به وي بپردازد تا به جاي آن مدادها را روي ميز حراجي بفروشد. پس از اينكه مداد‌ها روي ميز ريخته شد طي نيم ساعت فروخته شدند. اين موفقيت به گونه‌اي وي را به وجد آورد كه تحقق تمام روياهايش را ممكن دانست. درتمام زندگي‌اش موفقيت بيش از سود، وي را شاد مي‌كرد. جدي گرفتن كارها اساس كسب و كار و اصول زندگي‌اش بود. پس از آن زيرزمين منزل را كارگاه مداد عصايي كرد و در طول چند روز، همه مدادها را فروخت و سرمايه لازم براي كارهاي بعدي را به دست آورد. پس از آن بسياري از تجار نوشت‌افزار اين‌گونه مدادها را به شركت‌هاي سازنده مداد سفارش دادند.

صد حکایت مدیریتی
همه حكايتها
کانال تلگرام

درباره مطلب جاري نظر دهيد مطالب مرتبط با مطلب جاري  

 

مطالب مرتبط

  •  1. 

    عالي

  •  2. 

    با تشكر آموزنده بود

  •  3. 

    عالي

  •  4. 

    چه نكته اي ميشه از اين فهميد؟

 

 

ابتداي صفحه
انتشار حكايت

حكايت‌هاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد

دوره‌های آموزشی
راهکار مدیریت

6
آبان

آشنایی با قانون مالیات‌های مستقیم و معافیت‌های آن

7
آبان

آشنایی با قانون مالیات بر ارزش افزوده و معافیت‌های آن

21
آبان

مدیریت زمان

4-5
آذر

اصول تنظیم و انعقاد قراردادها

18
آذر

آيين دادرسي و دفاع در مراجع حل اختلاف

18
آذر

مدیریت تحول سازمانی استراتژیک

18-19
آذر

آشنایی با قانون تأمین اجتماعی

2-3
دی

كارگاه مديريت فرايندهاي كسب و كار با مدلسازي بر اساس استاندارد BPMN2

9-10
دی

آشنایی با قانون کار

30 دی
و
1 بهمن

آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در قراردادهای پیمانکاری


راهكار مديريت 94-1383
كليه حقوق محفوظ است.
نقل مطالب با ذكر منبع و درج لينك آزاد است.