حكايت : «راهب جوان و زن زيبا»
|
|
مجموعه الكترونيك حاوي 100 حكايت مديريتي آموزنده و مفيد در يك CD |
دريافت مطالب مديريتي شامل جملات، حكايات و لطايف مديريتي از طريق SMS |
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 103259222 تعداد بازديد : 8050 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 30/11/1388 تاريخ انتشار : 08/12/1388 تاريخ ايجاد : 30/11/1388 امتياز 100 از 100 (6 امتيازدهنده) |
| عنوان | راهب جوان و زن زيبا |
|---|---|
| نويسنده حكايت | مكنا، پل |
| مترجم حکایت | گنجي، لادن ؛ سپانلو، كيوان |
| فرستنده حكايت | فيض آبادي، حامد |
| نويسنده شرح | فيض آبادي، حامد ؛ سايت رهكار مديريت |
| كليدواژهها | برداشت ؛ قضاوت ؛ نفس عمل ؛ باطن اصول |
راهب جوان و زن زيبا
متن حكايت
دو راهب از ميان جنگل مي گذشتند كه چشمشان به زني زيبا افتاد كه كنار رودخانه ايستاده بود و نمي توانست از آن عبور كند. راهب جوان تر به خاطر آن كه سوگند عفت خورده بودند، بدون هيچ كمكي از رودخانه عبور كرد اما راهب پير تر آن زن را بغل گرفت و از رودخانه عبور داد. زن از او تشكر كرد و دو راهب به راه خود ادامه دادند. راهب جوان در سكوت، مرتب اين واقعه را براي خود مرور مي كرد: «چگونه او اين كار را انجام داد؟»
اين را راهب جوان با عصبانيت به خود مي گفت: «آيا سوگند را فراموش كرده است؟»
راهب جوان هر چه بيشتر فكر مي كرد بيشتر عصباني مي شد و در ذهن خود با اين موضوع مي جنگيد: «اگر من چنين كاري را انجام داده بودم حتما" توبيخ مي شدم، اين براي من غير قابل هضم است.»
او به راهب پير نگاه كرد تا ببيند آبا او از كار خود شرمنده است يا خير، ولي مي ديد كه راهب پير خيلي راحت و خونسرد به راه خود ادامه مي دهد. نهايتا" راهب جوان نتوانست بيش از اين طاقت بياورد و از راهب پير پرسيد: «چگونه جرأت كردي به آن زن نگاه كني و او را در آغوش بگيري و حمل كني؟ مگر سوگند را فراموش كرده اي؟»
راهب پير با تعجب به او نگاهي كرد و سپس با مهرباني به او گفت: «من همان موقع كه او را بر زمين گذاشتم ديگر حمل نكردم ولي تو هنوز داري او را حمل مي كني.»
100حکایت مدیریتی(CD)
پيامك حكايت مديريتي
همه حكايتها
شرح حكايت
اين داستان نشان مي دهد كه چگونه در شرايطي يكسان افراد ديدگاه هاي گوناگون دارند. كه هر كس با توجه به ديدگاه و برداشت، عملي متفاوت انجام مي دهد و ممكن است با نگرشي منفي كاري صحيح را انجام ندهد.
______________________________
دريافت نفس و باطن يك مفهوم يا قاعده خيلي مهم تر از صورت ظاهري يا بروز عملي آن است. اگر اين امر در آموزش مد نظر قرار گيرد خيلي از مشكلات سازماني و اجتماعي حل خواهد شد.
- |
|||
مطالب مرتبط
- 1.
مسائلي كه باعث پريشاني ذهن و افكار مان مي شود را در همان لحظه تمام كنيم .
- 2.
بسيار عالي بود.ممنون
- 3.
دست شما درد نكند بسيار عالي بود .
- 4.
خوشم اومد.آموزنده بود
- 5.
دست شما درد نكند بسيار عالي بود .
- 6.
آفرين - بايد آموخت كه هركس را در انجام هر عملي آزاد گذاشت حتي اگر همقسم باشند تا آنجا كه به كسي آسيبي نرسد .
- 7.
افكار ما كردار ما را شكل مي دهند . افكارمان را درست كنيم زندگيمان متحول مي شود.
- 8.
graet
- 9.
راهب بزرگ استاد كونگ فو بود راهب جوان مريد استاد هفشجان
- 10.
تشكر يك دنيا مطالب اموزنده را بيشتر كنيد _ قره داغي
- 11.
بسيار جالب ومتفاوت
- 12.
به نظر من نفس عمل ونيت راهب مهم است .براي كمك به هم نوع ورضاي خدا بايد خط قرمز رابعضي مواقع شكست.يعني بعضي وقتها انعطاف داشته باشيم در مديريت
- 13.
عالي بود
- 14.
بد نبود
- 15.
تعجب كردم
- 16.
بسيار ريز مطلب عنوان شده و خيلي پر مغز است
- 17.
فوقالعاده بود
- 18.
خوش به حال راهب
- 19.
هميشه با تجربه ها منتقي ترين كار را انجام مي دهند. و جوان تر ها كارهاي نسنجيده را
- 20.
همه حكايت ها را خواندم عالي بود وعالي تر اينكه فقط خواندن نباشد در زندگي به كار بگيرم .
- 21.
بسيارپرمعني بودچون وقتي پاي ارزش انساني پيش مي آيد بايستي ملاك ارج گذاري به انسان باشد وازآنجايي كه ان راهب پير اين قضايا برايش حل شده بود به همان راحتي كه كارراانجام داد به همان راحتي هم آن رافراموش كرد.درمديريت هم مي توان گاهي براي منافع انساني بعضي قوانين راتغييرداد تاوفاداري كاركنان به رهبري بعدعميق تري بيابد وانگيزه كاركنان هم بيشترشود
- 22.
مطلب بسيار جالبي بود يعني هر نگاهها باهم فرق ميكند نگاه با نفس غلط چيز ديگر است ولي نگاه با چشم نوع دوستي وانساني چيز ديگراست پس بيايئد ما هم نگاه انسان دوستانه داشته باشيم
- 23.
خوب
- 24.
خوب بود .ولي اين ماله قديمه اگه الان جرات داشته باشين مردين
- 25.
عفت فكر آدمي صد برابر عفت تن آدمي شريف است.
ممنون از داستانتون
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد







