حكايت : «مديريت موفق مثل شعبده بازي است»
|
|
مجموعه الكترونيك حاوي 100 حكايت مديريتي آموزنده و مفيد در يك CD |
دريافت مطالب مديريتي شامل جملات، حكايات و لطايف مديريتي از طريق SMS |
| نوع مطلب : حكايت شماره سريال : 100684371 تعداد بازديد : 10673 امتياز : | تاريخ بهروزرساني : 28/08/1385 تاريخ انتشار : 06/09/1385 تاريخ ايجاد : 24/08/1385 امتياز 100 از 100 (2 امتيازدهنده) |
| عنوان | مديريت موفق مثل شعبده بازي است |
|---|---|
| نويسنده حكايت | بران، دابليو استيون |
| فرستنده حكايت | رنجبر كلهرودي، عباس |
| نويسنده شرح | رنجبر كلهرودي، عباس؛ اميدوار، مجيد |
| كليدواژهها | اشتباهات رايج مديران؛ اهميت سود در شركت ها؛ نگرش سيستمي؛ جابجايي در اهداف؛ هدف و وسيله |
| منبع | بران، دابليو استيون. 1380. 13 اشتباه مهلك مديران و طريقه اجتناب از آنها. ترجمه: لعيا موسايي. تهران.نسل نو انديش. |
| توضيح | كتاب فوق در 13 بخش تنظيم شده است ودر مورد تكميل مهارت هاي رهبري و مديريتي و در راستاي پيشگيري از اشتباهات رايجي است كه مديران در باره كاركنان تحت كنترل خود انجام ميدهند. |
مديريت موفق مثل شعبده بازي است
متن حكايت
يك روز رئيس يك شركت در رستوراني، واقع در مركز شهر ناهار ميخورد. وسط ناهار بود كه صداي آشناي 4 نفر را از غرفه كناري شنيد. بحث آنقدر شديد بود كه او نمي توانست استراق سمع نكند. او ميشنيد كه هر يك از مديران با غرور درباره قسمت خود داد سخن ميدادند. مهندس ارشد بخش توليد مي گفت: "بحثي نيست، بخشي كه مهمترين كمك را به موقعيت يك شركت مي كند بخش توليد است. اگر شما در شركت خود توليد خالص نداشته باشيد، پس هيچ دستاوردي نخواهيد داشت."
ناگهان مدير بخش فروش، وسط حرف او پريد و گفت: "اشتباه است! بهترين توليد دنيا بي فايده است مگر اينكه براي فروش آن، بخش فروش و بازاريابي نهايت سعي خود را بكند."
معاون سازمان كه مسئول روابط عمومي و همگاني بود، نظر ديگري داشت و ميگفت: "اگر شما درون و برون شركت تصوير خوبي نداشته باشيد، شكست حتمي است. هيچ كس محصول شركتي را كه مورد اطمينان نيست نميخرد."
ديگر معاون رئيس كه مسئوليت روابط انساني سازمان را به عهده داشت، در واكنش به او گفت: "ما همه مي دانيم كه قدرت يك شركت بر پايه افراد آن شركت است. يك شركت با افرادي كه شخصا" داراي انگيزه قوي منفي هستند، به بن بست ميرسد."
هر يك از چهار مرد بلند پرواز در زمينه مودر علاقه خود بحث مي كردند. بحث ادامه يافت تا اين كه رئيس ناهار خود را تمام كرد. او هنگام بيرون رفتن از رستوران كنار غرفه آنها ايستاد و گفت: "آقايان محترم، من ناخودآگاه به صحبت هاي شما گوش كردم و از افتخاري كه هر يك از شما در قسمت خود بدست آورده ايد، لذت بردم، اما بايد بگويم كه تجربه به من نشان داده است همه شما اشتباه ميكنيد. هيچ بخشي از يك شركت به تنهايي مسئول موفقيت آن نيست. اگر شما به عمق مساله فكر كنيد، در مييابيد كه مديريت يك شركت موفق درست مثل شعبده بازي است كه سعي ميكند 5 توپ را در هوا نگه دارد. چهار عدد از اين توپ ها سفيد هستند و روي يكي از آنها نوشته شده است : "توليد". روي ديگري نوشته شده است: "فروش". روي توپ ديگر نوشته شده "روابط عمومي و همگاني " و روي توپ چهارم نوشته شده : "مردم". علاوه بر اين چهار توپ سفيد ، يك توپ قرمز وجود دارد. روي اين توپ قرمز نوشته شده است: "سود". هميشه شعبده باز بايد به خاطر داشته باشد كه هر چه اتفاق بيفتد نبايد توپ قرمز را روي زمين بيندازد."
حق با او بود. يك شركت با بهترين ميزان توليد، عاليترين وجه در بين مردم، داشتن افراد بسيار متعهد و پشتيباني مالي بسيار بالا، بدون سود به زودي دچار مشكل ميشود. مشكلي كه به سرعت 500 شركت موفق را به يك خاطره تبديل مي كند.
100حکایت مدیریتی(CD)
پيامك حكايت مديريتي
همه حكايتها
شرح حكايت
در اغلب سازمانها بعضي از مديران و بخشها، نقش خود را كليدي و يا اصل و بقيه را حاشيه ميپندارند و اهميت و جايگاه خود را بيش از بيش در سازمان بزرگ ميپندارند به گونه اي كه نقش ديگران را ناديده ميانگارند و از اين نكته غافلند كه سازمان آنها در حقيقت يك سيستم بهم پيوسته است و موفقيت هر عضو از اعضا وابسته به سايرين است.
چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
*
ميتوان گفت كه توپ قرمز، هدف يك سيستم يا سازمان است و توپهاي سفيد، وسيله رسيدن به آن هدف هستند، نه خود هدف. معمولاً جابجايي در اهداف به دليل نگرش اشتباه در مورد هدف و وسيله رخ ميدهد.
- |
|||
مطالب مرتبط
- 1. اهداف (Objectives)
تعريف : منظور، خواست، قصد يا آرمان مشخص.
- 2. تفكر سيستمي (Systems Thinking)
- 3. رهبري (Leading)
- 4. رويكرد سيستمي (Systems Approach)
- 5. كار تيمي (Teamwork)
تعريف : كاري كه توسط افرادي در قالب يك تيم انجام شود، اغلب با هدف دستيابي به اثربخشي بيشتر نسبت به شرايطي كه همان افراد آن كار را انفرادي انجام دهند.
- 6. هماهنگي (Coordination)
تعريف : تمام فعاليتهاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.
شرح : برخي نويسندگان هماهنگي را يكي از وظايف مديريت برميشمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساس مديريت ميدانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است.
- 1. افقهاي دور دستهامارسكيولد
- 1.
مطلب خيلي خوب بود
- 2.
با تشكر فراوان خيلي خوشحالم به اين سايت معرفي شدم كه استفاده لازم بحد اعلي دست يابم
- 3.
مطلبه خوب بود ولي حس كردم يه چيزي كم داره فكركنم طرز بيانش جذاب نبود اما اصل مطلب به درد بخور بود ممنون
ارزيابي و نظردهي
حكايتهاي مرتبط با مباحث سايت را ارسال كنيد و موجودي خود را افزايش دهيد







